وی در این گفتوگو موانع و مشکلاتی را که در ساخت فیلمهای تلویزیونی خود اهمیت دارد، بازگو کرد که یک سرش به فیلمنامه و بازیگری برمیگشت و سر دیگرش به بودجه و هزینهای که برای ساخت تلهفیلم صورت میگیرد. برای آشنایی با دیدگاههای او میتوانید این گفتوگو را بخوانید.
تلهفیلم یک شاخه میانهای است که نه ویژگیهای کامل یک فیلم سینمایی را دارد و نه مثل سریال تلویزیونی، داستانی دنبالهدار آیا غیر از این موارد، تفاوتهای دیگری هم میشود بین تلهفیلم و انواع دیگر شکلهای نمایشی قائل شد؟
تلهفیلم یعنی فیلم داستانی که برای تلویزیون ساخته میشود. پس بالطبع باید بهگونهای ساخته شود و عناصر و مولفههایی داشته باشد که با مدیوم تلویزیون تناسب داشته باشد. اما ویژگیهایی که یک تلهفیلم را از یک فیلم سینمایی متمایز میکند، یکی بودجهای است که برای ساخت آن در نظر گرفته میشود یا نمایش آن خیلی محدود است و غالبا یک بار از تلویزیون پخش میشود و امکان اکران طولانی مدت را ندارد. اصلا به خاطر اینکه نمایش آن محدود است تهیهکننده نیز هزینه زیادی برای ساخت آن صرف نمیکند. مگر برخی موارد خاص که یک تلهفیلم با این هدف ساخته شده که ابتدا در سینما اکران شود و بعد در تلویزیون به نمایش درآید. شاید چیزی حدود 30 تلهفیلم که با دوربین 35 گرفته شده به همین نیت ساخته شده باشد، اما متاسفانه هیچکدام از آنها مجال اکران در سینما را پیدا نکردند. مثلا میتوان به فیلمهای ابوالفضل جلیلی اشاره کرد که به تهیهکنندگی شبکه 2 ساخته شد که غیر از یکی از آنها، بقیه فیلمها در سینما اکران نشد و چند سال پیش خود شبکه 2 به نمایش مجموعه آنها اقدام کرد.
این تفاوتهایی که اشاره کردید بیشتر از حیث تولید است. آیا از لحاظ ساختار و درونمایه اثر، تفاوتی بین فیلم و تلهفیلم وجود ندارد؟
برای من کارگردان از لحاظ ساختاری و وجوه فنی کار هیچ تفاوتی بین فیلم و تلهفیلم وجود ندارد. مثلا آن تقطیعی که برای کار سینمایی میکنیم برای تلهفیلم هم انجام میدهیم یا در هر 2 روش من به عنوان کارگردان باید دکوپاژ و میزانسن داشته باشم و بازیگر را هدایت کنم. در واقع هر دو قرار است یک داستان و قصه را برای مخاطب به تصویر بکشند و روایت کنند. شاید تنها تفاوتی که من بین یک کار سینمایی و تلویزیونی از لحاظ کارگردانی قائلم در نوع قاببندیها و استفاده از نماهای دور یا نزدیک باشد. مثلا در ساخت تلهفیلم از نمای متوسط و نمای بسته بیشتر استفاده میکنم. در واقع به خاطر کوچک بودن صفحه تلویزیون نسبت به پرده سینما از نماهای بسته بیشتر استفاده میشود. البته گاهی نیز به اقتضای داستان این قاعده هم شکسته میشود.
به نظر میرسد یکی از تفاوتهای تلهفیلم با سینما و تلویزیون به سابقه کوتاه آن در کشور ما برمیگردد و الان شاید بیش از یک دهه است که این مدیوم مورد توجه قرار گرفته.
نه اینطور نیست. سابقه تلهفیلم به قبل از انقلاب برمیگردد و مکانی که امروز سیما فیلم در آن مستقر است نیز برای مدیریت و تهیه و ساخت تلهفیلم در نظر گرفته شده بود. البته قبول دارم مخاطبان ما چند سالی است با پدیدهای به نام تلهفیلم آشنا شدهاند. در واقع پس از جنگ و گسترش شبکههای تلویزیونی، نیازهای جدیدی ایجاد شد و نمیشد از طریق فیلمهای سینمایی یا خرید فیلمهای خارجی نیاز شبکههای مختلف به فیلم و سرگرمی را تامین کرد. ظرفیت تولید فیلم در کشور ما حداکثر هفتاد هشتاد تافیلم بیشتر نیست و بدیهی است اگر همه این فیلمها نیز بخواهند در تلویزیون به نمایش درآیند بازهم نمیتوانند نیاز شبکه و مخاطب را برآورده کنند. در تلویزیون دوباره ساخت تلهفیلم به همین دلیل احیاء شد. متاسفانه درآغاز، کارهای نسنجیدهای در این زمینه تولید شد.
برای اینکه بودجه در نظر گرفته شده کافی نبود. به همین دلیل فیلمهای ساخته شده اصلا قابل پخش نبودند، چون با آن بودجه افراد حرفهای حاضر نمیشدند فیلم بسازند. بعد از این ناکامی، سطح بودجهها افزایش پیدا کرد تا عوامل حرفهای وارد این حوزه شوند. با این اقدام بتدریج سطح کیفی تلهفیلمها بالا رفت و مخاطبان بیشتری هم پیدا کرد.
ولی به نظر میرسد با افزایش کمی تولید تلهفیلم مواجه بودیم و هنوز هم بسیاری از تلهفیلمها کیفیت استاندارد و لازم را ندارند. انگار برای پر کردن برنامههای تلویزیون ساخته میشوند.
نمیشود اینگونه قضاوت کرد. در این صورت میتوان همین نقد را به برنامههای دیگر تلویزیون هم داشت. به نظر من ساخت تلهفیلمها صرفا برای پر کردن آنتن شبکههای تلویزیونی نیست. البته این یک ضرورت رسانهای و حرفهای است که تلهفیلمها مورد آسیب شناسی جدی قرار بگیرند.
شما به عنوان کارگردانی که در ساخت تلهفیلم تجربه دارید دلایل ضعف تلهفیلمها را چه میدانید و چگونه آن را آسیب شناسی میکنید؟
به نظر من یکی از مهمترین عوامل آن را باید در پایین بودن بودجه و هزینههای ساخت تلهفیلم جستجو کرد. بودجه تلهفیلم تقریبا یک سوم بودجه تولید یک فیلم سینمایی است. آنوقت بیشتر این بودجه برای تامین دستمزد عوامل هزینه میشود. الان خوشبختانه با تمهیداتی که از سوی سازمان صدا و سیما انجام شده عوامل حرفهای وارد حوزه تلهفیلم شدهاند. اگر بودجهای هم که برای این کار در نظر گرفته میشود مناسب باشد مطمئنا شاهد ساخت تلهفیلمهای استاندارد و با کیفیتی خواهیم بود. در حال حاضر با این بودجه کم، تهیهکننده برای اینکه ضرر نکند مجبور است تعداد روزهای فیلمبرداری را کمتر کند و در واقع در یک دوره زمانی کوتاه و فشرده، فرآیند تولید یک تلهفیلم را به پایان برساند. طبیعی است وقتی مدت زمان تولید به حداقل میرسد یک نوع شتابزدگی در ساخت اثرایجاد میشود که به افت کیفی آن منجر میشود. عامل مهم دیگری هم که در این آسیبشناسی میتوان به آن اشاره کرد مساله فیلمنامه هاست. علاوه بر اینکه به فیلمنامههای خوبی نیاز داریم باید در نگارش آنها نیز به امکانات و ظرفیت ساخت یک تلهفیلم هم توجه کرد. بسیاری از فیلمنامههای تلهفیلمها برای ساخت یک فیلم سینمایی و بودجهای که آن فیلم دارد مناسب است، اما ممکن است برای یک تلهفیلم با بودجه و امکانات محدود مناسب نباشد؛ مثلا با فیلمنامههای مواجه میشویم که پر از لوکیشنهای اصلی و فرعی هستند یا تعداد شخصیتها و بالطبع بازیگران آن زیاد هستند که کارگردانی آن را برای یک تلهفیلم دشوار میکنند یا یک تهیهکننده نمیتواند هزینه اجرایی و ساخت آنها را تامین کند. در واقع خود نویسنده و فیلمنامهنویس باید فرق بین یک فیلم سینمایی و تلهفیلم را تشخیص دهند و آن را در نگارش متن فیلمنامه لحاظ کنند. در واقع حد و اندازه و سرمایه تولید یک تلهفیلم باید در فیلمنامه آن نیز در نظر گرفته شود و نویسنده افسار تخیل خود را رها نکند. این مساله در شورای تصویب فیلمنامه باید مورد توجه قرار گرفته و فیلمنامههایی که فراتر از توان مالی و ساختاری یک تلهفیلم است را تصویب نکنند. الان مهمترین مشکلی که من به عنوان کارگردان در ساخت تلهفیلم دارم عدم تناسب ساختار یک فیلمنامه با ظرفیت مالی و اجرایی کار است. در واقع بسیاری از این فیلمنامهها متناسب با ظرفیت تلهفیلم طراحی نشدهاند.
با توجه به اینکه بازگشت سرمایهای در ساخت تلهفیلم آن چنان که در سینما وجود دارد برای صدا و سیما نیست شاید از حیث اقتصادی هم منطقی نباشد که هزینه زیادی بکند.
قبول دارم واقعا هم به صرفه نیست که بودجههای بالایی برای ساخت تلهفیلم هزینه شود و منطقی هم نیست که برای ساخت یک تلهفیلم مثلا 300 میلیون تومان هزینه کرد، اما دست کم میتوان عناصر و عوامل دیگر را بهگونهای طراحی کرد تا در توان و ظرفیت یک تلهفیلم باشد. مهمتر از همه نگارش فیلمنامه است. باید بهگونهای طراحی شود که هزینه بر نباشد. به نظر من شورای تصویب فیلمنامه باید با نویسندهها به تفاهمی برسند تا فیلمنامه متناسب با بودجهبندی طراحی شود. یکی از اتفاقات بدی که میافتد و بسیاری از فیلمنامه نویسان از آن شاکی هستند این است که به دلیل عدم توانایی در اجرای فیلمنامه اصلی، بازنویسیهایی رخ میدهد که ممکن است خوشاینده نویسنده اثر نباشد. در واقع محصول کار یک شیر بییال و دمی میشود که هویت روشنی ندارد.
ولی بر خلاف نظر شما من شنیدهام که بسیاری از بازیگران به دلیل شرایط مالی خوب تلهفیلم در آن بازی میکنند و در سالهای اخیر نیز شاهد حضور بازیگران معروفی در تلهفیلمها بودهایم. یعنی تلهفیلمها در حال حاضر به منبع درآمد خوبی برای بازیگران بدل شدهاند.
اتفاقا خود من هم به این موضوع نقد دارم. اینکه چرا باید در پرداختهای مالی بین عوامل تولید فیلم تبعیض وجود داشته باشد و مثلا بازیگران سهم بیشتری از هزینه تولید را به خود اختصاص دهند. البته صدا و سیما همواره این دغدغه را داشته تا بازیگران مطرح و چهره تری در تلهفیلمها حضور داشته باشند تا مخاطب انگیزه بیشتری برای تماشای این آثار داشته باشد.
در حالی که یکی از کارکردهای تلهفیلم میتواند این باشد که بازیگر جدید معرفی کند یا بازیگران کم تجربه تر در آن شانس خود را امتحان کنند.
درست است. چون در سینما تهیهکننده این ریسک را نمیکند که از یک بازیگر ناشناس و تازه کار استفاده کند چون برایش سود و بازگشت سرمایه اولویت دارد. تلهفیلم میتواند این فرصت را فراهم کند تا بازیگران با استعداد و خوبی که شانس حضور در جلوی دوربین را نداشته اند در اینجا توانایی خود را نشان بدهند. ضمن اینکه تهیهکننده مجبور نیست نیمی از بودجه کار را برای هزینه بازیگری پرداخت کند. برای همین است که گاهی میبینیم یک تلهفیلم در ابعاد مختلف تکنیکی خود دچار ضعف است، اما مثلا یکی دو تا بازیگر مشهور دارد. معلوم است که بیشترین بودجه کار به بازیگران اختصاص داده شده لذا در بخشهای دیگر شاهد عملکرد ضعیف هستیم.
شاید حضور آن بازیگران چهره باعث شود تلهفیلم بیشتر از طرف مخاطب دیده شود.
ولی برای دیده شدن میتوان از تمهیدات دیگری استفاده کرد. مثلا میتوان درباره آنها از شبکههای مختلف تبلیغات کرد و تیزر و آنونس تبلیغاتی ساخت. ضمن اینکه موفقیت تلهفیلم صرفا به بازیگری وابسته نیست. چه بسا تلهفیلمهایی که بازیگران مشهور و خوبی داشته اما به دلیل ضعف فیلمنامه یا کارگردانی، رضایت مخاطب را جلب نکردهاند. متاسفانه در تلهفیلم نیز مثل سینما با پدیدهای به نام بازیگرسالاری مواجه هستیم که نیازمند تجدید نظر اساسی است.
چه در ارتباط با بازیگری و چه کارگردانی در ساخت تلهفیلم با یک وضعیت متضاد روبهرو هستیم. بدین معنی که از یک طرف منطقی به نظر میرسد تا در تلهفیلمها از بازیگران یا کارگردانهای جوان و تازه کار استفاده شود تا فرصت تجربه کردن را از دست ندهند، اما از سوی دیگر همین تجربهگرایی و روش آزمون و خطا نیز میتواند به تولید آثار ضعیفی منجر شود که در نهایت مخاطب را به کیفیت تلهفیلمها بدبین کند. واقعا از کدام روش باید استفاده کرد؟
من هم با شما موافق هستم، مثلا در مورد کارگردانی تلهفیلم من خودم شاهد بودم برخی افراد که تجربه دستیاری داشتهاند صرفا بهواسطه ارتباط و آشنایی با عوامل تولید، کارگردانی یک تلهفیلم را به عهده گرفتند و توانستهاند از پس کار برآیند. انگار شیوه کارگردانی افراد مختلفی که دستیاری آنها را تجربه کردهاند در یک شکل ترکیبی مونتاژ کردهاند و محصول کار نیز یک اثر بیهویت و نامنسجم است. اتفاقا من توصیه میکنم این افراد فیلم خودشان را بسازند حتی اگر ضعیف و پر نقص باشد. به نظر من اشکالی ندارد که بخشی از کارکرد تلهفیلم را وجوه تجربه گرایانه آن بدانیم. شاید ابتدا به نظر برسد این روش یک نوع اتلاف وقت و هزینه است اما همین آزمون و خطاها و تجربه گرایی کمک میکند تا کارگردانهای حرفهای تربیت شوند و بعدها با ساخت تلهفیلمهای خوب، این خسارتها را جبران کنند. ضمن اینکه هزینههای ساخت یک فیلم خیلی کمتر از فیلمهای سینمایی سطحی و نازلی است که بودجههای زیادی را هدر میدهند. گاهی از دل این تجربهگرایی فیلمی مثل اشکان و انگشتر متبرک بیرون میآید که فیلم بسیار ارزشمند و ساختارشکنی است. کل هزینه این فیلم 23 میلیون تومان بوده است، یعنی یک پنجم یک تلهفیلم. چه اشکالی دارد که از 200 تلهفیلمی که در سال ساخته میشود 30 تای آن تجربه گرا باشد. نتایج مثبت این رویکرد در بلند مدت خیلی بیشتر از هزینههایی است که درباره آن صورت گرفته است.
باتوجه به این مساله به نظر شما بهتر نیست به جای تولید انبوه در بخش تلهفیلم این روند کمی کاهش پیدا کند و مثلا به جای اینکه سالانه 200 تا تلهفیلم تولید شود این مقدار به 100 یا 50 تا برسد، اما همان بودجهها در جهت افزایش کیفی تلهفیلمها هزینه شود؟
فکر نمیکنم این با سیاستهای صدا و سیما جور دربیاید، چون تامین برنامههای تلویزیونی و خوراک آن بسیار مشکل است و تلویزیون موظف است نیازهای برنامهسازی خود را تامین کند. به نظر من همین روند در فرآیند تولید تلهفیلم خوب است به شرطی که 2 مساله را رعایت کنند؛ یکی اینکه اصراری در استفاده از بازیگران معروف نداشته باشند تا مجبور نشوند بخش عمدهای از بودجه کار را برای دستمزد آنها بدهند. در این صورت بودجه تلهفیلم به شکل عادلانهتری در بخشهای دیگر توزیع میشود و در بالا رفتن کیفیت کار تاثیر میگذارد. دوم تناسب فیلمنامه از حیث تعداد لوکیشن، شخصیتپردازی و شیوه روایت با بودجهای که برای ساخت تلهفیلم در نظر گرفته شده است.
به نظر من زمان را هم باید به این شروط اضافه کرد. به این معنی که اکثر تلهفیلمها در مدت کوتاهی مثلا 20 یا 30 روزه تولید میشوند و این شتاب زدگی در کاهش کیفیت اثر تاثیر میگذارد.
البته من معتقدم برای یک کارگردان حرفهای این زمان 30 ـ20 روزه برای تولید کافی است. در جهان امروز با توجه به پیشرفت زیادی که در تکنولوژی و فناوریهای ارتباطی و تصویری داریم دیگر مثل گذشته تولید یک تلهفیلم و حتی فیلم سینمایی نباید زمان زیادی را صرف کند. بعلاوه اینکه با توجه به پرهزینه بودن تولید فیلم، ضرورت عقلانی است که زمان تولید آن کوتاهتر شود. مدیریت زمان در سینمای جهان امروز بشدت لحاظ میشود، ولی متاسفانه در کشور ما، هم در تولید تلهفیلم و هم فیلم سینمایی رعایت نمیشود. در ضمن زمان تولید هم وابسته به نوع فیلمنامه و سطح کار است. ولی به طور کلی، این پروسه زمانی که در حال حاضر برای تولید تلهفیلم در نظر گرفته میشود مناسب است.
یکی از انواع تلهفیلمهایی که برخی از آثار شما را هم مثل پیوند، آخرین نشان یا عاشقانههای بر باد میتوان در ذیل آن قرارداد کارهای مناسبتی است. آیا به چنین تقسیمبندیای اعتقاد دارید؟
نه، خیلی به این مرزبندیها معتقد نیستم. خب گاهی هم موضوع و قصه فیلم درباره یک اتفاق سیاسی و اجتماعی است و این مساله فرقی از لحاظ کارگردانی برای من ندارد. شیوه کار من در ارتباط با این سوژهها همانطوری است که با یک موضع عادی و روزمره دارم. در واقع تفاوت یک سریال با تلهفیلم مناسبتی با غیرمناسبتی در موضوع آن است در اجرا و شیوه کارگردانی. در واقع مناسبتی بودن یک ژانر نیست.
در تلهفیلم آخرپاییز ساخته شما که اخیرا از تلویزیون پخش شد در یک موضوع سیاسی داشت و به ماجرای کشف حجاب در زمان رضا شاه میپرداخت. نقدی که بر این کار میتوان داشت بیش از هر چیز در شیوه روایت آن و استفاده زیاد از فلاشبک برای خاطرهگویی است که ریتم قصه را کند میکرد. چقدر با این نقد موافقید؟
واقعیت این است که قرار بود ابتدا به شکل سریال ساخته شود. یعنی فیلمنامه آن برای یک سریال نوشته شده بود. ولی به دلیل اینکه به این موضوع در سریالهای متعدد تاریخی پرداخته شده بود از این تصمیم صرف نظر شد و در نهایت پیشنهاد شد که فیلمنامه در اندازه یک تلهفیلم بازنویسی شود که به نظر من این کار اشتباهی بود. در نهایت آن فیلمنامه 700 صفحهای به 70 صفحه تبدیل شد. ما هم با توجه به فرصت کوتاهی که داشتیم ناچارشدیم از یک روش کلاسیک یعنی روایت خاطره برای به تصویر کشیدن گذشته استفاده کردیم. وقتی فیلمنامهای که برای سریال نوشته شده در ساخت یک تلهفیلم استفاده میشود آنقدر جرح و تعدیل صورت میگیرد که ظرفیتهای دراماتیکی خود را از دست میدهد. این هم از آن مسائلی است که باید در شورای تصویب فیلمنامه مورد بررسی قرار بگیرد.
با همه این توضیحات به نظر شما آیا تلهفیلم در تلویزین کشور ما جدی گرفته میشود؟
اگر جدی گرفته نشود یک اشتباه بزرگ است. تلهفیلم امروز در اکثر کشورهای پیشرفته خیلی جدی گرفته میشود. برای خود من به عنوان یک کارگردان فرقی نمیکند که تلهفیلم بسازم یا یک فیلم سینمایی. به نظر من خیلی از تلهفیلمهای موجود از فیلمهایی که در سینماها اکران میشود سطح کیفی بهتری دارد. من معتقدم در تلهفیلم هم میتوان آثار برجستهای تولید کرد به شرطی اینکه حمایتهای بیشتری از آن صورت بگیرد.
سیدرضا صائمی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم