در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آنهایی که طعم مهریه قسطی را چشیدهاند، خوب میدانند که برخی مهریهها به شکلی قسط بندی میشوند که دریافت تمام اقساط آن بیشتر از 100 سال طول میکشد یعنی زمانی که اکثر قریب به اتفاق مردم اصلا تا آن زمان زنده نمیمانند. پس اگر عدهای مهریه را وسیلهای میدانند که در شرایط بحرانی زندگی میتواند پشتوانهای مالی برایشان به شمار میآید، سخت در اشتباهند حتی آنهایی که مهریه را وسیله انتقامگیری از مردی میدانند که دیگر به هزارویک دلیل دوستش ندارند نیز اشتباه میکنند چون دادگاهها درصورت احراز ناتوانی مالی مرد، اقساط را بهگونهای تنظیم میکنند که عملا هیچ فشاری برآنها وارد نمیشود.حتما آنهایی که هنوز هم به تعیین مهریههای سنگین و خارج از توان مالی مرد اعتقاد دارند، خودشان این چیزها را بهتر میدانند اما آن مسالهای که هنوز پاسخی قطعی پیدا نکرده، این است که چه اتفاقی برای مردم افتاده که میخواهند جای خالی اعتماد از دست رفته بین خودشان را با سراب مهریه پر کنند؟
تجربه سالهای گذشته و عاقبت طرحهای نسنجیدهای که یک روز برتعیین سقف برای مهریه تاکید میکرد و روزی برگرفتن مالیات از مهریه های بیشتر از حدی معین، حالا دیگر حتی به پیشنهاددهندگان این طرح ها نیز یاد داده که حریم خصوصی زندگی آدمها چیزی نیست که تابع دستورات رسمی باشد و اعتماد از دست رفته افراد موضوعی نیست که بتوان براحتی به حالت عادیاش برگرداند.
امروز با آن که مهریه سنگین کارآییاش را برای تحکیم بنیان بسیاری از خانوادهها از دست داده، باز هم بسیاری از مردم بر وجودش اصرار دارند، برای همین، حالا باید دنبال این مساله بود که وقتی 90 درصد پروندههای مطرح شده در دادگاههای خانواده مربوط به مطالبه مهریه است آیا وقت آن نرسیده که قانون به فکر دادن تضمینهای مطمئنتر به زنان و تعیین برخی تعهدات برای مردان باشد؟
مریم خباز / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: