چرا اعتقاد به کوتولهها؟
امان الله قرایی مقدم ، جامعه شناس
هر از گاهی پندار وجود موجودات عجیبالخلقه در میان مردم تشدید میشود. گاه این موجودات از فضا آمدهاند و در آسمان دیده میشوند و گاه در گذشتههای دور میزیستهاند و ادعا میشود با کشف اجسادشان رازشان برملا شده است. اعتقاد به کوتولهها هم از همین قبیل است. باور به وجود کوتولهها، شاید مثال سادهای باشد برای باورهای اجتماعی که در نهایت به وقوع جرم منجر شدهاند. امانالله قراییمقدم، جامعهشناس در اینباره میگوید: اصولا در جوامع سنتی خرافهگرایی وجود داشته است. اما عوامل دیگر این باورها را تشدید میکنند. باید نگاه کرد به آنچه در رادیو و تلویزیون و مطبوعات هست. بعضی برنامهها و داستانها این باورها را تشدید میکنند. پیش از این نیز مسوولان قضایی کرمان به پروندهای مشابه رسیدگی کرده بودند. در آن ماجرا نیز عدهای قصد داشتند با فروش یک جنازه به عنوان مومیایی کوتوله شهدادی مبلغی کلان به جیب بزنند.
او پایین بودن سطح تحصیلات و فرهنگ را از عوامل دیگر وجود باورهای غلط میداند: سطح سواد مردم در باورهایشان تاثیر دارد. باورهای سنتی را نمیتوان بسادگی از بین برد یا تغییر داد. بعضی از افراد هم از این سادگی و سطح پایین سواد مردم سوءاستفاده میکنند و دست به چنین کارهایی میزنند. این افراد هم با سوءاستفاده از همین باورها سعی کردهاند جنازه یک کودک 3 ماهه را به جای مومیایی چند هزار ساله به مردم بفروشند. خریداران معمولا افراد کم سواد هستند.
این جامعهشناس با تاکید بر وجود عوامل درونزا و فرهنگی هزاران سال گذشته اضافه میکند: در فرهنگ ما مثلا باور بر آل زدن وجود دارد. چندی پیش خانمی در نارمک در اتاق دخترش که تازه زایمان کرده بود با ذغال روی دیوار نقاشی کرده بود و تکه آهنی در آنجا گذاشته و خوابیده بود تا دخترش را از آل زدن حفاظت کند. همچنین باور به انواع و اقسام کوتولهها وجود دارد. 20 سال پیش اخباری منتشر شد مربوط به وجود کوتولهها در الیگودرز. از آن گذشته بعضی از درختها، حیوانات و مکانهای خاص در باور برخی ما مقدس هستند. مردم به بعضی از درختها پارچههایی به حالت دخیل میبندند. بعضیها اعتقاد دارند به اینکه شبها جن و پری میآید. باید تاکید کنیم که انواع خرافه برای جامعه مضر است.قراییمقدم تصریح میکند: اعتقاد به خرافه و تقدیرگرایی جامعه را از فعالیت اقتصادی باز میدارد. مردم به قضا و قدر معتقد میشوند و فکر میکنند اگر در زندگی شکست خوردهاند سرنوشت این است. اینگونه مردم منفعل میشوند و دیگر کوشش نمیکنند.
هر جرم چند وجه دارد
شهرام محمدی، جرمشناس
این پرونده در نوع خود پیچیده است و زوایای مختلفی دارد. این افراد سعی کردهاند با فریبکاری جسد یک نوزاد را به جای یک مومیایی که به ادعای آنها جزو میراث فرهنگی بوده به فروش برسانند. در اینجا هم میخواستهاند سر خریداران را کلاه بگذارند و اگر هم مومیایی واقعی بود به میراث فرهنگی تعرض شده بود. اما آنچه مسلم است این که متهمان در خرید و فروش جسد یک انسان نقش داشتهاند که در شرع و عرف ما کار بسیار ناپسند و نکوهیدهای است.
ما در قوانین جمهوری اسلامی از یکسو قانون قاچاق انسان را داریم و از طرف دیگر جنایاتی که بر مرده انجام میشود و هر کدام مجازات جداگانه دارد. مثلا برای جدا کردن سر یا قطع دستان جسد مجازات تعیین شده که 100 دینار است. در ماده 494 گفته شده در صورتی که بر مرده مسلمان جنایتی واقع بشود دیه وجود دارد.
اما در مورد کلاهبرداری و تقلب این متهمان قانونگذار همواره مال را مد نظر قرار داده و در این مورد مصداق پیدا نمیکند. از این منظر قوانین ما با قوانین کشورهای دیگر متفاوت است. مثلا در قانون جزای کانادا گفته میشود اگر کسی در ازای انجام کاری از کسی استفاده جنسی بخواهد، حکم همان رشوه را دارد. حال آنکه در قانون ما مال ملاک است، نه ماهیت کار. در نتیجه نمیتوان گفت متهمان مرتکب کلاهبرداری شدهاند. مورد دیگر جرایم علیه میراث فرهنگی است که در قوانین ما قانون مجزایی وجود دارد. در این قانون بحث تخریب اموال تاریخی و خرید و فروش آن جرم شناخته میشود. اما این افراد در واقع علیه میراث فرهنگی اقدامی نکردهاند، چرا که آنچه میخواستهاند بفروشند جسد معمولی بوده نه مومیایی. در قوانین ما هم قصد مجرمانه قابل مجازات نیست و در واقع شروه به جرم مشمول مجازات نمیشود.
در بحث جرمشناسی 2 نظریه مهم وجود دارد که به نظریه ذهنی و عینی مشهور است. نظریه ذهنی میگوید با توجه به اینکه افراد قصد ذهنی داشتهاند باید مجازات شوند که گاهی مورد قبول جامعه واقع میشود. نظریه عینی میگوید تا زمانی که جرم واقع نشده نباید مجازاتی باشد که مدافعان حقوق بشر از این نظریه دفاع میکنند. قوانین ما مطابق نظریه عینی تنظیم شدهاند.
اطلاعرسانی راه پیشگیری از جرم
محمدحسین شاملو، قاضی دادگستری
محمدحسین شاملو، قاضی دادگستری در گفتوگویی کوتاه به تشریح نقش اطلاعرسانی در پیشگیری از چنین جرایمی پرداخته است.
مشابه این اتفاق در سال 84 نیز اتفاق افتاده بود و در آن زمان هم مجرمان میخواستند جسدی را به جای مومیایی به فروش برسانند. به نظر شما اطلاعرسانی درباره جرایم چه نقشی میتواند در جلوگیری از تکرار جرایم مشابه ایفا کنند؟
بدون شک اطلاعرسانی و چگونگی ارتکاب جرایم نسبت به مردم و ارائه راهکارهای پیشگیری در جلوگیری از تکرار جرایم موثر است. باید اطلاعرسانی همراه باشد با آموزش نقاط آسیبپذیر به مردم. باید به مردم گفته شود چه اقدامات پیشگیرانهای میتوانند انجام دهند تا وقوع جرم به حداقل برسد.
اما گاهی دیده میشود که انتقاداتی درباره اطلاعرسانی وجود دارد.
ایراداتی که به پخش اخبار و اطلاعرسانی به مردم وجود دارد، کلی نیست. بلکه این ایرادات به مواردی وارد است که خبری به مردم داده میشود و رعب و وحشت ایجاد میکند، بدون اینکه به مردم بگوید برای جلوگیری از بزه دیدن چه باید بکنند. اگر بدون راهکار و آموزش، صرفا خبری داده شود که مردم بیشتر از پیش بترسند، این درست نیست. اما اگر بگوییم فلان جرم در این شرایط واقع شده و اگر این کارها را بکنید این اتفاق برای شما نخواهد افتاد بسیار خوب و موثر است. به مردم بگوییم روند قضایی این است و اگر مشکل پیدا شد میتوانند به این مکان مراجعه و حقوقشان را مطالبه کنند این قطعا موثر خواهد بود.
در مورد این پرونده خاص چطور؟ آیا اطلاع رسانی کافی میتوانست جلوی تکرار این پرونده را بگیرد؟
نباید فراموش کنیم که اینگونه جرایم مخاطبان خاص خود را دارند. هرگز نمیشود یک مومیایی با این ارزش را به مزایده گذاشت. کجای دنیا شنیده شده که مثلا مومیایی فرعون را آشکارا به فروش برسانند؟ مخاطبان این جرم هم به نوعی درگیر جرم هستند، چون واقفند کاری که اتفاق میافتد، غیرقانونی است.
اگر جرم نبود به صورت علنی انجام میشد پس حتما جرم است. علاوه براینکه در شرع ما معامله جسد حرام است. کسانی که جرم درباره آنها واقع شده خود نیز به نوعی درگیر جرم شدهاند؛ مانند افرادی که دنبال خرید زیرخاکی هستند و گاهی هم سرشان کلاه میرود.
در این مورد باید گفت خود کرده را تدبیر نیست. در این مورد کسی مسوول نیست و آنها قربانی زیادهطلبی خود شدهاند. اگر موفق میشدند و مومیایی واقعی میخریدند قطعا میخواستند قاچاق انجام دهند. البته قبول داریم که بزه در قبال هیچ کس حتی در قبال این دسته نباید اتفاق بیفتد.
مرجان لقایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم