نگاه

رویاهایت را واقعیت ببخش!

بیژن بیرنگ: «مردی از لامانچا» را در دوران دانشجویی دیدم. دیدن فیلم آنقدر اتفاقی بود که اصلا به خاطر ندارم فیلم را کجا و در چه شرایطی دیدم؛ ولی هنوز تصاویر و روایت زیبایش را خوب به خاطر دارم.
کد خبر: ۳۸۰۹۳۲

مهم نیست که کارگردان فیلم آرتور میلر بود و مهم نیست که پیتر اوتول و سوفیا لورن در آن ایفای نقش می‌کردند؛ مهم روایت جدید و هنرمندانه داستان دن کیشوت بود که به زیبایی در فیلم نمایش داده شده بود. فیلم، داستان آدم‌هایی را روایت می‌کرد که زندانی بودند؛ اما با رویای آزادی زندگی می‌کردند. آنها تصمیم گرفتند در زندان، نمایش دن کیشوت را بازی کنند.

آدم‌های عجیب که نگاه متفاوتی به زندگی دارند، همیشه به خاطر رویاهایشان به تمسخر گرفته می‌شوند؛ اما کمتر کسی می‌داند که زندگی برآمده از رویاهایی است که ما باور داریم و دنیا آن چیزی را به ما هدیه می‌دهد که باور داریم می‌توانیم آن را داشته باشیم.

«مردی از لامانچا» را فقط یک بار دیدم و آنقدر از آن تاثیر گرفتم که بعد از آن همیشه در آثارم و در زندگی شخصی‌ام، به رویاهایم احترام گذاشتم و بیشتر از همیشه آنها را باور کردم. هنوز، موسیقی و ترانه فیلم را با نام «رویاهای ناممکن» به یاد دارم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها