در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سهم کم ادبیات داستانی البته تنها منحصر به رویدادهای مرتبط با فجر و انقلاب نیست و اگر به پیشینه جوایز ادبی مانند کتاب سال، جایزه جلال آلاحمد، قلم زرین و... نگاهی کنیم درمییابیم که اکثر این جوایز نسبت به ادبیات داستانی و معرفی برگزیده در این رشته معمولا کملطفی میکنند. برخی کارشناسان در این باره معتقدند که دست نویسندگان انقلاب در تولید آثار فاخر و تاثیرگذار در مقایسه با دیگر هنرها خالی است.
نیاز به پژوهش و تعریفی جامع
امیرحسین فردی که دبیری جشن داستان انقلاب را بهعهده دارد روز گذشته در جمع خبرنگاران حاضر شد و نظر دیگری را طرح کرد.
او به صراحت میگوید که هیچ کس نمیتواند اظهارنظر و ارزیابی دقیقی درباره کیفیت و کمیت آثار داستانی انقلاب داشته باشد چراکه تحقیق و پژوهش جامعی در این زمینه انجام نشده است و حتی هنوز تعریف مشخص و مورد اجماع همه نویسندگان و منتقدان از داستان انقلاب وجود ندارد.
با این حال، محمد ناصری نویسنده که یکی از داوران جشن داستان انقلاب هم هست در پاسخ به این پرسش که «داستان انقلاب» چه نوع آثاری را شامل میشود، میگوید: ما در داوریهایمان مهمترین معیاری که در نظر گرفتیم بازه تاریخی است یعنی از سال 1332 به این طرف که زمینههای شکلگیری انقلاب به صورت جدی ایجاد میشود و تا پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 57 ادامه پیدا میکند.
حق ادا نشده انقلاب
اما محمدکاظم مزینانی نویسنده کتاب «شاه بیشین» که در دوره نخست جشن داستان انقلاب به عنوان اثر برگزیده معرفی شد، میگوید که از نظر کمی و کیفی حق انقلاب به هیچ وجه در عرصه رمان ادا نشده است و شاعران و حتی سینماگران در مقایسه با داستاننویسان آثار ارزشمندتری آفریدهاند.
محمدعلی گودینی، نویسنده کتاب تالار پذیرایی پایتخت هم با مزینانی همعقیده است و میگوید: هنوز ادبیات انقلاب به عظمت انقلاب مردم نرسیده است. هرچند ادبیات انقلاب توسط نویسندگان تازهکار و جوان که عشق به انقلاب داشتند، جان گرفت.
او ادامه میدهد: بسیاری از این نویسندگان ساختارها را خوب نمیشناختند و قلمشان ناپخته بود اما تا اینها حوزه داستان را بشناسند جنگ تحمیلی آغاز شد و ادبیات نتوانست به طور شایسته به وقایع انقلاب بپردازد.
شبکه نامناسب توزیع و نقش رسانهها
در مقابل البته هستند نویسندگانی که دیدگاه دیگری دارند. مثلا حسین فتاحی نویسنده و مدرس داستاننویسی میگوید که نویسندگان ما چه در زمینه انقلاب اسلامی و چه در زمینه جنگ، فعالیت خود را انجام دادهاند و اگر به نظر میرسد این ادبیات مهجور مانده، به دلیل مناسب نبودن شبکه توزیع و فروش است.
او تاکید میکند: اگر مسوولان فرهنگی به همان اندازه که به فکر تولید کتاب هستند، به توزیع مناسب و رساندن کتاب به دست مردم نیز فکر میکردند، ادبیات انقلاب و بهطور کلی ادبیات داستانی با چنین وضعیتی روبهرو نبود.
امیرحسین فردی هم بخشی از این مهجوریت را به رسانهها مرتبط میداند و میگوید: ما نه تنها در حوزه خلاقیت و آفرینش ادبیات داستانی عقبیم بلکه در حوزه رسانه هم بسیار عقب ماندهایم.
فردی در عین حال تا حدودی قبول دارد که ادبیات داستانی همپا و همشأن انقلاب رشد نداشته است و درباره علل آن میگوید: یکی از دلایل آن این است که داستان انقلاب همزاد با خود انقلاب است و در خروش و جوشش انقلاب متولد شده است. ما قبل از انقلاب، نویسنده انقلابی نداریم؛ نویسندههای ضدانقلاب زیاد داریم که همانها بعد از انقلاب هم نوشتههای ضدانقلاب نوشتهاند و تحریف تاریخ کردهاند و علیه این مردم و نهضت نوشتهاند.
در چنین شرایطی باید گفت جشن داستان انقلاب اگرچه هنوز در ابتدای راه است اما در همین دوره کوتاه توانسته در میان بسیاری از نویسندگان جوان و پیشکسوت ایجاد انگیزه کند و خروجی آن هم در دورههای گذشته آثاری در خور بودهاند. شاید به قول محمدکاظم مزینانی اگر این جشن در هر سال منجر به خلق فقط یک رمان خوب در حوزه انقلاب شود بعد از 10 سال 10رمان خوب با موضوع انقلاب خواهیم داشت که حداقل یکی از آنها میتواند اثری ماندگار باشد و دستمایهای برای تولید سینمایی و تلویزیونی فاخر شود.
سینا علیمحمدی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: