ممکن است غرولند کنید، قضاوتهای شتابزده و منفی داشته باشید و حتی با همسر یا نزدیکانتان بگو و مگو کنید. به طور طبیعی افراد از محیط اطراف و شرایطی که از نظر جسمی و ذهنی با آن درگیرند تاثیر میپذیرند و در مقابل کنشهای بیرونی واکنش نشان میدهند. بر این اساس شناخت عوامل کاهنده ظرفیت روانی در زندگی امروزی اهمیت ویژه دارد. چراکه از یک سو هر کسی با شناخت مواقعی که با کاهش ظرفیت روانی مواجه است میتواند برنامه زندگی، رفتارها و ارتباطش با دیگران را تنظیم کند و از سوی دیگر با رعایت حال اطرافیانی که در چنین موقعیت تنشزایی مواجهند برای حفظ روابط صمیمی، یاری رساندن و جلوگیری از افزایش ناراحتیها فرصتشناس باشد. ناگفته نماند اغلب دعواهایی که گاه به تدریج بالا میگیرد و نتایج تلخی به بار میآورد از همین موقعیتهای بحرانی شروع میشود که در آن طرفین یا یکی از آنان ظرفیت روانی پایینی دارند. دیگر این که تاثیرپذیری از شرایط محیطی به ویژگیهای شخصیتی افراد نیز وابسته است.
برخی خونسرد یا به قول معروف تودار هستند و گروهی تاثیر محیط را بر خود به سرعت آشکار میکنند. علل کاهش ظرفیت روانی و واکنشها در برابر آن نیز برای افراد مختلف میتواند بسیار متفاوت باشد.
برخی از مهمترین علل مشترک کاهش ظرفیت روانی در زندگی مدرن اینها هستند:
ترافیک
گیر کردن در ترافیک سنگین حتی اگر امری روزمره باشد صرفنظر از مسائل آزاردهندهای نظیر دود خوردن، صدای بوق خودروها، مرافعه میان رانندگان و... آزردگی روانی افراد را در پی دارد. معطلی در ترافیک با افکاری مانند وقت هدردادن، دیر رسیدن به کارها، اضطراب ناشی از کم آوردن وقت و... همراه است و میتواند طی چند دقیقه ظرفیت روانی فرد را به کلی تخلیه کند.
ساعات کار طولانی
اضافهکاری یا فعالیت در چند شیفت کاری بشدت از ظرفیت روانی افراد میکاهد. تحقیقات نشان میدهد افرادی که به مدت طولانی کار میکنند با ضعف ارتباطات عاطفی و خانوادگی مواجه میشوند و به تدریج در معرض آسیبهای اجتماعی و فردی قرار میگیرند. شبکاری هم ممکن است برای برخی افراد با تخلیه ظرفیت روانی حین کار یا طی روز همراه باشد.
آسیبهای روحی و روانی
فوت نزدیکان، مشکلاتی عاطفی، طلاق،از دست دادن دوستان، ابتلا به بیماریهای مزمن و... برای مدتی طولانی تعادل فکری و روانی فرد را بر هم میزنند. ضایعه روحی ممکن است مدتها فرد را با سرخوشی، بذلهگویی و حتی یک لبخند خشک و خالی بیگانه کند و علاوه بر آن انزواطلبی، زودرنجی، خستگی جسمی و روحی، بیحوصلگی، بیعلاقگی، کم تحملی و... را در پی داشته باشد.
مشغلهکاری یا فکری
هنگامی که فرد کار بسیاری برای انجام دادن دارد یا برای انجام وظایفش وقت و انرژی کافی در خود نمییابد به تشویش فکری دچار میشود. استرس ناشی از مشغله فکری بویژه اگر با حرکات سریع بدنی برای انجام کار همراه باشد ظرفیت روانی فرد را پایین میآورد به طوری که حتی ممکن است جواب سلام دیگری را هم ندهد.
انتقاد
انتقادپذیری افراد تابع شرایط مختلف است. کسانی هستند که اصلا انتقادپذیر نیستند و گروه کوچکی هم وجود دارند که واقعا انتقادپذیرند و از انتقادها برای اصلاح و ارتقای خویش بهره میبرند. شرایطی استثنایی هم وجود دارد. برای مثال ممکن است فردی انتقادپذیر باشد ولی در یک موضوع خاص هیچ انتقادی را تحمل نکند یا حتی انتقادات یک فرد خاص را نپذیرد. به هر حال انتقادپذیر بودن به قدرت روحی و شخصیتی ویژهای نیاز دارد که گاهی فرد آن را در خویش نمییابد. قرار گرفتن در معرض انتقادات پیاپی، سوءتفاهمها، سوءبرداشتها، قضاوتهای منفی و... اغلب از ظرفیت روانی افراد میکاهد. برای همین است که درباره انتقاد کردن سفارش میشود با در نظر گرفتن شرایط، بموقع و با لحن مناسب صورت گیرد.
محیطهای شلوغ
هنگامی که تراکم افراد در یک محیط معین بالا رود میتوان انتظار داشت ظرفیت روانی آنان روبه کاهش گذارد. مهمانیهای شلوغ، اتوبوس و مترو، صفها، برخی ادارات که با ارباب رجوع سر و کار دارند و... مستعد چنین آسیبی هستند. در این شرایط پیش آمدن دلخوری و مرافعه نیز محتمل است.
برانگیختگی روانی
حالاتی نظیر خشم، خجالتزدگی، قرار گرفتن در معرض اهانت و تحقیر، ترس، بیخبری، دلهره و... همراه آزردگیهای ناشی از محیط نظیر باد و باران، آفتاب شدید یا سرما ظرفیت روانی را کاهش میدهد. در حقیقت هر عامل درونی یا بیرونی که تعادل فکری و روحی فرد را مخدوش کند میتواند برای وی نقش تخلیه روانی را هم برعهده گیرد.
امین رحیمی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم