تحلیل البیان

دستاورد آمریکا در عراق و افغانستان؟

دو جنگ دولت نومحافظه کار آمریکا علیه افغانستان و عراق که موج جدید ناامنی در منطقه را به همراه داشت در حالی هم‌چنان با حضور اشغالگران در این دو کشور ادامه دارد که نه تنها اهداف از پیش اعلام شده‌اش در مبارزه با تروریسم را محقق نساخته بلکه به افزایش تروریسم در این دو کشور منجر شده است و مردم عراق و افغانستان همچنان از ناامنی و بی ثباتی رنج می‌برند.
کد خبر: ۳۷۷۸۵۷

به گزارش ایسنا، روزنامه‌ اماراتی البیان، در تحلیلی تحت عنوان "آمریکا در عراق و افغانستان چه چیز را محقق کرد" آورده است:

«برجسته‌ترین رویدادهای دوره اول قرن 21 حمله آمریکا به افغانستان در سال 2001 و حمله به عراق در سال 2003 است؛ حملاتی که بنا به تصمیم دولت جرج بوش، رئیس جمهور سابق آمریکا و با اهدافی اعلام شده یعنی "مبارزه با تروریسم" در افغانستان و "عاری سازی عراق از سلاح کشتار جمعی" انجام شد که تصمیم اولش با حمایت کامل غرب و تصمیم دوم با حمایت جزئی آن اجرایی شد.

اشتباه است اگر بخواهیم علت تصمیم‌گیری برای این دو جنگ را واکنش به سیاست‌های ضدآمریکایی حکومت‌های این دو کشور بدانیم زیرا حکومت‌های دیگری هم‌چون کره شمالی نیز وجود دارند که دشمنی آن‌ها با آمریکا کمتر از این دو کشور نیست. علاوه بر این آمریکا کشور موسسات است نه مثل بسیاری از کشورهای خاورمیانه کشور افراد.

آمریکا حکومت طالبان و حکومت صدام را برای تحقق اهدافی ساقط کرد که برخی از این اهداف که به استراتژی آمریکا پس از جنگ سرد متعلق است، مبهم و پیچیده است. برجسته‌ترین این اهداف افزایش راه‌کارها برای سیطره بر منابع و ثروت‌های طبیعی جهان، و گسترش نفوذ اقتصادی، نظامی، سیاسی و فکری به ویژه در خاورمیانه با توجه به جایگاه ویژه‌اش است.

در هر دو حالت غرب به رهبری آمریکا سعی کرد تا دو دولت قانونی قدرتمند را در عراق و افغانستان ایجاد کند که برگرفته از اراده‌ی مردمی از طریق انتخابات آزاد و شفاف باشد. یک خط و مشی دموکراتیک که معتقد است قدرت هر دولت، ریشه در اصلی دارد که بر اساس آن شکل می‌گیرد. هرچند این دیدگاه با نشانه‌های یک کشور متمدن و پیشرفته منسجم است و کشورهایی که این مساله را تجربه کرده‌اند موفق بوده‌اند اما در خصوص عراق و افغانستان تا حد زیادی ویژگی‌های اجتماعی این دو کشور نادیده گرفته شده است.

درست است که همه انسان‌ها در سرار جهان، اهداف و خواسته‌ای مشترک دارند و می‌خواهند که در انتخاب نظام سیاسی کشورشان آزاد باشند اما اقداماتی که برای تحقق این خواسته‌ها صورت می‌گیرد تا حد زیادی با فرهنگ جامعه و عمق ریشه‌های آن مرتبط است لذا با توجه به آنچه که ملت عراق و افغانستان انتظار داشتند و وعده‌هایی که آمریکا در خصوص تحقق دموکراسی در این دو کشور داده بود، باید گفت که بین رویاهای رومانتیک و حقایق سیاسی تفاوت زیادی وجود دارد.

با وجود تفاوت‌های شاخص در سطح پیشرفت اجتماعی عراق و افغانستان جدید، برجسته‌ترین ویژگی‌ مشترک این دو کشور بی‌ثباتی آن‌هاست. دو کشور با بحران‌ها و نزاع‌های داخلی حاد به شکل علنی و پنهانی روبه رو هستند که به دلایل عدیده از جمله عشایری، نژادی، مذهبی‌، منطقه‌ای و در موارد نادر سیاسی بازمی‌گردد.

اما فرق مهم بین دو کشور در این است که روند سیاسی عراق با مقاومت خشونت‌باری که طالبان و گروه‌های هم‌پیمان آن در افغانستان انجام می‌دهند روبه رو نبوده است و وجه اشتراک دو طرف را نیز باید ناکام ماندن طرح آمریکا و از بین رفتن فرصت‌های پیروزی آن در عراق و افغانستان دانست.

مشکلات عراق و افغانستان از زمان اشغال این دو کشور به مشکلاتی جدید و خطرناک رسیده که آینده دو کشور را تهدید می‌کند، به طوری که ممکن است بحران‌های موجود در این دو کشور به دیگر کشورهای منطقه و حتی آسیای میانه کشیده شود.

آمریکا با گذشت 9 سال از جنگ افغانستان از نهایی کردن این جنگ ناتوان مانده و خسارت‌های نیروهای ناتو نیز در این کشور در سال 2010 بیش از 9 سال گذشته بوده است.

امروز پس از گذشت سال‌هایی طولانی آیا ترسیم‌کنندگان سیاست‌های آمریکا در اقدامات خود تجدیدنظر خواهند کرد و آیا شجاعت و صراحت آن را دارند که به عدم موفقیت خود اعتراف کنند؟

با وجود اطلاعات وافر و دقیق درباره‌ افغانستان و عراق، تصیم‌های دولت جورج بوش این دو کشور را به جایی رسانده که اکنون در آن قرار گرفته‌اند و این نشان می‌دهد که این دولت در ارزیابی‌های خود در خاورمیانه شکست خورده است زیرا ارزیابی‌هایش واقع گرایانه نبوده و با چشمان "غیرخاورمیانه‌ای" ارزیابی شده است.

تعداد زیادی از طراحان سیاست‌های آمریکا معتقدند که مداخله‌جویی‌های کشورشان در عراق و افغانستان نتایج دلخواه را به دست نیاورده و ثبات قابل قبول را ایجاد نکرده است.»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها