این که فردی به عنوان «جمعکننده تیم امید ایران» معرفی شده است، در ادبیات فوتبال دنیا سابقه و مفهومی ندارد و تنها به دوگانگی و بیثباتی دعوتشدگان به اردو خواهد انجامید، چون آنها مدتی بعد از آشنایی با تفکرات افاضلی ناچارند تغییر رویه دهند و برحسب سیستم فکری سرمربی اصلی تیم رفتار کنند. به هر حال برخلاف ادعای رئیس فدراسیون فوتبال مبنی بر توجه خاص و تدارکات خوب تیم امید، ما در عمل از فراهم آوردن اولیهترین نیازهای تشکیل یک تیم که گردآوری بازیکنان و سرمربی است عاجز ماندهایم، حال آن که فوتبال ما در جام ملتهای آسیا با رو کردن به بازیکنان جوان ممتازی نظیر آرش افشین، کریم انصاریفرد و احسان حاجصفی نشان داد هنوز از پتانسیل بسیار بالای بازیکن در رده سنی امید سود میبرد. از سوی دیگر مطرح شدن نام منصور ابراهیمزاده در فهرست مربیان دنیای فوتبال، نشانه برخورداری از توان بالقوه، در عرصه مربیگری است.آنچه بدیهی است فوتبال ایران همچنان در حسرت برخورداری از مدیریتی مدون و علمی، استقلال رای، برنامه نو، خرد جمعی و امکانات نرمافزاری و سختافزاری است و نبود این فاکتورهای بسیار لازم و موثر، پتانسیل غنی منابع انسانی ما را همچنان بر باد میدهد. تیم امید کنونی ما نیز به سبب برخورد با همین مشکلات و تنگناها، عمری سراسر چالش و تنش را پشتسر گذاشته است.جالب آن که در مواجهه با تمام این مشکلات کسانی که مقصر معرفی شدهاند تنها مردم، رسانهها و کارشناسان بودهاند(!) و اکنون به جای آن که زبدگان و کارشناسانی نظیر یاوری، ذوالفقارنسب و قلعهنویی که عمری را با تجربههای باارزش حوزه عملی سپری کردهاند، سیر المپیکی شدن این تیم را هموار کنند کار به افرادی سپرده شده که تجربهاندوزی شخصی خود را به غلط از این نقطه آغاز میکنند. در حقیقت در حالی که ما برای جراحی موفق شکل بدنه فوتبال امید خود به جراحی کارکشته در این رشته نیازمندیم تیغ را به دست اسکنرهایی سپردهایم که تنها در زمینه تشخیص میتوانند به ما کمک کنند و صلاحیت عملی درمان مشکل را ندارند.
قاسم پناهگر / کارشناس فوتبال
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم