گفت‌وگو با نیکول‌ کیدمن، بازیگر «حفره خرگوش»

جرات تماشای این فیلم را ندارم

در «حفره خرگوش» نیکول کیدمن نقش زن خانه‌داری را بازی می‌کند که همراه با همسر خود (آرون اکهارت)‌ به واسطه مرگ ناگهانی فرزندشان دچار دگرگونی عظیمی می‌شود و قصه فیلم به بررسی این وضعیت (و همچنین حالات روحی این زوج مصیبت‌دیده)‌ می‌پردازد. فیلم را جان کامرون میشل براساس قصه نمایشنامه دیوید لنیدسی آبیر کارگردانی کرده است و از آن دست فیلم‌هایی است که از آنها به عنوان فیلم‌های بازیگر محور اسم می‌برند. کیدمن در نقش بکا یک مادر درد و رنج کشیده بازی خوبی ارائه داده است و پیش‌بینی می‌شود برای آن، نامزد دریافت جایزه اسکار شود. او‌ سال2002 هم برای به تصویر کشیدن چهره یک نویسنده درد و رنج کشیده در «ساعت‌ها»، موفق به دریافت این جایزه شد. کیدمن استرالیایی‌تبار در فیلم‌های مطرحی مثل بیلی بتگیت، مردن برای، بتمن جاودانه، تصویر یک بانو، مولن‌روژ، دیگران، داگویل و کلد مانتین بازی کرده است. استرالیا و قطب‌نمای طلایی از کارهای جدیدتر او هستند. او در گفت‌وگوی اینترنتی تازه خود، درباره فیلم جدید، مراسم اسکار و نوع نزدیکی با نقش‌های خود صحبت می‌کند.
کد خبر: ۳۷۷۰۱۹

به عنوان یک بیننده، تماشای فیلم حفره خرگوش کمی سخت و رنج‌آور است. وقتی قرار شد نقش مادری را بازی کنید که به دلیل از دست دادن فرزندش درد و رنج زیادی را تحمل می‌کند، چگونه خود را آماده بازی در این نقش کردید و قصه فیلمنامه چه تاثیری روی شما گذاشت؟

نمایشنامه را که خواندم احساس کردم قصه عجیبی دارد و بلافاصله جذب آن شدم، این قصه برایم ارزش و اهمیت خاصی داشت و یک کاراکتر بسیار پراحساسی را به نمایش می‌گذاشت. من اول در نمایش صحنه‌ای حفره خرگوش بازی کردم و پس از آن بحث تولید نسخه سینمایی آن مطرح شد.

زمانی که توانستیم سرمایه تولید فیلم را فراهم کنیم، به خودم گفتم چگونه می‌توانم وارد دنیای درونی‌ این آدم شوم و کمک کنم تا فیلم بهتری ساخته شود.در کل، این کاری است که ما بازیگران هنگام قبول بازی در یک نقش تازه انجام می‌دهیم با بازی در این فیلم احساس می‌کردم حالا وقت آن رسیده که یک کار خاص و ویژه انجام دهم. برای بازی در نقش این مادر درد و رنج کشیده باید حالات و روحیات درونی او را فهمیده و کشف می‌کردم. در طول تحقیق درباره این شخصیت، متوجه درد و رنج انبوه او شدم و مواجهه شدن با چنین درد و رنجی، برای خود من هم خیلی سخت و دردناک بود. واقعیت این است که شرایط و دورانی که این زن طی می‌کند، اصلا یک شرایط و دوران خوش و خرم نیست. لحظات احساسی فیلم آن‌قدر تاثیرگذار است که خودم جرات تماشای آن را ندارم.

هنگام صحبت با دو همبازی شما در فیلم مایلز تلر و آرون اکهارت متوجه شدم که با آنها تمرین نداشتید و عمدا از هر دوی آنها در پشت صحنه فیلمبرداری فاصله می‌گرفتید. آیا ضرورتی برای این کار وجود داشت و انجام آن به نفع بازی و اجراهای هر سه شما در جلوی دوربین بود؟

مایلزتلر یک بازیگر تازه‌وارد بود و به دلیل نوع روابطی که در داخل فیلم بین ما وجود دارد، لازم دیدم که در پشت صحنه فاصله‌ام را از او حفظ کنم. نمی‌خواستم یک جور راحتی و آرامش خیال بین ما دو نفر وجود داشته باشد و چنین چیزی، به بازی هر دوی ما در جلوی دوربین لطمه بزند. هدفم این بود که او عصبی شود و این موضوع را به داخل فیلم سرایت دهد. می‌خواستم او و آرون اکهارت در چنان موقعیتی قرار بگیرند و دقیقا ندانند که در جلوی دوربین چکار باید کنند و یا چه باید بگویند، اما کاملا می‌دانستم که اکهارت بازیگری باتجربه است و روش کاری ما با یکدیگر تفاوت خیلی زیادی با هم دارد، اما در برخورد با یک بازیگر بی‌تجربه یا کم‌تجربه، کارهای زیادی می‌توان انجام داد که به بازی او در جلوی دوربین کمک می‌کند. خودم هنگام بازی در یک فیلم سینمایی، تلاش می‌کنم از تمام شیوه‌ها و متدهایی که می‌تواند به کمکم بیاید، استفاده کنم. در همین رابطه است که احساس می‌کنم اقدام من در فاصله گرفتن از بازیگران همکارم، اقدامی درست و در جهت بهتر شدن کیفیت بازی و کلیت فیلم شده است.

زمانی که بحث تولید فیلم آغاز شد. آیا هیچ وقت فکر می‌کردید در کنار بازیگری در آن، به عنوان تهیه‌کننده هم با آن همکاری خواهید داشت؟

وقتی کار فیلمبرداری حفره خرگوش شروع شد، فقط می‌خواستم بازیگر آن باشم و خودم را درگیر مسائل دیگر آن نکنم، اما وقتی تولید فیلم به درازا کشید و بحث مشکل مالی پیش آمد، خودم را درگیر مسائل تولید کردم. نمی‌خواستم تولید فیلم متوقف شده و ساخت آن به پایان نرسد، اما در همان زمان، فاصله بین بازیگری و تهیه‌کنندگی را کاملا حفظ می‌کردم. شب‌ها پس از پایان فیلمبرداری، درگیر مسائل تولید شدم و بحث‌های مالی شروع می‌شد و در طول روز، فقط و فقط به بازیگری و ایفای بهتر نقشم در جلوی دوربین فکر می‌کردم.

پس به این ترتیب، در تمام طول روز درگیر کاراکتر و نقش خود و یک جورهایی شدیدا وابسته به آن بودید. پس از پایان فیلمبرداری چگونه از جلو این نقش خارج شده و زندگی طبیعی خود را از سر می‌گرفتید؟ آیا اصلا در پایان روز میلی داشتید که از این شخصیت جدا شوید؟

طبیعی است که باید از این کاراکتر جدا شوم و به زندگی عادی خودم برگردم. مهم‌ترین نکته این است که هنگام بازی در یک نقش کاملا در جلد آن فرو روید و شرایطی را فراهم کنید که بیشترین تاثیر را روی شما و بازی‌تان بگذارد. هیچ وقت این طور نیست که شما پس از بازی در یک نقش راهی منزل شوید و اعصاب خودتان را از بابت کاری که کرده‌اید خراب کنید. سعی‌تان این است که زندگی معمولی خود را داشته باشید و خیلی زیاد به نقش مورد نظر فکر نکنید. با این حال، اتفاق افتاده است که بعضی وقت‌ها از خواب پریده‌ام و به آن نقش فکر و حتی گریه کرده‌ام. هر نقشی به گونه‌ای روح و روان شما را به عنوان بازیگر تحت تاثیر قرار می‌دهد و این مساله در هر فیلمی شدت و حدت دارد. برای مثال، شدت درگیری من با نقشم در فیلم حفره خرگوش بیشتر بوده است و بعضی وقت‌ها به گونه‌ای مرا تحت تاثیر خودش قرار می‌داد که برای خودم هم باعث تعجب بود. هنگام بازی در هر نقشی، شما باید خودتان را داوطلبانه در اختیار آن نقش و مقتضیات آن قرار دهید. در این رابطه، یک کارگردان خوب می‌تواند کمک حال بسیار خوبی برایتان باشد.

قبلا گفته بودید که در منزل یک سیستم حمایتی از سوی همسرتان دارید که به شما در کارتان کمک می‌کند. آیا زمان بازی در هر فیلمی با او صحبت و تبادل نظر می‌کنید؟

نکته: ما بازیگران حتی در خانه و زمان استراحت هم به نقش‌هایمان فکر می‌کنیم و در حال تجزیه و تحلیل آن هستیم. این وضعیت در فیلم حفره خرگوش بسیار شدیدتر بود

بله. برای او نقشم را توضیح می‌دهم و برایم خیلی جالب است که دیدگاه او را درباره آن کاراکتر بدانم. واقعیت این است که ما بازیگران حتی در خانه و در زمان استراحت و زندگی عادی‌مان نیز، به نقش‌هایمان فکر می‌کنیم و در حال تجزیه و تحلیل آنها هستیم. در چنین ایامی، نیازمند کسی هستم که هم وضعیت مرا درک کند و هم راهنمایی و کمک لازم را در این رابطه به من بکند.

بازی شما در حفره خرگوش مورد توجه و تایید منتقدان سینمایی قرار گرفته و صحبت آن است که امسال دوباره نامزد دریافت جایزه اسکار خواهید شد. اجازه بدهید درباره این جایزه صحبت کنیم. آیا آن احساسی راکه هنگام دریافت اسکار برای فیلم ساعت‌ها داشتید و حرف‌هایی را که زدید، به یاد می‌آورید؟

گنگ و مبهم. دریافت آن حکم یک رویا را داشت. چیز زیادی از آن به یادم نمی‌آید. هیچ وقت فیلم آن مراسم را نگاه نکردم.

پس از دریافت اسکار هیچ تغییری در خودتان احساس کردید و آیا کارنامه کاری‌تان را عوض کرد؟

دریافت این جایزه هیجان‌‌انگیز بود. تا قبل از دریافت اسکار هم هدفم بازی بهتر در فیلم‌های بهتر بود و این هدف را همچنان دنبال کرده‌ام. این نکته مهم‌ترین چیزی است که در زندگی‌ام وجود دارد. پس از تشویق اسکاری، کارم و حرفه‌ام برایم جدی‌تر شد و بازیگری معنای دیگری پیدا کرد. چیز مهمی که در ارتباط با جایزه اسکارم باید بگویم این است که هنگام دریافت آن در دوران و شرایط خاص و عجیبی بودم. تنها بودم. یک اسکار توی دست‌های من بود، ولی یک زندگی درست و حسابی نداشتم. از همسرم جدا شده بودم و زندگی خانوادگی نامعلومی داشتم. برای همین، اوضاع عجیبی بود و احساس خاصی داشتم. در همان زمان بود که بخودم گفتم باید راهم را پیدا کنم و ببینم واقعا کی هستم و می‌خواهم چه کار کنم.

و آن وقت چکار کردید؟

تصمیم گرفتم در کنار انتخاب نقش‌های بهتر، سروسامانی هم به زندگی‌ام بدهم. به دنبال کسی بودم که زندگی‌ام را صادقانه با او تقسیم کنم و این مساله در آن زمان برایم خیلی مهم بود.

تا به حال در فیلم‌ها و نقش‌های متفاوتی بازی کرده‌اید. نظرتان درباره این نقش‌ها چیست؟

تمام آن نقش‌ها و کاراکترهای مختلف و متفاوتی که تا به امروز در جلوی دوربین بازی کرده‌ام، به صورت عشق اصلی زندگی‌‌ام در آمده‌اند. همه آن را دوست دارم و هنوز هم با آنها زندگی می‌کنم.

این روزها نقش‌ها و فیلم‌های خود را چگونه انتخاب می‌کنید؟

همیشه نسبت به این امر متعهد بوده‌ام که در رابطه با نقش‌‌هایی که انتخاب می‌کنم، مسوولیت بزرگی دارم. من فقط به امروز نگاه نمی‌کنم و به این نکته هم فکر می‌کنم که این نقش‌ها برای تماشاگران و بازیگران زن نسل بعد، چه چیزهایی به همراه خواهد داشت. به همین دلیل است که همکاری با فیلمسازانی مثل لارس فون تریه را قبول می‌کنم و برایم اهمیتی ندارد که فیلم‌های او موفقیتی در جدول گیشه نمایش به دست نمی‌آورند.

در حال حاضر کمی پرکار شده‌اید و تعداد زیادی فیلم را در دست تولید دارید!

بله . بعد از چند سال کم‌کاری و اکران عمومی یک فیلم در عرض سال، در طول ماه‌های گذشته فعالیت بیشتر و شدیدتری داشته‌ام. علتش هم پیشنهاد‌های خوبی بوده که به صورت همزمان ارائه شده‌اند. «فقط با او برو» را آماده نمایش دارم که در سال جدید میلادی به نمایش عمومی در می‌آید. این فیلم یک کمدی رومانتیک است که در آن با آدم سندلر و جنیفر آنیستن همبازی هستم. می‌دانید که من در این ژانر موفق سینمایی تا به حال به آن صورت فیلمی بازی نکرده‌ام و در اینجا، در کنار دو بازیگر مطرح و موفق ژانر کمدی رومانتیک ظاهر شده‌ام. فیلمبرداری درام دلهره‌آور و جنایتکارانه Trespass را هم تازه تمام کرده‌ام. نیکلاس کیج همبازی‌ام در این فیلم است و قصه پر تنش بسیار زیبایی دارد. قرارداد بازی در «دختر دانمارکی» را نیز دارم که لس هاستروم براساس قصه کتاب موفق دیوید ابرشوف به همین نام کارگردانی می‌کند. برای اولین‌بار هم قرار است بازیگر یک فیلم تلویزیونی باشم که قصه‌ای تاریخی دارد و با نام «همینگوی و گلهورن» جلوی دوربین خواهد رفت. در این کار تلویزیونی نقش مارتا گلهورن نویسنده و خبرنگار جنگی را بازی می‌کنم که با ارنست همینگوی آشنا و دوست شد.

رویترز / مترجم: کیکاووس زیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها