در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او که در دهه 60 زندگیش بسر میبرد، روزهای خوب و بد زیادی را تجربه کرده است، او علاوه بر اینکه بازیکن و مربی تیم استقلال بود، یک کارخانه یخسازی نیز داشت.
او در مورد مهمترین حادثه زندگیش میگوید: همیشه برد و باخت ذات ورزش بوده است و بارها این اتفاق هم برای من افتاده، خوشبختانه بیش از اینکه بازنده باشم، برنده بودم، اما یکی از باختهایی که بدست آوردم، واقعا برای من غیرقابل قبول بود. سال 1353 مثل الان بین 2 باشگاه پرسپولیس و استقلال کری زیادی بود و شاید بتوان گفت از حالا هم بیشتر بود. در یکی از بازیها که روز 16 شهریور این سال برگزار شد، 2 تیم روبهروی هم قرار گرفتند که تیم پرسپولیس فوقالعاده بازی کرد.
ما هم در این دیدار بد نبودیم، اما نمیدانم چرا هر ضربه آنها به گل تبدیل میشد و ضربات ما هیچکدام به جایی نمیرسید.
آنها بازی را با 6 گل پیروز شدند، چیزی که خودشان هم فکر نمیکردند. ما هم اصلا فکر نمیکردیم، چنین اتفاقی بیفتد و بهتزده به شادی بازیکنان پرسپولیس نگاه میکردیم.
خوشحالی آنها غیرقابل وصف بود، ما هم جلوی تماشاگرانمان نمیتوانستیم سر بلند کنیم و تا مدتها خجالت میکشیدم از خانه بیرون بیایم. دنبال این بودم که یک روز این باخت را جبران کنم، اما هیچگاه این فرصت نصیب من و استقلال نشده و تا حالا هم این اتفاق نیفتاده است. واقعا 6 گل خوردن ما فاجعه بود.
گفتوگوها: سولماز خیرخواه و پویان امیری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: