درنگی بر کتاب «معجون عشق»

دیدار با نویسندگان عامه‌پسند

یوسف علیخانی سال‌ها پیش مجموعه‌ مصاحبه‌ای تحت عنوان «نویسندگان نسل سوم» منتشر کرد که شاید مرجعی مناسب برای شناخت روحیه داستان‌نویسان یک نسل به شمار می‌آید؛ داستان‌نویسانی که هنوز به نقطه‌ اوجشان نرسیده بودند و نظراتشان در آن گفت‌وگو‌ها شاید با اندیشه‌های این‌ روز‌شان متفاوت باشد. علیخانی بتازگی کتاب دیگری با عنوان «معجون عشق» را به چاپ رسانده که در برگیرنده 14 مصاحبه با نویسندگانی است که با عنوان عامه‌پسند شناخته می‌شوند. خود علیخانی در مقدمه‌ کتابش می‌گوید دنبال پیدا کردن راز پرمخاطب بودن آثار این نویسندگان در برابر نویسندگان جدی‌تر ادبیات است که با مخاطب کمتری روبه‌رو هستند.
کد خبر: ۳۸۰۶۵۰

این کتاب از منظر ادبیات داستانی بی‌شک تاثیر زیادی بر بحث مخاطب‌شناسی داستان‌نویسان خواهد گذاشت و در کنار آن، نمونه مناسبی از گفت‌وگوهای روزنامه‌ای به دست می‌دهد.

بــرای روبــه‌رو شــدن بــا مصاحبه‌شوندگانی که مورد علاقه قشر بزرگی از مردم هستند، همیشه باید توجه زیادی به جایگاه و تصور ذهنی آنان در نظر خودشان داشت. جلب اعتماد نویسندگانی که همیشه از سوی روشنفکران مورد تهمت عامه‌پسندی بوده‌اند، نباید کار چندان ساده‌ای باشد.

علیخانی تحت عنوان یک نویسنده‌ حرفه‌ای و با نگاهی کاوشگر یک روزنامه‌نگار با این نویسندگان روبه‌رو شده و مشخص است برای جلب اعتماد آنها فرآیند پیش‌مصاحبه را با دقت به نتیجه رسانده است.

او در خلال مصاحبه نیز با اشاره‌های دقیق به آثار نویسندگان به آنها این اعتماد را می‌دهد که با کسی طرف هستند که با دقت آثار آنها را خوانده و به رمز و راز نویسندگی آنها آشناست.

آنچه در بیشتر این مصاحبه‌ها به چشم می‌خورد، شروع مصاحبه با سوال‌های غیرمترقبه است. البته شاید این اتفاق در زمان تدوین و تنظیم مصاحبه‌ها افتاده باشد، اما تکنیک شروع ناگهانی و بدون مقدمه، مصاحبه‌های مجموعه را از روند کلیشه‌ای مصاحبه‌ کلاسیک دور کرده و به آن رنگ نویی داده است. شروع مصاحبه با سوال «گفتید چی؟»، «گفتید بچه‌ها؟»، «گفتید گلشیری را دوست دارید؟» و «خیلی زود شروع کردید به نوشتن» آغازهای نامتعارفی برای یک مصاحبه هستند که خود در ابتدای متن باعث ایجاد تعلیق شده و خواننده را مجاب می‌کند مصاحبه را تا انتها ادامه دهد.

مصاحبه‌کننده باید شنونده‌ خوبی نیز باشد، این یکی از اصول گفت‌وگو کردن ا‌ست. در بسیاری از مصاحبه‌های معجون عشق سکوت و شنوایی مصاحبه‌گر بخوبی حس می‌شود. علیخانی با یک جمله‌ ترغیب‌کننده، نویسندگان را به حرف آورده و به آنها اجازه داده تا در بسط مصاحبه شریک باشند. ر.اعتمادی، فهیمه رحیمی و حسن کریم‌پور از این شیوه استقبال کرده‌اند، اما در مصاحبه‌ امیر عشیری در عین کوتاه بودن سوال‌ها و جواب‌ها به علت روحیه‌ نویسنده این ترفند چندان کارگر نیفتاده است.

از آنجا که فرد گفت‌وگو کننده باید از توانایی بحث دوطرفه برخوردار باشد و از خلال آن اطلاعات و نقل‌قول‌ها را شکار کند، باید از فنون غیرسوالی بدست آوردن اطلاعات و جملات طلایی از مصاحبه‌شونده بخوبی استفاده کند.

در این ترفند به‌جای پرسش، سعی می‌شود با طرح جملاتی هدایت‌کننده جواب‌های سوالات مفروض را از مصاحبه‌شونده استخراج کرد. در مصاحبه‌ پرینوش صفوی نمونه‌های زیادی از این دست را می‌توان دید و در مصاحبه تکین حمزه‌لو و مریم ریاحی از این ترفند به صورت ترکیب متناوب با سوال استفاده شده است. گفت‌وگوی حسن کریم‌پور هم با یک جمله‌ خبری آغاز می‌شود. مصاحبه با مهرنوش صفایی، متفاوت‌ترین مصاحبه‌ این مجموعه است که با سوالی استفهامی آغاز می‌شود و با اعتماد به‌نفس مصاحبه‌شونده و سوال‌های بازجویانه‌ مصاحبه‌گر ادامه پیدا می‌کند. رویکردی در فن گفت‌وگو وجود دارد که به مصاحبه‌کننده توصیه می‌کند در طول بحث، مواضع مختلفی بگیرد، از نقش مامور تحقیق گرفته تا یک بازجو. این روند در مصاحبه‌های دیگر کمرنگ‌تر است، اما در مصاحبه‌ صفایی با شدیدترین نوع خود به‌کار برده شده است و ریتم تند مصاحبه و دفاعیات مصاحبه‌شونده این مصاحبه را از مرزهای بازجویی نیز آن‌سوتر برده است.

معجون عشق می‌تواند هم برای علاقه‌مندان به 14 داستان‌نویس طرف گفت‌وگوی این کتاب جذاب باشد، هم برای آنان که می‌خواهند با دنیای نویسندگان عامه‌پسند آشنا شوند، خواندنی جلوه کند و هم به کار کسانی آید که به دنبال نمونه‌هایی از مصاحبه‌های روزنامه‌ای و مجله‌ای موفق می‌گردند. در هر صورت این کتاب می‌تواند توقعات خوانندگانش را برآورده سازد.

رضا عظیمی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها