میگفت: از وقتی آمریکا و همه کشورهای بزرگ صنعتی، هرکدام به نحوی ما را تحریم کردهاند و دست این دلالهای واردات قطعات مورد نیاز کارخانههای صنعتی از خارج از کشور قطع شده، تعداد درخواست از کارخانههای ما بشدت افزایش یافته! گفت: البته این وسط افرادی که با دریافت پورسانت(رشوه!) از کارخانههای خارجی، بازار مصرف در ایران درست میکردند، بیش از دیگران ضرر کردند و این صدای جلز و ولز که گاها شنیده میشود، ناشی از سوختن آنهاست. میگفت: اسم کارخانههای خارجی در رفته وگرنه، نه جنس خوبی دارند و نه ضمانت خوبی میدهند. ما کالای مورد نیاز کارخانهها را با قیمت به مراتب پایینتر نمونه خارجی آن درست میکنیم. کارخانههای خارجی اول پولش را میگیرند و بعد یک جنسی میدهند که نهایتا یکیدو سال ضمانت کار دارد، اما کارخانههای داخلی ضمانتی که میدهند حداقل 2سال است و مقداری از پول قطعات را هم بعد از پایان دوره ضمانت میگیرند. الان هم که در تحریم هستیم و کارخانهها مجبور هستند(!) به تولید داخل تکیه کنند، ما هم مجبور شدهایم قطعات مهمتر و حرفهایتر بزنیم و این مستلزم این است که نیروی جدید و کارآمد استخدام کنیم و غیره. اما چون اسم خارجیها خوب است و اسم ما بد، متاسفانه من با چشمان خودم دیدهام که بعضا جنس ساخت داخل را که بهمراتب کارآمدتر و بهتر از نمونه خارجیاش است را در بستهبندیهای خارجی میدهند و به فروش میرسانند. چون مرغ همسایه غازه! یعنی هنوز فرهنگ خوداتکایی در بین مردم ما درست نشده و هنوز بعضی از مردم و مسوولان پی به این نکته نبردهاند که برای بهبود صنعت کشور بایستی تولیدیهای ما مورد تشویق قرار بگیرند.
او همینطور از درددل خود میگفت و من داشتم به این فکر میکردم، کاش علاوه بر تحریم سختافزاری، تحریم نرمافزاری و فکری نیز میشدیم، کاش روزی راههای ورود تئوریها و وحیهای منزل غربی به روی ما بسته میشدند تا مراکز علمی ما مجبور میشدند که خودشان فکر کنند و خوشان نظریه بسازند، ما با این همه مواد اولیه و (متاسفانه)خام هنوز یاد نگرفتهایم که روی پای خودمان بایستیم. نظریاتی که غربیها چندین 10 سال پیش ارائه کردهاند و چون مسموم بود بالا آوردهاند و الان خود آنها دارند آن نظریات را بشدت رد میکنند، اساتید دانشگاههای ما همانها را وحی منزل تلقی میکنند. یادم میآید در دانشگاه یکی از اساتیدمان میگفت این ماشین زانتیا(تازه به بازار آمده بود)که ما الان میسازیم و میگوییم ساخت داخل است، ماشینهایی است که در فرانسه 20، 10 سال پیش از مد افتاده! من نمیدانستم منبع این حرفها کجاست، اما کاش به او میگفتم: استاد این حرف بر فرض قبول، اما این نظریه جامعه مدنی که دائما سنگش را به سینه میزنی و بیشتر از قرآن و نهجالبلاغه قبولش داری، همین نظرات را غربیها الان منکر شدهاند و کسانی را که بر این نظرات منسوخ پافشاری میکنند ، مرتجع میدانند. بگذریم، اما ایکاش واقعا تحریم فکری- فرهنگی هم میشدیم؟
وبلاگ نون و قلم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم