گزارشی از برنامه «یک مثل، یک نمایش»

تجربه‌ای نو در خلق نمایش رادیویی

در حال حاضر شبکه‌های مختلف رادیویی. نمایش‌هایی را به صورت ویژه تولید و در جدول پخش خود قرار می‌دهند. «یک مثل، یک نمایش» به عنوان باکس تولیدی ـ نمایش شبکه رادیویی فرهنگ تهیه می‌شود. این برنامه با رویکردی ادبی به مضامین فرهنگ عامه نگاهی ویژه دارد و با سیری در مثل‌های کهن فارسی به بازشناسی فرهنگ جاری در زندگی اقوام گذشته می‌پردازد. گزارش پشت صحنه این برنامه رادیویی پیش روی شماست.
کد خبر: ۳۸۴۲۶۲

یک مثل یک نمایش، دورنمایی از رادیو فرهنگ

گروه مطالعات فرهنگی رادیو فرهنگ، برنامه‌های خود را در دو باکس مجزا روزهای شنبه و دوشنبه روی آنتن می‌فرستد. یک مثل، یک نمایش نیز به‌عنوان ویژه‌برنامه‌ای در دل جدول پخش این گروه جای دارد.

امیررضا راز (تهیه‌کننده این برنامه)‌ می‌گوید: «یک‌صبح تازه» و «هفت کوچه» که این نمایش را در خلال آیتم‌های خود قرار داده‌اند. در حقیقت برنامه‌هایی همراه هستند، چراکه مخاطب هر زمان که پیچ رادیوی خود را تنظیم کند، می‌تواند محتوا و موضوعی نو را دریافت کند و با برنامه‌ای نصفه و نیمه که بخشی از آن پخش شده است، روبه‌رو نیست. وی ادامه می‌دهد: یک مثل، یک نمایش را می‌توان از جمله برنامه‌هایی دانست که روی آن بسیار فکر شده و در حقیقت مخاطب را با دورنمایی از شبکه رادیویی فرهنگ آشنا می‌سازد. سعی کردیم با داستان‌های امثال‌الحکم اشاراتی به فرهنگ عامه مردم داشته باشیم. هریک از این مثل‌ها به صورت رادیویی بازنویسی شده و اشاراتی نیز به منابع و صحت و سقم آن داریم.

میترا خواجه‌ئیان (کارگردان)‌ نیز درخصوص منابع به کار رفته برای دستیابی به محتوای برنامه می‌گوید: همان‌طور که از اسم این برنامه پیداست، محتوای بیان برگرفته از مثل‌های فارسی است که از کتبی مثل داستان امثال و ... بهره می‌گیریم. خوشبختانه در حال حاضر منابع مکتوبی در دست است که برای تمام نمایش‌هایمان سندری در اختیار داریم.

به در می‌گن که دیوار بشنوه

برنامه‌سازی درخصوص فرهنگ عامه به لحاظ گستردگی خرده‌فرهنگ‌های موجود از گوناگونی محتوایی برخوردار است. یک مثل، یک نمایش نیز با بهره‌گیری از المان‌های قومی سعی در نگاهی همه‌جانبه به ضرب‌‌المثل‌های بی‌شمار رایج در نقاط مختلف کشور دارد.

خواجه‌ئیان با اشاره به این نکته اضافه می‌کند: سعی می‌کنیم به مناطق مختلف جغرافیایی به عنوان نمود لهجه یا گویشی خاص در بیان دیالوگ‌های نمایش نگاه نکنیم، بلکه بیشتر روی لحن‌گیری بازیگران متمرکز شویم.

البته ما خودمان را محدود به استفاده مو به مو از متن نمی‌کنیم، بلکه در تمرین‌ها اجازه بهره‌گیری از خلاقیت نیز به بازیگران داده می‌شود.

در این برنامه زهره ضرابی مقدم و ناهید جهازی به عنوان نویسنده، خواجه‌ئیان را همراهی می‌کنند. در نوشتار این نمایشنامه‌ها نیز تلاش می‌شود تا مثلی که حدود یک پاراگراف است نسخه‌ای 15 یا 20 صفحه‌ای برای رادیو تنظیم گردد.

یکی از 3 نمایشی که امروز در حال ضبط است مصداقی از ضرب‌المثل آشنای به در می‌گویند تا دیوار بشنود، است!

کارگردان برنامه در این خصوص توضیح کوتاهی می‌دهد: داستان این بخش مربوط به زمانی است که می‌خواهیم حرفی را با کنایه و در لفافه بیان کنیم که در اصطلاح مثلی آن آمده است. دیوار، با تو هستم، پای دیوار تو گوش کن!

در استودیوی ضبط یک مثل، یک نمایش خواجه‌ئیان در حال تنظیم متن‌های نمایش است. بازیگران نیز هر یک نقش‌های مربوط به خود را تمرین می‌کنند. صدابردار این بخش هادی ابوالفضلی است. وی که بیش از این نیز در برنامه «هفت شنبه» به کارگردانی فرزاد حسنی نیز صدابرداری نمایش‌های رادیویی را تجربه کرده است بازیگرهای نمایش را راهنمایی می‌کند تا فواصل و افت و خیز صدایشان بخوبی در جان نمایش بنشینید. با روشن شدن چراغ سبز استودیو، وجیهه حسینیان ـ که در این نمایش نقش راوی را بر عهده دارد ـ شروع به خواندن می‌کند: «آورده‌اند که روزی نصرالدین سوار بر خر خویش در کوره‌راهی راه می‌پیمود که مردی الاغ‌سوار را جلوی خود دید. آن مرد بار فراوان بر الاغ خود بار کرده و آرام آرام راه می‌پیمود....»

از این بخش به بعد علی‌ یداللهی (نصرالدین)‌ و بهروز قدرت کیاخانی (مرد)‌ وارد نمایش می‌شوند و دیالوگ‌های خود را به صورت حسی و نزدیک به یک گفت‌وگوی محاوره‌ای بیان می‌کنند:

«نصرالدین: سلام مرد خسته نباشی.

مرد: سلام.

نصرالدین: تو هم می‌خوای بری کاروانسرا؟

مرد: بله!

نصرالدین: چه خوب! می‌تونیم همسفر باشیم و هم‌صحبت.

مرد: بله.

نصرالدین: ای بابا، تو فقط بلدی بگی بله؟ خب حالا بگو کارت چیه؟

مرد: کشاورزی.

نصرالدین: بارت چیه؟

مرد: گندم....»

و گفت‌وگوی این دو ادامه دارد تا جایی که به کاروانسرایی در میان راه می‌رسند و آنجا مرد بر حسب خطایی به زندان می‌افتد که در ادامه به کمک نصرالدین، راه فراری از چاردیواری زندان به ذهنش می‌رسد و اینجاست که جمله معروف دیوار با تو هستم پای دیوار تو بشنو! را از زبان نصرالدین می‌شنویم که به دور از چشم زندانبانان، نقشه فرار را با مرد در میان می‌گذارد.

علی یداللهی ـ که ایفاگر نقش نصرالدین است‌ـ پس از پایان این قطعه برایمان درخصوص نمایش‌های آیینی توضیح می‌دهد: از آنجا که ریشه همه نمایش‌های آیینی، براساس فرهنگ ماست ضرب‌المثل‌های به کار رفته در این نمایش نیز برگرفته از تم فرهنگی مردم است. به طور کلی در تولید چنین آثاری می‌توانیم از تکنیک نمایش سنتی استفاده کنیم. تکنیک‌هایی مثل گریز زدن، تیپ‌سازی و تکرار که در اغلب نمایش‌های سنتی ازجمله روحوضی به کار بسته می‌شود. این ویژگی‌ها باعث می‌شوند تم‌های سنگین و سخت چنین نمایش‌هایی به صورت کاملا راحت بیان گردد و ویژگی آثار رادیویی نیز تا حدی دستخوش تغییرات نمایشی می‌شود.

وی ادامه می‌دهد: تمام مردم ایران به نحوی با نمایش‌های سنتی آشنایی دارند و مفاهیم آن را بخوبی درک می‌کنند که این به همذات‌پنداری مخاطب با موضوع منجر می‌شود. در برنامه ما نیز چون محتوا براساس مثل‌های رایج قرار دارد، شنونده ارتباط خوبی با آن برقرار می‌کند.

یداللهی ـ که سال‌هاست در عرصه کارگردانی و بازیگری نمایش صحنه فعال است و آثار مختلفی را در کشورهای دیگر روی سن برده ـ در مقایسه نمایش‌های کلاسیک و سنتی معتقد است: کاراکترهای سنتی به دلیل المان‌های اگزجره و شخصیت‌پردازی غلوآمیزی که دارند، بازیگر را چندان غرق در نقش نمی‌کنند، اما آثار کلاسیک به ‌دلیل شخصیت‌پردازی رئالشان اندکی به جامعه نزدیک‌تر هستند.

خلق موقعیت‌ها در بستر طنز کلاسیک

بهروز قدرت کیاخانی تازه به تیم برنامه‌سازی پیوسته است. او دوره‌های تئاتر را در دانشگاه تهران گذرانده است. وی می‌گوید: به طور کلی در نمایش تیپ‌سازی را دوست دارم. به همین دلیل کار در این گروه با روحیاتم سازگار است. در این برنامه بیشتر نقش حیوانات را بازی می‌کنم. در این نمایش خاص نیز کاراکتر آدم معمولی را ایفا کردم که تا حدی ساده‌لوح است که با خودشیرینی، شرایط را به ضرر خودش تمام می‌کند.

در این نمایش علاوه بر حضور شخصیت‌ها که پیشروی داستان تا حد زیادی تکیه بر دیالوگ‌های آنها دارد از حضور دانای کل به عنوان کسی که براتفاقات و نتیجه قصه احاطه دارد، بهره گرفته شده. وجیهه حسینیان ـ که به عنوان روای در این نمایش حضور دارد ـ از سال 79 فعالیتش را با برنامه نمایشی «تا انتهای حضور» (رادیو ایران)‌ آغاز کرده و به گفته خودش پیش از این‌که تحصیلات دانشگاهی داشته باشد، به کار تئاتر مشغول بوده است.

او می‌گوید: راوی در این سری نمایش‌ها در حقیقت شخصی است که میان کاراکتر‌ها ارتباط منطقی ایجاد می‌کند. با توجه به این که متون نمایش از آثار کهن انتخاب شده از یک هفته قبل، متن‌ها را مرور کرده و در زمینه نوع خوانش آنها کتاب خاصی را مطالعه می‌کنم.

از دیگر بازیگران این نمایش‌ها می‌توان به سجاد زنگنه اشاره کرد. وی که در زمینه سینما تحصیل کرده است، می‌گوید: فضای کارهای نمایشی با توجه به ویژگی‌های رسانه کمی خاص‌تر است، به هر حال بازیگری در رادیو، تحرک کمتری را می‌طلبد. ضمن این که گروه بسیار صمیمی‌ای داریم و نیز در پردازش شخصیت‌ها به تیپ‌گیری نزدیک می‌شویم.

وی اضافه می‌کند: به طور کلی گاهی فضای کار به سمت طنز کشیده می‌شود، اما نه به صورت طنز کلامی.

بهره‌گیری از موسیقی در دو وجه مختلف

امروز در برنامه یک مثل، یک نمایش از افکتور ‌خبری نیست و امیررضا راز مجبور است پس از ضبط نمایش‌ها افکت‌های مورد نظر را اضافه کند. وی درخصوص استفاده از موسیقی در این برنامه می‌گوید: یک مثل، یک نمایش به معنای عام از موسیقی بهره نمی‌برد، بلکه موسیقی به عنوان ابزاری است برای رساندن پیام به مخاطب. مثلا پالس‌هایی که تعجب، تخیل، ترس، شادی و... نشان دهد که در اصطلاح غربی به آن جینگل می‌گویند.

وی در پایان می‌گوید: به جرات می‌توانم بگویم اولین بار است که از موسیقی به عنوان ذات اصلی‌اش استفاده نشده. برای ابتدای این نمایش‌ها قطعه‌ای از اثر استاد همایون خرم را در نظر گرفته‌ایم که در عالم موسیقی از قدیمی‌ترین آثار محسوب می‌شود. برای پایان نیز چهار مضرابی از سنتور استاد پایور در نظر گرفته شده که توجه مخاطب را برمی‌انگیزد.

پروانه صدقی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها