در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ماجرا از این قرار است که حدود 2 هفته پیش نگهبان این کارگاه که به طور اتفاقی از رختکن رد میشد چشمش به حمید افتاد که سراغ کمد یکی دیگر از کارگران رفته بود.
نگهبان که فکر میکرد این موضوع مشکوک است حمید را مخفیانه زیرنظر گرفت و متوجه شد او چند دست از لباسهای تولیدی کارگاه را در کمد دوستش امیر پنهان کرده است. نگهبان بلافاصله سراغ مدیر کارگاه رفت و این موضوع را با وی در میان گذاشت.
مدیر تولیدی نیز که احتمال میداد کاسهای زیر نیم کاسه باشد در تماس با کلانتری 173 ماجرا را به ماموران اطلاع داد و از آنها درخواست کمک کرد. ساعتی بعد گروهی از ماموران به کارگاه رفتند و با گشودن در کمد امیر لباسها را پیدا کردند. آنها سپس سراغ حمید رفتند و در اینباره از وی پرسوجو کردند.
این مرد که ابتدا قصد داشت وانمود کند از واقعه بیاطلاع است وقتی فهمید نگهبان کارگاه مچش را گرفته است ناچار شد به حقیقت اعتراف کند. او گفت: چند روز قبل با امیر سر موضوعی درگیری لفظی پیدا کردم و مشاجره ما بالا گرفت. او در آن دعوا به من اهانت کرد و باعث شد جلوی بقیه همکاران تحقیر شوم.
همان موقع بود که از امیر کینه به دل گرفتم و مصمم شدم هر طور شده از وی انتقام بگیرم. برای همین مخفیانه چند دست لباس را سرقت و آنها را در کمد امیر مخفی کردم تا همه فکر کنند او از کارگاه دزدی کرده است. من زمانی که این کار را انجام میدادم متوجه حضور نگهبان نشدم و فکر نمیکردم دستم رو شود. پرونده اتهامی حمید در شعبه 5 دادسرای شهرری در حال رسیدگی است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: