به گزارش ایسنا، روزنامه فرانسوی لوموند در گزارشی اختصاصی درباره گروه اخوان المسلمین مینویسد:
«اخوان المسلمین اگرچه محرک اصلی جنبش اخیر انقلابی در مصر نیست، اما منفعت برنده اصلی این جنبش اعتراضی است. اخوان المسلمین با حضور در اعتراضات مردمی در میدان التحریر و خیابانهای اسکندریه به معترضان متعلق به گروههای دیگر از جمله مخالفان لاییک و چپگرا و حتی به کاربران شبکههای اجتماعی در اینترنت پیوست.
توفیق آکلیماندوس، محقق و مورخ کالج فرانسه، اظهار میدارد: پشتیبانی اخوان المسلمین از معترضان میدان التحریر در مصر انکار نشدنی است. آنها به معترضان، دارو غذا و پتو دادند و همین کمکهای آنها سبب شد که جنبش مردمی ادامه پیدا کند.
اخوان المسلمین به ائتلاف ملی تغییر در مصر پیوست و حمایت خود را از همه خواستههای آنان از جمله کنارهگیری سریع حسنی مبارک، تشکیل یک دولت موقت جدید، لغو وضعیت اضطراری، اصلاحات اساسی و انتخابات آزاد اعلام کرد.
اما از دیدگاه توفیق آکلیماندوس، ائتلاف ملی تغییر، ائتلاف ناهمگن و نامنظمی است که حجم عظیمی از دیدگاههای معترضان را گردآوری کرده است.
وی درباره نقش اخوان المسلمین در این جنبش میگوید: اخوان المسلمین از یک نیروی سازمان یافته متعلق به خودشان برخوردار هستند. آنها برای ابراز وجود احتیاجی به این ائتلاف ندارند و غیر قابل تصور است که بدون در نظر گرفتن نقش آنان بخواهیم از بحران کنونی مصر خارج شویم.
اخوان المسلمین بارها تکرار کردهاند که قصد معرفی کاندیدایی در انتخابات ریاست جمهوری ماه سپتامبر مصر را ندارند. آیا این بدین معنی است که آنها علاقهای به قدرت ندارند؟ آکلیماندوس این گونه به این سوال پاسخ میدهد: نه. برنامه اخوان المسلمین یک استراتژی بلندمدت است. در کوتاه مدت آنها تنها منفعت خود را در مذاکره و بحث میبینند. آنها برای کسب حقوق و مشروعیت جنبش خود مبارزه میکنند.
استفان لاکروا، متخصص اسلام سیاسی در فرانسه میگوید: آنها سیاستمداران کارکشته و محتاطی هستند. آنها در تمام عرصهها ایفای نقش میکنند. از زمان دهه 70، اخوان المسلمین همزمان هم در درون نظام مصر و هم در بیرون آن تحول پیدا کرده است.
وی میافزاید: اگر مذاکرات در مصر شکست بخورد، آنها میدانند که نخستین قربانیان فشار و سرکوب خواهند بود. برای اجتناب از این احتمال، آنها احتیاج دارند تا نقش یک نیروی آرام کننده را ایفا کنند.
در اخوان المسلمین به طور کلی سه گرایش اصلی وجود دارد؛ گرایش نخست را شاگردان سید قطب، نظریه پرداز مصری که سال 1966 در زمان حکومت جمال عبدالناصر اعدام شد، تشکیل میدهند. آنها طرفدار حکومت اسلامی هستند. گرایش دوم را پیروان سلفی تشکیل میدهند که پیشنهاد احیای جامعه اسلامی زمان صدر اسلام و تفسیر دقیق متون دینی را میدهند. سومین گرایش که کوچکتر از بقیه است، مسلمانان دموکرات هستند که خواهان به کارگیری همزمان اسلام و دموکراسی هستند.
از دیدگاه استفان لاکروا، اغلب اعضای اخوان المسلمین مشخص نمیکنند که به کدام گرایش تعلق دارند. اگر امروز میبینیم که رهبران اخوان المسلمین محافظهکار هستند، به دلیل فشار بیش از حدی است که از سوی حکومت بر آنها وارد میشود.
آکلیماندوس معتقد است که با وجود این گرایشها، اخوان المسلمین در صورت نیاز میتواند متحد شود و انسجام پیدا کند.
اخوان المسلمین در صورت انتقال دموکراتیک قدرت، منافع زیادی را به دست خواهند آورد. این اتفاق میتواند برای آنها آزادی، حق شرکت در انتخابات و حضور در رسانهها را به همراه داشته باشد. از دیدگاه آکلیماندوس، به همین دلایل آنها هیچ دلیلی برای مخالفت با این تحول نمیبینند.
وی میگوید: با این وجود آنها دموکرات نیستند. به رغم همراهی با معترضان دموکرات و حمایت بخش کوچکی از این گروه از دموکراسی، اما آنها تاکنون صحبتی از گفتوگوی دموکراتیک نکردهاند.
از دید این مورخ، اخوان المسلمین همواره افق تاسیس دولت اسلامی را حفظ کرده است. وی معتقد است که آنها دستور کار تشکیل دولت اسلامی را نادیده نمیگیرند و عملگرایی آنها بدین معنی نیست که آنها از ریشههای ایدئولوژیک خود کوتاه میآیند.
استفان لاکروا نیز عقیده دارد که اخوان المسلمین ماموریت اصلی خود را تشکیل یک دولت شهروندی مردمسالارانه با ریشههای اسلامی میدانند.
وی عقیده دارد که این جنبش با قدرت و با جدیت در حال تغییر و پیشروی است.
از دید وی، اگر انتقال دموکراتیک قدرت در مصر با شفاف شدن و گشایش فضا در این کشور همراه شود، ممکن است که بحثهایی که امروز رهبران اخوان المسلمین پشت درهای بسته انجام میدهند، به فضای عمومی منتقل شود و این ممکن است توازن را در اخوان المسلمین و احتمالا به نفع گرایش دموکراسی خواه آن دچار تغییر کند.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم