در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برای نسل سومیها خرید معنای دیگری دارد، همین که جوان باشی کافیست. کافی است که جوان باشی تا علایق مخصوص به خودت را داشته باشی و برای بهدست آوردنش پیه پول خرج کردن و وقت گذاشتن برای خرید را به تنت بمالی.برای نسل سومیهای عشق خرید، همین خریدکردن خودش یک تفریح محسوب میشود. از خرید کفش و لباس گرفته تا کتاب و فیلم و هر چیزی که دوستش دارند.
بعضی از عشق خریدها، حتی اگر جیبشان خالی هم باشد به قول خودشان تریپ خرید میگیرند و میروند دنبالش. میروند و توی مراکز خرید میچرخند و چیزهای مورد علاقهشان را نشان میکنند و هر وقت که پول دستشان آمد، برمیگردند سراغش.
کافیست از این عشق خریدها بپرسی چه چیزی را از کجا و با چه قیمتی میتوانی بخری. پاتوقشان مراکز خرید است، در لحظه برایت تعیین میکنند که کدام مرکز خرید برای خریدتان مناسب است. حتی نشانی دقیقتر هم میدهند، مثلا دومین مغازه از طبقه سوم، همان دست راستی که فروشندهاش عینکی است، فلان چیز را با فلان قیمت دارد که اگر کمی چانه بزنی میتوانی چند هزار تومان هم کمتر بخری.
موقع حراجهای فصلی که میشود، خصوصا در مورد پوشاک، کبکشان خروس میخواند. هم فال است و هم تماشا. نهایت استفاده را میبرند، حساب و کتابشان هم درست است، با همان پول همیشگی دو برابر بقیه ایام سال خرید میکنند.سارا از همین گروه است. 19 سال سن دارد و امسال دانشجو شده و بیشتر از زمان کنکور وقت دارد. عاشق خرید است، از خرید کردن آنقدر لذت میبرد که زمان از دستش میرود. دلایل سادهای مثل خرید عروسک کوچکی که به کولهاش آویزان کند، کافیست تا او بعد از دانشگاه چند ساعتی را بخاطر خرید همان عروسک صرف کند.وی میگوید: همه دوستانم میدانند که من چقدر به خرید علاقه دارم و به همان نسبت هم چقدر در این مورد حرفهای هستم، هر کدامشان وقت خرید کردن از من میخواهند که همراهشان باشم، هم سلیقهام خوب است و هم دقیقا میدانم بهترین جاها برای خرید کردن کجاهاست.
سارا از میان همه چیزهایی که میخرد، خرید زیورآلات و بدلیجات را بیشتر دوست دارد، توی کشوی کمدش دهها دستبند، گوشواره، گردنبند و انگشتر بدل دارد که بعضیهایش را تنها یکبار استفاده کرده است اما از داشتنشان لذت میبرد.
جالب اینجاست که سارا کلاسهای ساخت بدلیجات هم رفته است و حالا خودش میداند که با چند تا مهره چطور دستبند یا حتی گوشواره بسازد اما اینها عطش خریدش را کم نمیکند.
نمیتوانم خودم را کنترل کنم، امکان ندارد مثلا از کنار مغازه نقرهفروشی رد شوم اما بتوانم جلوی خودم را نگه دارم. باید بایستم و یک دل سیر ببینم که پشت ویترین چه چیزهایی است و اگر پولم برسد و چیزی چشمم را گرفته باشد، برای خریدش معطل نمیکنم.
سارا میگوید نه فقط با خرید بدلیجات بلکه کلا با خرید کردن شاد میشود و هر کسی هم موقع خرید کردن با او همراه شود، تحت تاثیر قرار میگیرد و روحیهاش عوض میشود.اما سارا کسانی را سراغ دارد که هیچ علاقهای به خرید کردن ندارند: یکی از دوستانم هرگز حاضر نیست برای خرید کردن وقت بگذارد، همیشه از خرید کردن مینالد و آرزو میکند به اولین مغازهای که برسد بتواند خرید مورد نظرش را انجام دهد، برعکس من که حاضرم ساعتها بگردم تا خرید مورد علاقهام را انجام دهم.
حالا با خواندن حرفهای سارا اگر فکر میکنید که فقط دخترها عشق خرید هستند در اشتباه هستید. محسن 31 سال دارد، خودش فروشنده است و البته عاشق خرید کردن.او معتقد است: شاید پسرها هنگام خرید کردن وسواسها و حساسیتهای دخترها را نداشته باشند اما این دلیل نمیشود که آنها از خرید کردن لذت نمیبرند.
او که در یک مغازه پوشاک آقایان مشغول به کار است به مشتریانی اشاره میکند که هم به خرید علاقه دارند و هم اینکه به اندازه کافی برایش وقت میگذارند.
محسن میگوید: هر زمان که خیلی خسته باشم یا به خاطر موضوعی ناراحت باشم، میلم برای خرید کردن بیشتر میشود، حتی با خرید یک چیز کوچک مثل کیف محافظ گوشی موبایل هم میتوانم روحیهام را عوض کنم.
پول شرط کافی نیست
هر چند که یک تصور عمومی میگوید همه چیز برای خرید کردن وابسته به داشتن پول زیاد است اما عاشقان خرید معتقدند مدیریت خرج کردن میتواند به کمک این موضوع بیاید.آنها معتقدند اگر مدیریت خرج و خرید کردن، داشته باشید میتوانید با پول کمتر هم خرید خوبی داشته باشید.آنها معتقدند خوب خرید کردن مستلزم داشتن پول زیادتر نیست،با هر میزان پول میتوانید چیزهای مورد استفادهتان را بخرید. خوب وقت گذاشتن، تعریف درست داشتن از آنچه که مدنظرتان است و شناخت درست مغازهها و مراکز خرید میتواند بخوبی پول کمتر را جبران کند.
از خرید تا کاهش وزن
شاید برایتان جالب باشد که بدانید خرید کردن فقط مزایای روحی مثل شاد کردن افراد ندارد و میتواند کارکردهای دیگری هم داشته باشد.
محققان میگویند خرید کردن به شما کمک میکند که وزنتان را کاهش دهید. براساس نتایج یک تحقیق جدید کسانی که درصدد هستند وزن خود را کاهش دهند و شرکت کردن در کلاسهای ورزشی برای آنها دشوار یا امکانپذیر نیست میتوانند با خرید کردن، چربیهای اضافی خود را آب کنند.این پژوهش که روی 3000 زن انجام شده نشان داد که این زنان با گشتزدن در فروشگاههای مختلف با هدف خرید کردن توانستند پس از یک سال به طور متوسط 48 هزار کالری انرژی بسوزانند.
براساس این تحقیق که خبرگزاری ایسنا مخابره کرده است، زنان شرکتکننده در سال، 132 گردش درون شهری به هدف خرید کردن داشتند. آنها در ازای هر یک دقیقه گشت زدن در سوپر مارکتها و بازار، حدود 5 کالری انرژی مصرف میکردند.به گزارش ایسنا، محققان با انتشار نتایج این تحقیق در نشریه دیلی اکسپرس خاطرنشان کردند: همه ما میدانیم که خرید کردن، خیلی بیشتر از ورزش برای زنان جذابیت دارد و ما میخواهیم از این علاقه به نفع آنها استفاده کنیم و وزن آنها را کاهش دهیم.
کودک درون!
هر چقدر که خرید کردن بیحد و حساب، اشتباه محسوب میشود، بد خرید بودن هم اشتباه بزرگتری است.بد خریدها فقط کسانی نیستند که نمیدانند و نمیتوانند درست خرید کنند، دستهای هم هستند که هم پول کافی دارند و هم به مراکز خرید خوب رفت و آمد دارند اما هرگز لذت خرید را نمیبرند. هرچه که بخرند، باز شک دارند. هیچوقت از خریدشان راضی نیستند، اعتماد به نفس خرید ندارند و اگر عین خرید خودشان را دست دیگران ببینند، باز هم فکر میکنند خرید بقیه از آنها بهتر بوده است.این دسته رمز و رازهای شاد بودن با بهانههای کوچک را نمیدانند و خرید کردن برایشان جدیتر و مشکلتر از آن است که با شک و تردید خرابش نکنند.مهم نیست چقدر و چگونه خرید میکنیم مهم این است که مثل کودکان از خریدن و داشتن هر چیزی لذت ببریم. بهتر است در خرید کردن نه یک نسل سومی که یک کودک باشید.
خریدهای دخترانه
دخترها و پسرها به همان اندازه که تفاوت دارند، به همان اندازه هم در خرید کردن متفاوت هستند.معروف است که خانمها برای خرید زیاد وقت میگذارند. ممکن است برای خرید یک مانتو به بیشتر از 20 مغازه مراجعه کنند، دهها مانتو را امتحان کنند و حتی در نهایت بیخیالش شوند و دوباره یک روز دیگر را برایش در نظر بگیرند. قیمت برایشان مهم است نه به این معنی که جنس گران نخرند، بلکه قیمت یک جنس را از چند مغازه بپرسند و وقتی که مطمئن شدند باز وقت پرداخت پول، سر قیمت بحث کنند.
بعد از خرید نظر همه را میخواهند بدانند.حتی برایشان مهم است که نظر دختردایی دوستشان در مورد خریدشان چیست.اگر خرید مورد نظر را در دست کس دیگری ببینند، تعجب میکنند چون قرار است فقط خودشان صاحب آن باشند! برهمین اساس معمولا در مقابل این سوال که اینو کجا خریدی؟ آدرس مغازه را فراموش کردهاند. اما با همه این حرفها معمولا سعی میکنند با سلیقه عمل کنند و میکنند.
خریدهای پسرانه
اولین مغازه و اولین چیزی که خوششان بیاید کافی است. حتی اگر از عاشقان خرید هم باشند به این موضوع که باید برای خرید خوب، وقت زیاد گذاشت چندان اعتقادی ندارند.هر چیزی که بخرند مطمئنا بهترین کالای موجود در همه دنیاست.نظر بقیه چه مثبت، چه منفی، خللی به سلیقه آنها وارد نمیکند.رنگ برایشان اهمیت دارد اما اسم درست رنگها را نمیدانند، ممکن است پیراهن خردلیشان را حتی نارنجی بخوانند یا صورتی پررنگ! خیلی تعجب نکنید و اصولا اسم رنگ اجناس خریداری شده را نپرسید.به محض اینکه قیمت را بدانند، همان اندازه و شاید اشتباها مبلغی بیشتر را روی پیشخوان مغازه میگذارند. اگر در دو مغازه آن طرفتر همان جنس را ببینند هرگز قیمتش را نمیپرسند.شک ندارند که بهترین خرید دنیا را انجام دادهاند و شما را هم به خرید همان جنس دعوت میکنند. سلیقهشان بد نیست اما به اندازهای که خودشان مطمئن هستند هم نمیتواند خوب باشد.
پری جمالی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: