تجزیه سودان برای غرب سودی ندارد

سودان به عنوان یکی از وسیع‌ترین کشورهای جهان در شمال غربی آفریقا واقع شده است. این کشور با 70 درصد جمعیت مسلمان در سال 1965 از انگلیس استقلال یافت.
کد خبر: ۳۷۹۵۷۸

سودان از جمله کشورهای بزرگ آفریقاست که منابع زیر زمینی بویژه در حوزه انرژی دارد. موقعیت حساس جغرافیایی آن در شمال غربی آفریقا بویژه نزدیکی‌اش به دریای سرخ و رود نیل بر اهمیت آن افزوده است. هر چند نظام قبیله‌ای همچنان بر این کشور حاکم است، اما حسن عمر البشیر از سال 1989 تاکنون در مقام رئیس‌جمهور بر این کشور حکومت می‌کند. نکته اساسی در این کشور، اجرای پروژه جدایی مناطق جنوبی آن است که در قالب همه پرسی استقلال مناطق جنوبی برگزار شد.

 هر چند این مساله بر اساس توافقات سال 2005 میان دولت مرکزی و گروه‌های جدایی‌طلب با هدف حفظ وحدت و جلوگیری از جنگ داخلی صورت گرفت، اما اجرای نهایی آن در 9 ژانویه 2011 برگرفته از پروژه‌‌ای بزرگ، خارج از مرزهای سودان و آفریقا بود که عملا این کشور را با چالش‌هایی مواجه کرد. البته جدایی جنوب پایان راه سودان نبوده، بلکه بسیاری از ناظران سیاسی ابعاد گسترده‌تری از تجزیه را برای این کشور در نظر گرفته‌اند که در آینده احتمال اجرای آن وجود دارد.

ریشه‌های تجزیه

در باب عوامل و بانیان تجزیه کشور اسلامی سودان چندین بازیگر ایفای نقش می‌کنند.

الف: جدایی‌طلبان

نظام قبیله‌ای حاکم بر سودان از جمله مسائل مطرح در ناآرامی‌های این کشور است، هر چند از نظر دینی و نژادی وحدت در سودان وجود دارد، اما در باب سیاسی دیدگاه‌های انحصاری، این کشور را به چالش کشانده است، چنان‌که از دهه 60 تاکنون این کشور همواره با درگیری داخلی و چالش‌های امنیتی مواجه بوده است. هر چند عمر البشیر در دیدارهای دوجانبه و چندین نشست در قطر برای وحدت تلاش کرده، اما همچنان گروه‌های جدایی‌طلب برای رسیدن به خواسته‌های خود فعال هستند. در مناطق جنوبی نیز جنبش آزادی‌بخش خلق به ریاست سیلواکر بیشترین نقش را ایفا کرده که در نهایت نیز به تجزیه این مناطق منجر شد.

ب: کشورهای فرا منطقه

منابع زیرزمینی و موقعیت جغرافیایی سودان چشم طمع بسیاری از کشورها به آن را در پی داشته است. هر چند برخی کشورها مانند چین از طریق اقتصادی به این کشور وارد شده‌اند، اما برخی کشورها مانند آمریکا، انگلیس، فرانسه برآنند از طریق نظامی و تجزیه بر این کشور نفوذ پیدا کنند. دخالت‌های این کشورها با عناوین مختلف و استفاده از سازمان ملل برای توجیه مداخلات بیشترین تاثیر را در تجزیه این کشور داشته است. اسناد نشان می‌دهد این کشورها با استفاده از برخی کشورهای منطقه نظیر چاد و با حمایت‌های نظامی و اقتصادی آشکار از مناطق جنوبی و حتی دارفور، سناریوهای متعددی را برای متلاشی کردن این کشور به کار برده‌اند.

ج: رژیم صهیونیستی

بسیاری از ناظران سیاسی با توجه به اهداف اشغالگرایانه صهیونیست‌ها و تاکیدات آنها بر حضور در آفریقا، بخش عمده‌ای از طرح تجزیه سودان را برگرفته از سیاست‌های صهیونیست‌ها می‌دانند. این طرح از زمان تاسیس این رژیم آغاز شده و همچنان ادامه دارد به‌گونه‌ای که صرفا بخشی از آن در سودان اجرا شده و بسیاری از کشورهای آفریقایی با این پروژه دست به گریبان هستند. گروه‌های جنوبی سودان بارها به دریافت کمک‌های نظامی و اقتصادی از تل‌آویو تاکید کرده‌اند چنان‌که سیلواکر رئیس خود خوانده مناطق جنوبی رسما از برقراری روابط با این رژیم در صورت جدایی مناطق جنوبی خبر داده است. البته طرح صهیونیست‌ها صرفا شامل جنوب نشده، بلکه آنها فعالیت زیادی در دارفور و نیز مناطق منتهی به دریای سرخ انجام می‌دهند تا در نهایت تجزیه این مناطق نیز اجرایی شود. بسیاری از ناظران سیاسی دستیابی به منابع نفت و اورانیوم و سلطه بر آب‌های دریای سرخ و رود نیل را از اهداف صهیونیست‌ها در سودان می‌دانند.

ابزارهای تجزیه

بررسی تحولات سال‌های گذشته سودان نشان می‌دهد جدایی مناطق جنوبی پروژه‌ای یکباره نبوده، بلکه بانیان آن از سال‌های پیش، این طرح را در دستور کار داشته و صرفا به دلیل فضای داخلی سودان بویژه تحرکات البشیر برای حفظ وحدت و چالش‌های منطقه‌ای و جهانی اجرای آن تاکنون به تعویق افتاده است. بانیان این طرح پروژه‌های متعددی را برای توجیه تجزیه انجام داده‌اند از جمله:

1) کمک‌های بشر دوستانه

از جمله سیاست‌های استعمارگران و صهیونیست‌ها برای نفوذ در کشورها استفاده از ابزار ادعاهای بشردوستانه است. آنها ابتدا بحران‌های داخلی و جنگ را آغاز می‌کنند و سپس با نام کمک به آسیب‌دیدگان از طریق گروه‌های به اصطلاح بشر دوست وارد آن کشور می‌شوند.

بهره‌گیری از نیروهای سازمان ملل به عنوان حافظ امنیت، بخش دیگری از این پروژه است. این طرح را بصراحت در قبال سودان می‌توان مشاهده کرد که غربی‌ها و صهیونیست‌ها به نام کمک مردم جنگ‌زده سودان بویژه در دارفور و مناطق جنوبی نفوذ کرده و سپس نیروهای سازمان ملل را نیز وارد صحنه کردند، به‌گونه‌ای که بیش از 20 هزار نیروی سازمان ملل در بسیاری از مناطق سودان مستقر هستند. بانیان این طرح‌ها در لوای کمک‌های بشر دوستانه، دامن زدن به چالش‌های داخلی و نیز ترویج و ایجاد تفکر جدایی‌طلبی را در سودان اجرا کرده‌اند. این دخالت‌ها چنان آشکار بوده که البشیر بارها خواستار اخراج این گروه‌ها و حتی نیروهای سازمان ملل از سودان شده است.

2) تقابل دینی

هر چند 70 درصد از جمعیت سودان را مسلمانان تشکیل می‌دهند، اما غرب در تبلیغات خود از نسل‌کشی دینی در این کشور سخن به میان آورده و تلاش کرده با ادعای قتل عام 300 هزار نفر در مناطق مختلف سودان بویژه دارفور به دست دولت مرکزی، فضای تبلیغاتی منفی دینی را در این کشور ایجاد کند. بخش قابل توجه این طرح را تقابل اسلام و مسیحیت تشکیل می‌دهد، به‌گونه‌ای که به ادعای غربی‌ها و صهیونیست‌ها، تجزیه جنوب سودان برای حمایت از جمعیت 25 درصدی مسیحیان سودان بوده است. این پروژه اکنون در بسیاری از کشورهای اسلامی بویژه در خاورمیانه و آفریقا اجرا می‌شود.

3) جلوگیری از آشتی ملی

هر چند سودانی‌ها با دیدارهای متعدد و برگزاری نشست‌های قطر برای وحدت تلاش کرده‌اند، اما دخالت‌های خارجی بویژه تحریکات متعدد در دور ساختن جنبش آزادیبخش خلق سودان از وحدت، عملا این طرح را با شکست مواجه کرده است. به رغم تمام تلاش‌های صورت گرفته از سوی البشیر همچنان اختلافات ادامه دارد که نمود آن را در انتخابات سودان و مواضع اتخاذ شده در قبال تجزیه مناطق جنوبی می‌توان مشاهده کرد که شرایطی سخت را برای سودان به همراه داشته است.

4) درگیری منطقه‌ای

از دیگر ترفندهای خارجی برای دخالت در امور سودان و دور ساختن آن از امور داخلی، مشغول داشتن آن به تحولات منطقه‌ای بویژه درگیری با چاد است. آنها با سوق دادن کشورها به تقابل‌های سیاسی و نظامی عملا آنها را از امور داخلی به چالش‌های منطقه‌ای سوق داده، در حالی که با ادعای حفظ امنیت منطقه، دخالت‌های بیشتری را صورت داده‌اند. بخشی از این تقابل‌ها در قالب برخورداری از منابع آبی نیل است که اکنون به مشکلی برای آفریقا بدل شده است.

5) محاکم جهانی

استفاده از شورای امنیت و دادگاه لاهه با پرونده‌سازی علیه البشیر و نیز صدور قطعنامه با نام حمایت از مردم سودان بخش دیگری از اعمال فشارها بر سودان برای پذیرش تجزیه بوده است. هر چند احکامی مانند حکم دادگاه لاهه برای بازداشت البشیر از سوی سودان و اتحادیه آفریقا اجرا نشده، اما خود ابزار فشاری برای دخالت در امور سودان بوده است. نمود عینی این روند را در قبال تحولات لبنان و بسیاری از کشورهای هدف آمریکا می‌توان مشاهده کرد، به‌گونه‌ای که ابتدا به بهانه پرونده‌ای بین‌المللی برای آن کشور ایجاد و سپس در لوای آن سیاست امتیازگیری اجرا می‌شود.

6) ابزار تبلیغات

متاسفانه ابزاری رسانه‌ای برای آرام‌سازی فضای جهانی جهت پذیرش مداخله و تجزیه سودان در جریان است که نمود آن را در کشورهای اسلامی می‌توان مشاهده کرد و سکوت آنها را در برابر تجزیه بخشی از جهان اسلام به همراه داشت. متاسفانه این ترفند موجب غفلت جهان اسلام از تحولات سودان و پذیرش طرح تجزیه این کشور از سوی افکار عمومی جهان شد؛ سکوتی که نمود آن را در قبال بسیاری از تحولات جهان اسلام می‌توان مشاهده کرد.

اهداف تجزیه

الف) منابع انرژی: بسیاری از ناظران سیاسی و اقتصادی وجود 85 درصد از منابع انرژی و نفت در مناطق جنوبی سودان را از دلایل اصلی تجزیه این کشور می‌دانند. سیاست استعمار منابع نفتی و زیرزمینی در بسیاری از کشورهای آفریقایی اجرا می‌شود و جنوب سودان نیز به همین دلیل از سایر بخش‌های این کشور جدا شده است. غرب تلاش دارد منابع انرژی را از خاورمیانه و مناطق نزدیک به روسیه، به آفریقا سوق دهد تا با هزینه کمتر منابع بیشتری کسب کند.

ب) تجزیه جهان اسلام: از اهداف همیشگی استعمار، تفرقه افکنی و تجزیه کشورهای اسلامی یا همان پروژه بالکانیزه کردن کشورهای اسلامی است تا مانع وحدت کشورهای اسلامی شوند.

ناظران سیاسی هدف بعدی غرب پس از تجزیه سودان را تجزیه کشورهای اسلامی مانند سومالی، الجزیره و مصر می‌دانند. تقسیم کشورهای اسلامی به حامیان و مخالفان تجزیه سودان نیز از دیگر اهداف بانیان طرح است. تبلیغات رسانه‌ای برای سرپوش نهادن بر ماهیت اسلامی سودان برای کم اهمیت جلوه دادن تجزیه آن متاسفانه سکوت کشورهای اسلامی در برابر این تجزیه را به همراه داشت.

ج) تجزیه آفریقا: سلطه بر آفریقا و جلوگیری از بازیگری فعال آن در معادلات جهانی از اهداف استعمار بوده است. اکنون نیز این پروژه با ایجاد جنگ‌های داخلی و منطقه‌ای و نیز تجزیه کشورها اجرا می‌شود. سودان نمونه بارزی از این طرح است که در تمام ابعاد درگیر و در نهایت جنوب آن تجزیه شد.

ایجاد تفرقه میان کشورها و نیز سوق دادن آنها به تقابلهای منطقه‌ای به جای بازیگری جهانی اهداف این سناریو را تشکیل می‌دهد. این سیاست اکنون در سومالی، نیجریه، تونس، الجزایر اجرا می‌شود وحدت سراسری آفریقا با فروپاشی مواجه شود. غرب تلاش دارد تا با این اقدامات از یک سو مانع توسعه این کشورها شود و از سوی دیگر، نقش آفریقا را در معادلات جهانی کمرنگ کند. بحران در آفریقا منافع کشورهایی مانند چین و برزیل که رقیب غرب هستند را نیز در آفریقا تاثیر قرار می‌دهد.

و) پروژه صهیونیست‌ها: آفریقا در چند دهه گذشته همواره مورد تهاجم صهیونیست‌ها قرار گرفته است که با ادعاهای مختلف صورت می‌گیرد. صهیونیست‌ها در کنار دستیابی به منابع و انرژی کشورها برآنند تا عدم مشروعیت بین‌المللی خود را با چپاول این کشورها پنهان سازند. تجزیه کشورهای اسلامی و ایجاد سرزمین‌های جدید اشغالی از اهداف دیگر آنهاست. نکته اساسی طرح صهیونیست‌ها برای سلطه بر دریای سرخ، رود نیل و منابع آبی آفریقا و خاورمیانه و مدیترانه است. اسناد نشان می‌دهد صهیونیست‌ها طرح تجزیه و سلطه بر تمام کشورهای حاضر در کنار ورود نیل و شاهراه دریای سرخ، تنگه باب المندب، خلیج عدن، اقیانوس هند، دریای عرب، دریای عمان تا خلیج فارس را در دستور کار دارند. آنها برآنند تا محور ترانزیت دریایی شده و سایر کشورها را به روابط اجباری با تل‌آویو وادار سازند.

ی) جنگ‌طلبی آمریکا: هر چند اوباما رئیس‌جمهور آمریکا ادعای صلح سر داده، اما روند تحولات از استمرار سیاست‌های دوران بوش در دوران وی حکایت دارد. تحرکات گسترده آمریکا برای حضور در آفریقا شدت بیشتری یافته و آمریکا طرح تاسیس 12 پایگاه نظامی در آفریقا و سلطه بر منابع این مناطق را اجرا می‌کند. براساس طرح پنتاگون ورود به آفریقا از ضروریات طرح آمریکاست. آنها دو اصل مبارزه با تروریسم و اجرای کمک‌های بشر دوستانه را محور مداخلات خود در این قاره قرار داده‌اند که نمود آن را در سودان و سومالی می‌توان مشاهده کرد، در حالی که هدف نهایی آن سلطه و تجزیه کشورهاست. اکنون سودان را می‌توان قربانی بزرگ سیاست‌های آمریکا دانست که در لوای همه پرسی به دنبال تحقق اهداف خود در آفریقاست.

نتیجه‌گیری

در جمع‌بندی کلی از تحولات سودان می‌توان گفت این کشور نه به دلیل چالش‌های داخلی، بلکه براساس سیاست‌های استعمار در مسیر تجزیه قرار گرفته است؛ هر چند ادعا می‌شود همه پرسی برای جنوب سودان بوده، اما این روند در آینده در تمام کشور و بسیاری از کشورهای آفریقایی تکرار خواهد شد، چرا که پروژه بزرگ استعمار تجزیه کشورها برای سلطه بر‌ آنهاست.

نکته مهم آن‌که تحولات سودان درسی بزرگ برای جهان اسلام است که باردیگر به دلیل عدم‌وحدت در حمایت از یکدیگر شاهد تجزیه یکی از بزرگ‌ترین ممالک بوده است. سکوت و عدم‌اتحادی که استمرار آن تکرار سرنوشت سودان برای سایر کشورهای اسلامی را به همراه دارد، چنان‌که استعمارگران از مدت‌ها پیش طرح سلطه بر بسیاری از کشورهای اسلامی از جمله سومالی و یمن را طراحی و به مرحله اجرا در‌آورده‌اند.

قاسم غفوری / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها