در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برنامه «پلی به گذشته» که با اجرای خسرو معتضد چند سالی است از شبکه دوم سیما پخش میشود بیش از حد دچار یکنواختی شده است و این مهمترین آفت یک برنامه میتواند باشد. یکنواختی برای هر برنامهای آفت است بخصوص برای برنامهای که قرار است به تاریخ بپردازد. تاریخی که همیشه با صفاتی چون خستهکننده، ملالآور و تکراری همراه است. لذا شناختن مخاطب برای این نوع برنامهها ضرورتی بیشتر دارد. برنامهای با موضوع تاریخ نباید خودش نیز تاریخی شود بلکه باید بیش از اینها با شرایط زمانه هماهنگ گردد. به تاریخ پرداختن به معنای در تاریخ ماندن نیست و دلیلی وجود ندارد که یک برنامه تاریخی دکور جذاب یا بخشهای متنوعی نداشته باشد. البته نه به این معنا که برنامه اصالت خودش را از دست بدهد و برای جذب مخاطب هرکاری انجام دهد، اما نادیده گرفتن مخاطب نیز بههیچوجه مساوی اصالت نیست.در ضمن موضوعات تاریخی طرحشده در برنامه نیز تا حدودی تکراری و یکنواخت شده است. موضوعات اکثرا پیرامون خاندان پهلوی و خیانتها، روابط پشت پرده و سیاه آنان است و مردم کاملا با آنها آشنا هستند و اگر هم نکته جدید و ناگفتهای وجود دارد باید در حد و اندازه مناسبی عرضه شود.
قرائت شخصی یا استناد تاریخی
نکته دیگری که درخصوص این برنامه میتوان ذکر کرد این است که خسرو معتضد به عنوان یک تاریخشناس و مجری اعتبار خاص خودش را دارد و فردی کاملا شناختهشده به حساب میآید، اما مخاطب هم با تمام احترامی که برای اشخاص صاحب نام در هر زمینهای قائل است، به دنبال یک چیز قطعی است. یک حرف تمام شده و مطمئن که در بحثهای خانوادگی، در منزل اقوام و محل کار و هر جایی بتواند با اطمینان آن را بازگو کند. پلی به گذشته در عین حال که تاریخ را روایت میکند، قرائتی شخصی از تاریخ دارد. به این معنا که روی یک موضوع تردید برانگیز و غیرمستند، به جای تحقیق و پژوهشهای وسیعتر و ارائه یک نظر قطعی، صرفا به روایت شخص خود میپردازد. بهترین مثال در این زمینه جدال (البته از نوع حرفهای و تخصصیاش) خسرو معتضد با دکتر محمود کاشانی فرزند مرحوم آیتالله کاشانی است که نشان از همین قطعی نبودن برخی روایتها دارد. نه اینکه تاکنون معتضد روایتی جعلی را از تاریخ ارائه داده است، ولی به هرحال همه چیز به اطلاعات تاریخی شخص خلاصه نمیشود و تکنیکهای برنامهسازی و اجرا در باورپذیرتر و قابل اطمینانتر کردن مباحث نقش بسیار مهمی دارد. البته این جدلها و نظرات مخالف و موافقی که درخصوص این برنامه و بحثهای آن شکل میگیرد اتفاقا از نقاط قوت است. اینها همه جزو جذابیتهای یک برنامه تلویزیونی است اما محل این مناقشه نباید اینجا باشد. محل مناقشه میتواند تفسیری از تاریخ باشد، اما نباید خود تاریخ باشد. تاریخ باید مستند و دقیق باشد و مناقشهبردار نیست. تفسیر آن اما جای مناقشه دارد و طبیعتا بحث و جدل سر این تفسیر اتفاقات جزو محاسن هر برنامه تلویزیونی تاریخ محوری است.
حسین گودرزی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: