در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نخستین بار در سال 1350 در فیلم کوتاه سفر به عنوان بازیگر ظاهر شد و پس از آن در فیلمها و سریالهایی چون بیتا، رگبار، شهر قصه، غریبه و مه، کلاغ، گلهای داوودی، جستجو در شهر، ترنج، جهیزیهای برای رباب، شکوه زندگی، شناسایی، تماس، مثل هیچکس، نشانی، ملکوت و.... به ایفای نقش پرداخت.
پروانه معصومی از بازیگرانی است که در کارنامه کاری خود نقشهای بیشمار مادرانه دارد که ایفای نقش مادر در مجموعه پرمخاطب پلیس جوان یکی از آشناترین آنها است. او این روزها جدای از بازی در مجموعههای تلویزیونی، مشغول پرورش گلها و درختانش در شمال کشور است و به قول خودش از شلوغی تهران فرار کرده و به روستا مهاجرت کرده است.
معصومی میگوید: زمانی که من به شمال آمدم و یا به تعبیر درستتر کوچ کردم حدود سال 76 بود که هنوز خیلی تصویر من از تلویزیون پخش نشده بود بجز سریال امام علی که در آنجا بخاطر گریم زیادی که در نقش هاجر داشتم خیلی روی تصویر تلویزیون شناخته شده نبودم. یک روز من از بیرون میآمدم وقتی در بزرگ حیات را باز کردم دیدم آقایی که برای من برنج میکاشت به نام خسرو، آمد طرفم و گفت: خانم یک سریالی در تلویزیون پخش میشود که خانمی که در آن بازی میکند خیلی شبیه شماست و همه همسایهها هم همین را میگویند که این خانم چقدر شبیه شماست.
آن زمان سریال پلیس جوان از تلویزیون پخش میشد و او راست میگفت ولی بنده خدا خبر نداشت که آن هنرپیشه خودم هستم، به او گفتم: خسرو اون خانم خودم هستم و او به تعجب به من نگاهی کرد و گفت: بگو والله... این بگو والله که او به من گفت هنوز تو گوشم هست و از یادم نرفته که وقتی مطمئن شد که واقعا خودم هستم چقدر خوشحال و شادی کرد. شاید بعد از آن سریال بود که همسایهها من را شناختند و تا آن روز کسی نمیدانست من بازیگر هستم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: