چند قدم در بازارچه های خوداشتغالی شب عید

گذشته از نمایشگاه فروش بهاره تهران در روزهای آخر سال ، گوشه و کنار خیلی از خیابان های اصلی شهرها، نمایشگاه ها و بازارچه های مختلفی برگزار می شود که کمابیش محصولات یکسانی را عرضه
کد خبر: ۳۸۲۴۲
می کنند.
در این بازارچه ها از صنایع دستی و سوغات و شیرینی شهرهای مختلف گرفته ، تا انواع و اقسام کالاهای تزئینی ، بدلیجات و حتی سی دی های مختلف پیدا می شود؛ اگرچه در این بازارچه های خوداشتغالی قرار است محصولاتی عرضه شود که خود غرفه داران تولید کرده باشند و غرفه داران هم تولیدکنندگان هم غیرحرفه ای باشند.
انگیزه اصلی برگزاری این بازارچه ها عرضه مستقیم محصولات به مشتریان به منظور حذف واسطه ها و در نتیجه سود بیشتر تولیدکننده و خرید ارزان تر مشتری است.
همه اینها «قرار است» باشد، ولی اینجا هم مثل خیلی جاهای دیگر، عملا اتفاق دیگری می افتد. برخی غرفه داران ، محصولات غیرتولیدی و بعضی هایشان حتی اجناس خارجی در غرفه هایشان عرضه می کنند.
اگرچه کالاهای این بازارچه ها نسبت به دیگر مکانهای فروش با قیمت مناسب تری عرضه می شوند. شاید بالاترین دستاورد و جالب توجه ترین نکته در این بازارچه ها خلاقیت های شکفته شده جوانانی است که با هزینه مناسب ، موفق به عرضه فکرهای نو و ابتکارات بدیعشان شده اند.


یکی از قدیمی ترین بازارچه های خوداشتغالی در تهران ، پنجشنبه بازار هنر در فرهنگسرای ارسباران است.
این نمایشگاه هر هفته پنجشنبه ها و در 15 روز آخر اسفند، هر روزه برگزار می شود؛ بازارچه ای که نخستین بار 3 سال پیش بر پا شد.
معصوم قدیری ، مجری طرح بازارچه هنر ارسباران ، درباره اهداف اولیه این طرح می گوید: هدف اصلی ، اشتغالزایی برای هنرمندان ، بویژه هنرمندان جوان بود؛ هنرمندانی که شاید به دلیل نداشتن سرمایه کلان امکان عرضه کارهای خود را نداشتند.
تدارک دیدن مکانی که با پرداخت هزینه ای کمتر از سرقفلی یا اجاره مغازه ، امکان عرضه محصولات هنرمندان را به مشتریان فراهم می کند، هم کمکی به هنرمند جوان است و هم کمکی به مشتری برای خرید کالا با قیمت مناسب تر.
در فضای بازارچه که 4 سال پیش با حضور 5 هنرمند فعالیت خود را آغاز کرد، در حال حاضر بیش از 40 غرفه فعال هستند.

خوداشتغالی ، هدف اول

در میان غرفه های بازارچه هنر، غرفه هایی به چشم می خورند که محصولات غیرتولیدی خود را به فروش گذاشته اند. مازیار، 21 سال دارد و دانشجوی شیمی است.
در غرفه اش کیفهای کوچک و بزرگی را به فروش می رساند که از بازار خریده است:
«کیفها را از بازار می خرم و مطابق عرف درصدی روی آن می کشم.
باز هم قیمتهایم از مغازه ها بهتر است. روزهای عادی کار آزاد می کنم و پنجشنبه ها در این بازارچه غرفه دارم.»
مازیار برای گرفتن غرفه با هیچ مشکلی مواجه نبوده و هیچ کس برای این که کالای غیرتولیدی خودش را می فروشد، به او اعتراض نکرده است.
قدیری ، مجری بازارچه ، درباره واگذاری غرفه ها برای فروش کالاهای غیرتولیدی غرفه دار و بعضا خارجی ، می گوید: «هدف اصلی ، ایجاد اشتغال است. اولویت با هنرمندان و تولیدکنندگان است. اما اگر محصولاتی همردیف صنایع دستی عرضه شود، مشکلی برای اجاره غرفه نداریم.
خیلی از هنرمندان علاوه بر عرضه هنر خود، کالاهای پرفروش دیگری را هم عرضه می کنند، تا درآمد قابل قبولی داشته باشند.
کار هنری چندان درآمدزا نیست. هزینه های بازارچه هم بالاست و مجبور می شویم برای پر کردن بازارچه ، فروش محصولات دیگر را هم بپذیریم.»
ابراهیم بوستانی ، 60 ساله و لیسانس زبان است. نقاشی می کند و تابلوهای نقاشی اش را با قیمت بسیار مناسبی برای فروش گذاشته است.
او درباره حضور غرفه های غیرهنری در بازارچه می گوید: «اگر محصولات عرضه شده ، شخصیت بازارچه را زیرسوال نبرند، مشکلی به وجود نمی آید. جوانهایی که سرمایه ندارند، با پرداخت هزینه ای مناسب ، می توانند غرفه ای اجاره کنند و صادقانه کار کنند. درآمدشان هم حلال است.»
فروزان فتحی هم همین اعتقاد را دارد. محصولات او، نه در بازارچه وجود دارند، نه در مغازه ها.
او با فرم دادن ظروف شیشه ای و ترکیب آنها با مجسمه های پلی استری رنگ آمیزی شده ، شمعدان و جای دستمال و ظرفهای میوه ای می سازد که در بازار همتا ندارد.
او کار هنری را ذاتی می داند و فکر می کند کسی هم که هنرمند نباشد، حق امرار معاش دارد. حضور در بازارچه هم کمکی است برای کسب درآمد این افراد؛ اما یکی از خانمهای غرفه دار، اصلا با این روند موافق نیست.
او عقیده دارد کارهای آماده ، ارزش کارهای ساخت دست آنها را تحت الشعاع قرار می دهد: «وقتی ما مواد اولیه را با قیمت معمول می خریم ، مسلما نمی توانیم قیمت نهایی مان را خیلی پایین بگیریم ؛ اما تولیدی ها و کارگاه های تولیدی با خرید عمده ، مواد اولیه را ارزان تر می خرند و قیمت نهایی پایین تری دارند.
آن وقت بازار از رونق می افتد.»

ابتکار، تقلید، ابتکار

خیلی از محصولات این بازارها را در مغازه ها نمی شود دید. خیلی از کالاها، زاییده فکر و خلاقیت هنرمندانی است که در این بازارچه ها تنها کار خود را عرضه می کنند.

bazar2

جذابیت بیشتر این بازارچه ها هم به ارائه کارهای خاص و متفاوتی است که هنوز به تولید انبوه نرسیده اند؛ اما خیلی از همین هنرمندها گله دارند از آنهایی که از کارشان کپی برداشته اند و جالب تر وقتی است که هر دو طرف ادعا دارند فکر اولیه مال خودشان بوده است.
مهم فکرهای نویی است که گاهی با دیدن کارهای دیگران به ذهن می رسد و به شیوه ای متفاوت اجرا می شود. غزاله و پریناز خواهرند. غزاله هنر خوانده و پریناز حسابداری. خودشان مشتری این بازارچه بوده اند.
پریناز می گوید: «غزاله همیشه روسری هایش را با رنگ پارچه نقاشی می کرد. فکر کردم می توانیم روسری های بیشتری نقاشی کنیم و اینجا غرفه بگیریم.»
غزاله ادامه می دهد: «دفعه اول فکر نمی کردم کارهایم فروش برود؛ اما استقبال خیلی خوبی شد و همان چند تا روسری که داشتیم ، فروش رفت. هفته بعد روسری بیشتری آوردیم و خلاصه کارمان ادامه پیدا کرد.»
امروز در غرفه پریناز و غزاله خبری از روسری رنگ کرده نیست. میزشان پر است از هفت سین های رنگی و تنگهای ماهی نقاشی شده:
«اقتضای زمان باعث شد به فکر هفت سین بیفتیم. از حضور در اینجا و دیدن کارهای دیگران ایده گرفتیم. نظر مردم هم شرط مهمی است. تا عید هفت سین داریم و بعد دوباره روسری...»
پریناز عقیده دارد: «ایده گرفتن از کارهای دیگران بد نیست. مهم این است که بتوانیم از چیزهای به درد نخور، وسایل به درد بخور بسازیم».
ابراهیم بوستانی همان غرفه دار نقاش می گوید: «خیلی ها آمدند و مثل من غرفه گرفتند برای تابلوهای نقاشی ، اما نتوانستند بمانند.
مهم سبک کار، تکنیک و قیمت است. هر کس تقلید هم بکند، نمی تواند ماندگار باشد.»
خانمی که روسری های پولک دوزی شده می فروشد، خیلی عصبانی است و می گوید: «روسری های من جنس بهتری دارند، اما بعضی ها از کار من تقلید کرده اند و روی روسری های ارزان قیمت پولک دوزی می کنند و ارزان تر می فروشند. کسی هم اینجا جلویشان را نمی گیرد.»
اما قدیری مجری بازارچه ارسباران ، رقابت را سازنده می داند. او می گوید: «اصلا هدف این بازارچه ایجاد رقابت برای بروز خلاقیت هاست.
هرچه دست بیشتر باشد، ابتکار بیشتر می شود. هرکس دنبال راهی است تا بهتر از دیگران فروش کند. هم کیفیت و تنوع بالا می رود و هم قیمتها پایین می آید.»

هیچ بازاری بی مشتری نمی ماند

خانمی که در حال خرید است ، خودش را مشتری همیشگی بازارچه معرفی می کند: «بیشتر وقتها وسوسه می شوم برای خرید به اینجا بیایم ، حتی اگر چیزی احتیاج نداشته باشم ، همیشه چیزی هست که نظرم را جلب کند؛ کارهایی که اینجا عرضه می شوند، هم متفاوت هستند و هم زیبا. از لحاظ قیمت هم مناسب تر هستند.»
خانمی 39 ساله ، حتی نشستن در بازارچه را هم جذاب می داند: «فضای قشنگی دارد. کارهای متفاوت و تکی می شود پیدا کرد.»
زن و شوهر جوانی که دستهایشان پر است از گلهای دست ساز، برای اولین بار است که به بازارچه می آیند و جذب تنوع و ابتکار کارها شده اند.
ثمین سالک هم همیشه برای خرید صنایع دستی به این بازارچه ها مراجعه می کند. فرهاد عنایتی 23 ساله است. سنتورهای کوچکی ساخته که روی هر سیم آن یک شماره به چشم می خورد.
در کنار سنتورها کاغذی است که با شماره ، نت چند آهنگ را نوشته است. فرهاد عنایتی این روش آموزش سنتور را منحصر به خودش می داند و سنتورهای کوچک و ارزان قیمتش را با آموزش به کودکان می فروشد.
او این ابتکار را برای آموزش آسان تر و فروش بیشتر به کار برده است و استقبال مردم از عرضه آن در بازارچه هم خیلی خوب است.
فکرهای نو همیشه خریداران فراوانی دارند. وقتی از دور به بازارچه نگاه می کنی ، احساس نگاه کردن به یک فرش دستباف را داری که هر گوشه اش با دستی و رنگی متفاوت بافته شده است.

پول ، حرف اول و آخر

گله اکثر غرفه داران از اجاره بالای میزهاست . بیشتر غرفه دارها درآمدشان را متناسب با اجاره میز نمی دانند. قدیری ، مجری طرح بازارچه ارسباران درباره هزینه اجاره غرفه ها می گوید: «ما سعی می کنیم حداقل اجاره را از هنرمندان بگیریم.

  • در این بازارچه ها از صنایع دستی و سوغات و شیرینی شهرهای مختلف گرفته ، تا انواع و اقسام کالاهای تزئینی ، بدلیجات و حتی سی دی های مختلف پیدا می شود

  • فکر نمی کنم به نسبت درآمد، هزینه بالایی برای اجاره تعیین کرده باشیم. در ضمن ، وقتی خودم زمین بازارچه ها را از شهرداری اجاره می کنم ، باید با هزینه ای اجاره بدهم که برایم صرف داشته باشد.»
    قدیری ، علاوه بر بازارچه ارسباران ، مسوولیت بازارچه های فرهنگسرای بانو، فدک ، خانواده ، ورزش ، اقوام و قرآن ، همچنین بازارچه های خصوصی رودبار در خیابان میرداماد، پارک ساعی در خیابان ولی عصر، شهروند در صادقیه و... را نیز برعهده دارد.
    یکی از خانمهای غرفه دار، کارمند بازنشسته دانشگاه علوم پزشکی است و حدود 3 سال است که گل چینی می سازد و در بازارچه به فروش می رساند.
    از این که نزدیکی محل زندگی اش ، فضایی برای خوداشتغالی فراهم شده ، بسیار راضی است و تنها از هزینه بالای اجاره غرفه گله دارد.
    او می گوید: «زندگی من از درآمد این غرفه نمی گذرد، چون حقوق بازنشستگی دارم ، اما خیلی از غرفه داران از این طریق زندگی می کنند و با این اجاره بالا، خیلی نمی شود بر درآمدها تکیه کرد.»
    بحث اشتغالزایی و خوداشغالی که پیش می آید، حس رضایت و تحسین در ذهن نقش می بندد، اما گاهی اوقات این حرکات و ایده های بسیار پسندیده ، در میانه راه ، به بیراهه هایی کشیده می شود که فکر اولیه را زیر سوال می برد.
    کاش با همکاری های مناسبی که از سوی مسوولان قابل پیش بینی است ، ایجاد اشتغال با نتیجه گیری بهتر هدف اصلی چنین ایده هایی می شد. جلوی در ورودی بازارچه ، غرفه کوچکی است که روی آن گلدان های کوچک و گلهای معطر و...
    می بینی.
    صاحب غرفه ، خانمی است که دارد مادربزرگ می شود. او که هیچ وقت شاغل نبوده ، حالا با به سروسامان رساندن پسرانش ، به بیرون از خانه آمده و توانایی هایش را به نمایش گذاشته است.
    میترا می گوید: «خودم همیشه برای دل خودم چیزهایی می ساختم که روش ساختشان را از تلویزیون یا مجله ها یاد گرفته بودم. وقتی دیدم فضایی وجود دارد که می توانم آنها را عرضه کنم ، فکر کردم هم باعث می شود از سکون همیشگی در خانه ماندن بیرون بیایم و هم توانایی هایم را در دید مردم آزمایش کنم.»
    میترا تا به حال درآمدی نداشته و فکر می کند تنها برای فرار از روزمرگی ها و بودن در اجتماع به اینجا آمده است.

    نیلوفر عاکفیان
    akefian@jamejamdaily.net

    newsQrCode
    ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

    نیازمندی ها