در هر دو پرونده شوهران متقاضی طلاق بودند و با اینکه قانون دست مردان را برای پیگیری چنین دادخواستی باز گذاشته است او مانع فروپاشی زندگی خانوادگی آنها شد. در پرونده نخست مردی به قاضی دادگاه توضیح داد: خانواده همسرم خیلی پولدار هستند و به همین دلیل زنم از من توقع زیادی دارد. او مرتب سفارش کالاهای گرانقیمت میدهد و من برای اینکه تحقیر نشوم و سرکوفت نخورم با قرض کردن پول خواستههای او را اجابت میکردم طوری که حالا 20 میلیون تومان بدهکار هستم و دیگر نمیتوانم چنین وضعی را تحمل کنم و میخواهم جدا شوم. در این بین همسر 21 ساله این مرد تمایلی به طلاق نداشت. او به قاضی دادگاه گفت: این تقصیر خود شوهرم است که طوری وانمود میکند که مشکل مالی ندارد. من اگر میدانستم تا این حد در مضیقه است هرگز او را مجبور به انجام چنین کارهایی نمیکردم.
قاضی شعبه 254 بعد از شنیدن این حرفها با مرد و زن جوان صحبت کرد و توانست آنها را متقاعد به مصالحه کند.
در پرونده دوم مردی اعتراض داشت زنش راز دار نیست و همه اسرار خانوادگی را به همسایهها میگوید. به همین دلیل خواستار جدایی از او بود. این مرد وقتی برای ارائه دادخواست طلاق به دادگاه رفت، گفت: ما هیچ حرف خصوصی نداریم و هر اتفاقی که بین ما میگذرد و هر صحبتی که میکنیم همسایهها باخبر میشوند. بارها از زبان همسایهها حرفهایی را درباره زندگی خانوادگیام شنیدهام که شوکه شدهام. من بارها دراینباره با همسرم گفتوگو کرده و به او تذکر دادهام این رفتارش درست نیست و نباید اجازه بدهد بقیه از اسرار ما باخبر شوند ولی او همچنان به این کارش ادامه میدهد و دستبردار نیست. دیگر زندگی کردن در این شرایط برایم غیرقابل تحمل است و ترجیح میدهم همسرم را طلاق بدهم تا هر روز کشمکش و اضطراب نداشته باشم و بتوانم راحت زندگی کنم.
همسر این مرد هم دلش نمیخواست جدا شود. او به قاضی دادگاه توضیح داد این رفتارش دست خودش نیست و از قصد این کار را نمیکند. قاضی وقتی دید میتوان مشکل این زوج را حل کرد و مانع جدایی آنها شد هر دو را به آرامش دعوت کرد و از این زوج خواست با هم مصالحه کنند و اجازه ندهند مشکلاتی که با گفتوگو حل میشود زندگی آنها را تحت تاثیر قرار بدهد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم