نگاهی به پرونده زنی که بعد از 15 سال به قتل پدرش اعتراف کرد

عذاب وجدان باعث شد اعتراف‌کنم

15 سال پیش ماموران آگاهی، گزارش قتل پیرمردی را دریافت کردند که در خانه خود به قتل رسیده بود. در همان روزها یکی از دختران مقتول به نام شهلا، برادرش شهاب را به عنوان قاتل احتمالی پدر معرفی کرد.شهاب بازداشت، اما بیگناه تشخیص داده شد و راز این قتل همچنان سر به مهر ماند.
کد خبر: ۳۷۹۶۳۲

تا این‌که چندی پیش یکی از دختران مقتول به نام شیرین به کلانتری مراجعه کرد و گفت 15 سال پیش پدرش را به قتل رسانده و اکنون می‌خواهد به قتل اعتراف کند.
مقتول 2 دختر و 3 پسر داشته که برای مدت زیادی با خانواده خود زندگی نکرده‌اند. او سال 1351 همراه اعضای خانواده‌اش به بیروت و از آنجا به پاریس مهاجرت کرده اما به خاطر اختلافات شدید با همسرش، از یکدیگر جدا شده و از آن زمان به بعد نیز هرکدام از اعضای خانواده زندگی جداگانه‌ای برای خود انتخاب کرده‌ بودند.
متهم در اعترافات خود به کارآگاهان می‌گوید: در 6 سالگی همراه خانواده‌ام به بیروت و از آنجا به پاریس رفتیم. پدر و مادرم به خاطر اختلافات شدیدشان بدون این‌که طلاق بگیرند از هم جدا زندگی می‌کردند و من هم همراه شهاب و شهلا برای دورماندن از مزاحمت‌های پدر به لبنان رفتیم. اما پدرمان به دنبال ما به بیروت آمد و با توسل به زور من و خواهرم را پیش بستگانش در کشور بحرین برد. پس از گذشت مدتی همراه برادرم به تهران آمدیم و پس از 2 سال زندگی با مادر و برادر دیگرم به نام شهرام به محل سکونت جدید رفتم و اطلاعی از پدرم نداشتم. پدرم همیشه افرادی را سراغم می‌فرستاد تا برایم ایجاد مزاحمت کنند و با توجه به این‌که مصائب و مشکلات، پایانی نداشت تصمیم به کشتن پدرم گرفتم و نهایتا 15 سال پیش با قرار دادن پارچه روی دهانش او را به قتل رساندم.

دکتر امان‌الله قرایی‌مقدم، جامعه‌شناس

زندگی سخت زن، پشت پرده جنایت

پیچیدگی این پرونده بدون شک به خاطر شرایط متهم آن است. زنی که کودکی سختی را پشت سر گذاشته، در جوانی پدرش را به قتل رسانده و بعد از 15 سال سکوت لب به اعتراف گشوده است.

دکتر امان‌الله قرایی‌مقدم، جامعه‌شناس درباره این پرونده می‌گوید: بدسرپرستی، تک‌سرپرستی، درماندگی و بی‌پناهی عواملی است که باعث می‌شود یک زن به فرار و بروز خشونت وادار بشود. مسلم است که چنین دخترانی از سابقه تربیتی درستی برخوردار نیستند.این دختر هم زندگی بسیار سختی را پشت سر گذاشته است.

او توضیح می‌دهد: یکی از مشکلاتی که این زن در کودکی با آن رو به رو بوده، دوری از پدر و مادر و اختلاف بین آنها است. ارتباط ناپایدار و کم خانوادگی باعث شده آنها کم‌کم از هم دور شوند. از طرف دیگر، پدیده مهاجرت را داریم که خود مشکلات خاص خود را به همراه دارد. مهاجرت هم بحران عاطفی و روانی به دنبال دارد.پدر هم در قبال این دختر رفتار درستی نداشته است. زمانی که این دختر به حمایت نیاز داشته پدر نبوده و برای او مزاحمت هم ایجاد می‌کرده است. قطعا فشار اقتصادی بر این دختر نیز مزید بر علت شده و از طرفی سازمان و ارگانی هم نبوده که از او حمایت کند. همه اینها باعث شده تا دست به چنین عمل خشونت باری بزند.

به گفته این جامعه‌شناس، مجموعه گسترده‌ای از بحران‌های اجتماعی در زندگی این زن وجود دارد که ساعت‌ها می‌توان درباره آنها صحبت کرد: در چنین مواردی معمولا کم بودن باورهای مذهبی هم باعث کشیده شدن انسان‌ها به راه‌های پر خطر می‌شود. احتمالا این دختر هم یا در آن زمان باورها و اعتقادات مذهبی نداشته یا بسیار کمرنگ بوده است.

قرایی‌مقدم تاکید می‌کند: تجارب خشونت چه از سوی اعضای خانواده و چه جامعه هرگز از ذهن یک زن بیرون نمی‌رود. اگر گفته‌های این زن درست باشد، مقتول رفتار بسیار شنیعی در قبال دختر خود داشته است. تمامی اتفاقاتی که در زندگی این دختر افتاده، به نوعی نتیجه رفتار بد پدر بوده است.پدرها باید در رفتار با دختران خود بسیار محتاط باشند و آنها را حمایت کنند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که دختران فراری تحت خشونت‌های پدر قرار داشته‌اند. کم محبتی پدر از عوامل موثر در فرار دختران و ورود دختر به فحشا و روسپیگری و خشونت است. این دختر نتایج کار پدر را به او برگردانده است.

شهرام محمدی، جرم‌شناس

اقرار سبب تخفیف مجازات نمی‌شود

شهرام محمدی، جرم‌شناس از بعد حقوقی به تحلیل این پرونده پرداخته است.

این زن بعد از 15 سال اعتراف کرده که پدر خود را به قتل رسانده است. مجازاتش چیست؟

‌ مجازات قتل عمد قصاص است و در مجازات‌های قصاص مرور زمان تاثیری ندارد و هر چند سال که بگذرد مجازات به قوت خود باقی است. متهم اقرار کرده و اگر قاضی هم تشخیص دهد، قتل ثابت است و مجازات اولیه آن قصاص است.

‌ در مورد قتل عمد هیچ استثنایی وجود ندارد؟ مثلا این‌که زن ادعا کرده قربانی خشونت و آزار پدرش بوده است.

‌قانون مجازات اسلامی حتی قتل از روی ترحم و قتل‌های شرافتمندانه را مجاز نمی‌داند. تنها در یک مورد مجازات قتل عمد دیه است و آن فرزند کشی توسط پدر است که در ماده 220 تصریح شده است.

اکنون با توجه به این‌که تنها یکی از اولیای دم غیر از قاتل در قید حیات است، تکلیف این متهم چه می‌شود؟

‌ تنها فرزند بازمانده و نوه‌های مقتول اولیای‌دم هستند. تنها فرزند مقتول اگر بخواهد قصاص کند سهم خواهرزاده‌ها و برادرزاده‌های صغار خود را می‌دهد و قصاص می‌کند. اگر تصمیم به رضایت بگیرند 2 حالت وجود دارد: یکی این‌که متهم در زندان بماند تا صغار به سن قانونی برسند یا این‌که متهم با وثیقه آزاد شود و منتظر بماند تا صغار به سن قانونی برسند. در این مورد قاضی تصمیم می‌گیرد که معمولا در محاکم قضایی مورد اول انجام می‌شود. البته این مورد انتقاد بعضی از جرم‌شناسان است، چرا که ممکن است یکی از صغار دو ساله باشد و تا به سن قانونی 15 سال برسد، متهم 13 سال را در زندان سپری کند. در این صورت اگر که بعد از 13 سال ولی دم رضایت بدهد، در مورد متهم اجحاف شده و اگر هم قصاص کند، 2 مجازات درباره او اجرا شده که بعضی جرم‌شناسان معتقدند عدالت رعایت نمی‌شود.

‌یعنی اگر هم تنها برادر قاتل رضایت بدهد باز هم متهم در زندان می‌ماند؟

‌ در این پرونده چون شاهد خشونت پدر هستیم، قاضی می‌تواند با استناد به نظر دوم فقها متهم را آزاد کند.

‌ با توجه به این‌که 15 سال از وقوع قتل گذشته، اقرار و همکاری متهم می‌تواند برای او تخفیفی به همراه داشته باشد؟

‌ اقرار و کمک به کشف جرم از علل مخففه مجازات است یعنی قاعدتا باید در مجازات تخفیف داده شود، اما این شامل مجازات‌های تعزیری و بازدارنده است و نه حدی و قصاص. در این مورد اقرار تاثیری در مجازات ندارد.

ناصر قاسم‌زاد، دبیر انجمن حمایت از سلامت

نفس لوامه در اکثر انسان‌ها بیدار می‌شود

در بررسی این پرونده 2 نکته را باید مد نظر داشت. یکی صدق گفتار این خانم و دیگری سلامت روانی او؛ اما به هر طریق آنچه مهم است این است که دوران کودکی، دوره بسیار مهم و تاثیر‌گذاری در زندگی فرد است و در رشد افراد و شکل‌گیری شخصیت فرد نقش مستقیم دارد. هر چه این دوران پر استرس، پرفشار، پرمخاطره و همراه با هیجانات منفی و مخرب در شخصیت باشد و الگوهای تربیتی فرزندان(والدین) نتوانند به وظایف خود عمل بکنند، طبیعتا فرد در معرض بیماری‌های روانی قرار می‌گیرد. خانواده‌های از هم گسسته یکی از ویژگی‌های مهمشان این است که والدین نمی‌توانند وظایف اصلی خود را که همانا رسیدگی دقیق و شناسایی نیازهای عاطفی و روانی فرزندان و پاسخگویی بهینه است، عمل کنند.

فرزندانی که در چنین خانواده‌هایی رشد می‌کنند، با مشکلات عصبی بسیاری روبه‌رو می‌شوند و بدرستی هیچ‌کس نمی‌داند بر آنها واقعا چه می‌گذرد. بزرگسالانی که کتک می‌زنند کودکان کتک خورده دیروز هستند. طیف بیماری‌های روانی که ریشه در کودکی دارند بسیار گسترده هستند: یکی گوشه‌گیر است، دیگری به اختلال هویت جنسی دچار است، یکی هم رفتارهای ضد اجتماعی دارد.

از سوی دیگر باورهای مذهبی و اعتقادات که از جامعه و خانواده به ما القا می‌شوند در هویت و سبک و سیاق زندگی ما تاثیر بسزایی دارند.بعضی از افراد به جنگ وجدان خود می‌روند و به دنبال هزار دلیل می‌گردند تا کار خلاف خود را توجیه کنند. مثلا دزدی می‌کنند و می‌گویند این حق من بود. من حق ضایع شده خودم را پس گرفتم. شاید هر فرد در دوره و زمان خاصی بتواند به جنگ وجدان و اخلاق برود؛ اما بخشی از شخصیت انسان وجود دارد که به نفس لوامه معروف است. نفس لوامه به انسان می‌گوید اگر حق کسی را ضایع کرده کار اشتباهی انجام داده است. این که نفس لوامه کی بیدار می‌شود به باورهای مذهبی، معیارهای فرهنگی و اجتماعی و نحوه تربیت بستگی دارد و باید بر این نکته تاکید کنم که آدم‌ها همیشه بیمار نیستند. یک دوره حالشان بد است و بعد خوب می‌شوند. آن وقت است که وجدان سراغشان می‌آید و اگر در حق عزیزشان کار بدی کرده باشند، بیشتر عذاب وجدان می‌گیرند، چرا که ترس از نفرین پدر و مادر نیز وجود دارد. از طرف دیگر زمانی که سن بالا می‌رود، اگر هم پدر و مادر خطایی کرده باشند، فرزندان این توانایی را پیدا می‌کنند که آنها را ببخشند. پخته‌تر و آرام‌تر می‌شوند. البته این در مورد آدم‌های حرفه‌ای صدق نمی‌کند،‌ چرا که وضعیت روانی آنها بسیار پیچیده‌تر است. زمانی که آدم‌ها بیماری‌های شدیدی دارند و هرگز بهبود پیدا نمی‌کنند، خبر از وجدان نیست. اما در مورد افراد دیگر، زمانی می‌رسد که وجدان سراغشان می‌آید و لب به اعتراف می‌گشایند.

سارا لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها