وقتی آقا رحیم ازدواج کرده بود این فکر را داشت که یک عمر با زنش زندگی میکند و روزهای پیری با هم مینشینند و گپ میزنند و چه خوش میگذرد چای خوردن کنار یکدیگر و مرور خاطرات، اما کار به پیری که کشید یار بیوفا شد و آقا رحیم را تنها گذاشت. الان 10 سال است که او تنها و دلسرد در همان خانه قدیمی سر میکند.
احساس تنهایی سالمندان یکی از موضوعات دردآوری است که کمتر به آن توجه شده است.
کاهش قوای جسمی و سلامتی و فوت نزدیکان آنان را در معرض خطر انزوا قرار میدهد و برای بسیاری از سالمندان تنهایی در آخر عمر پدیدهای شوم و فرساینده است. تنهایی 25 تا 50 درصد کل جمعیت بالای 65 سال را بر حسب سن و جنس تحت تاثیر قرار میدهد. براساس پژوهشی که در ششمین شماره از مجله پژوهشی سالمندی ایران به چاپ رسیده است منشاء بسیاری از حالات نامتعادل روانی سالمندان چون خودکشی، افسردگی و یاس شدید ناشی از احساس تنهایی است.
این مطالعه نشان میدهد کوششهایی که برای رفع احساس تنهایی سالمندان صورت میگیرد سدی است در برابر موج مشکلات پیچیده روانی آنان و از طرف دیگر عزت نفس آنان را تقویت میکند از سوی دیگر افزایش ارتباطات اجتماعی میتواند سبب ارتقای سلامت سالمندان تنها گردد.
در این پژوهش 13 سالمند با دامنه سنی 68 تا 87 سال مشارکت داشتند. یافتههای این پژوهش از مصاحبههای عمقی با این سالمندان به دست آمده است که بخشی از آن را میخوانید:
دردآورترین چیز در زندگی من تنهایی است. تنهایی خیلی بد است. احساس میکنم تمام غمهای دنیا مال من است. همهاش توی فکر و خیال میروم و این فکر و خیالها آدم را دیوانه میکند.
این احساسات شبیه احساسی است که نسترن ـ ن سالمند 80 ساله تجربه میکند. او کسی را ندارد و کسی را هم به زندگی خود راه نمیدهد. او اعتقاد دارد هیچ کس دوستش ندارد و به او اهمیت نمیدهد و همه ترجیح میدهند یک پیرزن بیمصرف زودتر از زندگیشان خارج شود.
این حس فرساینده حتی سالمندانی را که با فرزند خود زندگی میکنند نیز در گیر میکند.
سهراب ـ م میگوید: تنهایی دارد مرا از پا میاندازد. حس میکنم خیلی بدبختم. هیچ کس این حس دلتنگی را درک نمیکند و بچههایم میگویند از تو خیالمان راحت است زیرا با داداش زندگی میکنی، اما حس تنهابودن با تنها زندگی کردن خیلی فرق میکند. همه جای بدنم درد میکند، اما هیچ دردی بدتر از تنهایی نیست.
احساس فرسایش روانی، حس مشترکی است در افرادی که در این آزمون شرکت کردهاند. آنان از بیحوصلگی، خود کمبینی، احساس بیارزشی، درماندگی، نداشتن عزت نفس و اضطراب و افسردگی رنج میبرند و این درد و رنج آنان از تنهایی را افزایش میدهد.
یکی از احساسات رنجآوری که سالمندان این پژوهش تجربه میکردند حس فقدان و محرومیت بود؛ چیزی که با توصیف محرومیت از حقوق طبیعی، وابستگیها، متعلقات، سلامت و حمایتهای رسمی و غیررسمی از آن یاد کردهاند.
این عوامل در مضامین قطع تعاملات مهم، پیری و مشکلات جسمی و فقدان منابع حمایتی و محرومیت از حقوق و شوونات انسانی خلاصه میشود.
این مشکل از دید آنان در پی کمرنگ شدن ارتباط با افراد بسیار مهم زندگی پدید میآید. از دست دادن تعاملاتی که در پی فوت، طلاق، رها شدگی یا فقدان حمایتهای عاطفی به وجود آمده است.
یکی از این سالمندان جای خالی همسرش را چنین توصیف کرده است: یک دسته گل بود... خیلی به من میرسید. تا بود هیچ مشکلی نداشتم. همیشه باید اول مرد بمیرد و بعد زن. زنها میتوانند بدون شوهر زندگی کنند، ولی مرد بدون زن نمیتواند! میخواستم 2 سال بعد از فوتش زن بگیرم، اما بچهها نگذاشتند. گفتند مایه آبروریزی است. حالا من همیشه تنها هستم و بچهها هم گرفتاریهای خودشان را دارند و باهم مثل غریبهایم.
برخی سالمندان مورد بررسی به خاطر مشکلات حرکتی از رابطه با خویشان خود محروم شدهاند. آنها از هرگونه تسهیلاتی بیبهرهاند. ناکافی بودن تعرفههای بیمه، نبود خدمات پزشکی ارزان یا رایگان، نبود شبکههای حمایت از خانواده، نبود فرصتهای شغلی و خدمات حمل و نقل مناسب سالمندان حمایتهایی هستند که در زندگی سالمندان جایشان خالی است.
فقدان رعایت حقوق و شوون انسانی نیز احساس تنهایی آنان را تشدید میکند. نتایج این پژوهش نشان میدهد مشارکتکنندگان در این پژوهش اشکالی از این فقدان از قبیل نداشتن زندگی آبرومندانه، تجاوز به حقوق فردی، بهرهبرداری مالی و سوءرفتار عاطفی و جسمی را تجربه میکنند. بیاحترامی حسی بود که تمام این سالمندان تجربه کرده بودند. رها شدن و غفلت از سوی فرزندان و نوهها و نداشتن تامین نیازهای ضروری زندگی به آنان آسیبزده بود.
فرصتی برای جبران
تمام آزمودنیها راههایی را برای جبران این فقدان و رنج تنهایی پیش گرفته بودند که بدین قرار است: ارتباط با خدا، زندگی با خاطرات گذشته و ایجاد ارتباط جدید.
این سالمندان با کمک ارتباط قلبی با خدا امید به مبارزه مییافتند و احساس تنهایی خود را کاهش میدادند و حس امنیت را تجربه میکردند. دعا برای رهایی از وضع موجود و شرکت در جمعهای مذهبی از دیگر فعالیتهای جبرانی این گروه است.
2 تن از مردان سالمند گفتهاند اعتقاد به خدا و دین سبب شده است که شرایط فعلی را تحمل کرده و دست به خودکشی نزنند.
نزدیکی با یک دوست نزدیک و قابل اعتماد یا یک خویشاوند با وضع مشابه یا مرور خاطرات همسر از دست رفته از دیگر راههای گذران تنهایی بین این افراد است.
نهتنها دولت بلکه خود مردم و البته سالمندان سلامت و فعال میتوانند با استفاده از همین 3 راهکاری که خود سالمندان پیشنهاد کردهاند مشکل تنهایی آنان را کاهش دهند.
اگر تشکلهایی برای دوستیابی سالمندان رواج یابد و تسهیل ازدواج سالمندان و گردهماییهای مذهبی برای آنان فراهم شود و سرویسهای حمل و نقل رایگانی برای آنان در نظر گرفته شود که از طریق تسهیلات دولتی آنان را به مرور خاطرات در عکسخانهها و موزههای قدیمی شهر میهمان کند این سالمندان تا حد زیادی از تنهایی و مشقتهای ناشی از آن جدا خواهند شد.
نیاز به گسترش حمایتهای دولتی از سالمندان نیز حرفی تکراری است که هنوز محقق نشده است.
ماندانا ملاعلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم