گفت و گو ‌ با ابراهیم فروزش ، کارگردان سینمای کودک

خلاقیت اساس تلویزیون است

شاید کسی در سن و سال ابراهیم فروزش دیگر فرصت یا حوصله تماشای برنامه کودک را نداشته باشد، اما قطعا کسی مثل او که در سینمای کودک و نوجوان واجد کارنامه پرباری است و فیلم‌های زیادی برای کودکان ساخته، مخاطب کودک را می‌شناسد و به نیازها و ذائقه او آشناست.
کد خبر: ۳۷۵۷۷۵

شاید به همین دلیل باشد که برای تشکیل اتاق فکر سینما در تلویزیون از وی نیز دعوت به عمل آمد تا تجربیات و پیشنهادات خود را برای اعتلای برنامه‌ها و فیلم‌های کودک در تلویزیون بیان کند. ما نیز برای شما همین کار را کردیم و به سراغ ابراهیم فروزش کارگردان سینمای کودک رفتیم تا درباره نقش و کارکردهای تلویزیون در ارتباط با کودکان بپرسیم.

مصاحبه‌ای که در ذیل می‌خوانید محصول این گفت و شنود است که حول محور تلویزیون و نسبت آن با مخاطبان کودک صورت گرفته است.

به نظر می‌رسد که در اوج و فرود بخش کودک و نوجوان و فراز و نشیبی که طی این 2 دهه تجربه کرده نسبت معنادار و مستقیمی بین سینما و تلویزیون به عنوان دو رسانه متفاوت وجود داشته است. به این معنی که مثلا در دهه 60 که سینمای کودک در دوران طلایی خود به سر می‌برد برنامه‌های تلویزیون در بخش کودک و نوجوان نیز از شرایط مطلوب‌تری نسبت به اکنون برخوردار بودند و چه‌بسا سینما بسیاری از ایده‌های خود را از تلویزیون وام می‌گرفت یا دست‌کم متاثر از آن بود. با این مقدمه می‌خواستم نظر شما را درباره تاثیرات مثبت تلویزیون در رشد و اعتلای سینمای کودک و نوجوان بدانم؟

واقعیت این است که مقوله سینما با تلویزیون دست‌کم در حوزه کودک، تفاوت‌های عمده‌ای دارد. البته‌ به این معنی نیست که این دو از حیث بنیادی و ماهوی هیچ ارتباطی با هم ندارند. شما اشاره کردید که سینمای کودک در دهه 60 دوران طلایی خود را سپری کرده است ضمن تایید سخن شما باید اضافه کنم که بسیاری از افتخارات و اعتبارات بین‌المللی سینمای ایران نیز به تولید آثار ارزشمند در سینمای کودک و نوجوان برمی‌گردد. این که برنامه‌های کودک تلویزیون در شرایط کنونی نسبت به دهه 60 دچار چه تغییر و تحولاتی شده تا حدودی از اعتبار قضاوت من خارج است چون من بیننده دائمی تلویزیون نیستم. بویژه این که سن و سال ما ایجاب نمی‌کند که بنشینیم و برنامه کودک نگاه کنیم، اما بدون شک کاربرد و کارکرد تلویزیون به عنوان یک رسانه فوق‌العاده قدرتمند و گسترده بیش از سینماست و می‌تواند با مخاطبان بیشتری ارتباط برقرار کند. در همین بخش کودک، شما توجه داشته باشید که بسیاری از کودکان در شهرهای کوچک و روستاها فاقد امکانات تفریحی مثل سینما هستند و تنها ابزار و رسانه‌ای که می‌تواند آنها را سرگرم کند تلویزیون است. من به دلیل این که اکثر فیلم‌هایی که ساختم در شهرستان‌ها و روستاها بوده شاهد بودم که تلویزیون چه نقش مهمی در این مناطق دارد و کودکان نه فقط برنامه‌های مخصوص خودشان که بسیاری از برنامه‌های دیگر تلویزیون را نیز تماشا می‌کنند. این البته فرصت بسیار خوبی برای برنامه‌سازان تلویزیونی است که از ظرفیت عظیم مخاطبان خود به خوبی استفاده کنند. یکی از این راه‌ها می‌تواند توجه بیشتر تلویزیون به ساخت و نمایش آثار سینمای کودک و نوجوان باشد که پیوند خوبی بین این دو رسانه نیز برقرار می‌کند.

شما به افتخارات بین‌المللی سینمای کودک اشاره کردید و من هم این نکته را اضافه می‌کنم که بسیاری از فیلم‌های پرفروش ما در تاریخ سینما نیز به فیلم‌های کودک و نوجوان اختصاص داشت. مثل شهر موش‌ها یا کلاه قرمزی و پسرخاله و جالب این که قصه و شخصیت‌های این فیلم‌ها برگرفته از برنامه‌های تلویزیونی بودند. در واقع موفقیت این فیلم‌ها مصداقی از این ایده است که تلویزیون چقدر می‌تواند در رشد و اعتلای سینمای کودک موثر باشد. به این معنی که تلویزیون با ساخت مجموعه‌های موفق ‌ سرمایه بالقوه‌ای ایجاد می‌کند که سینما می‌تواند از این ظرفیت بهره‌برداری مفید را انجام دهد.

درست است. وقتی بر فراگیر بودن تلویزیون تاکید می‌کنم منظورم همین دامنه تاثیرات این رسانه روی مخاطب است و این که چقدر می‌تواند مخاطب را مجذوب خود ساخته یا دافعه ایجاد کند. مثال‌هایی که شما زدید را رد نمی‌کنم، اما این شیوه نمی‌تواند به یک الگوی واحد برای کمک به سینمای کودک تلقی شود. تلویزیون کارکردهای خاص خود را دارد و لزوما نباید به نفع سینما برنامه‌سازی کند؛ بلکه سینما فی‌نفسه و به شکل مستقل باید قابلیت و توانمندی خود را حفظ کند. شاید مهم‌ترین کارکردی که سینما برای تلویزیون دارد کارکرد تبلیغاتی آن باشد و از این طریق می‌تواند مردم را با سینما آشنا کند. در واقع یکی از راه‌های آشنایی و ارتباط مخاطبان با سینما، تبلیغات تلویزیون است.

البته تلویزیون می‌تواند به کاهش بحران مخاطب در سینمای کودک هم کمک‌‌کند.

قطعا بی‌تاثیر نیست، مثل نمونه‌هایی که خودتان مثال زدید، اما این شرط کافی نیست. یعنی بحران مخاطب در سینمای کودک به شکل اولی به دلیل کارکردها یا ضعف تلویزیون نیست و آن را باید در خود سینما جستجو کرد. تلویزیون در اینجا می‌تواند نقش مکمل را داشته باشد نه نقش اصلی و تعیین‌کننده. البته تلویزیون شاید بیش از سینما در برابر مخاطبان کودک مسوول است. ما جزو جوان‌ترین کشورهای دنیا هستیم و شاید بیشتر مخاطبان ما را همین کودکان و نوجوانان تشکیل دهند لذا تلویزیون وظیفه سنگین‌تری نسبت به سینما در قبال برنامه‌سازی و پاسخ به نیازهای آنها دارد هم در جهت ایجاد سرگرمی و هم هدایت و رشد اخلاقی. یادتان باشد کودک ابتدا با تلویزیون آشنا می‌شود و پای برنامه‌های آن می‌نشیند و البته قدرت انتخاب زیادی هم در ارتباط با این رسانه ندارد لذا این رسالت اخلاقی و تربیتی تلویزیون است تا برای او خوراک مفید فراهم آورد. کودکان‌ بیش از بزرگسالان مشتاق تماشای فیلم یا برنامه‌های تلویزیونی هستند و از حیث مخاطب‌شناسی، قابلیت تاثیرپذیری زیادی دارند که این یک فرصت و سرمایه بزرگی برای تلویزیون است تا در برنامه‌سازی‌های خود پویا‌تر باشد.

اتفاقا این ‌ نقدی است که می‌توان به برنامه‌های کودک تلویزیون داشت به این معنی که مخاطب‌شناسی درباره آن صورت نمی‌گیرد یا دست‌کم به طبقه‌بندی مخاطب دست نمی‌زند. وقتی ما می‌گوییم کودک و نوجوان طیف‌های سنی مختلفی از آنها را شامل می‌شود که هر کدام ویژگی‌ها و نیازهای خاص خودشان را دارند. مثلا یک بچه 8 ساله به نوعی از برنامه‌ها نیاز دارد یا از آن لذت می‌برد که ممکن است همان برنامه برای یک کودک 12 ساله یا نوجوان 16 ساله جذابیت نداشته باشد. لذا روان‌شناسی رشد و طبقه‌بندی علمی مخاطبان کودک ازجمله ضرورت‌هایی است که تلویزیون باید به آن اهتمام داشته باشد.

فروزش: در تلویزیون به سیاست‌های نهادینه شده و باثباتی نیاز است تا یک ایده خوب بتواند به سرانجام برسد مثل همین اتاق فکری که قرار است در تلویزیون تشکیل شود و به سینمای کودک کمک کند. امیدوارم که این اتفاق بتواند به شکل ثابت ساماندهی شود تا تاثیرات مثبت آن را در عمل شاهد باشیم

این طبقه‌بندی مخاطب در حوزه کتاب صورت گرفته است. مثلا رده سنی الف تا جیم که هر کدام آنها مخصوص یک طیف از کودکان است. اگر این طبقه‌بندی در حوزه سینما و تلویزیون هم اتفاق بیفتد کار خوبی است هر چند که در اینجا نسبت به کتاب کمی سخت‌تر است بویژه این که سطح تولیدات ما در حوزه کودک و نوجوان بسیار پایین است و لذا امکان این تقسیم‌بندی تا حد زیادی مشکل است، اما به هر حال از لحاظ نظری یک تمهید مخاطب‌شناسی و روان‌شناختی خوبی است که باید درباره آن فکر کرد. یک مساله دیگری هم که در حوزه تلویزیون نمود بیشتری دارد و بر ساخت و تولید برنامه‌های کودک تاثیر می‌گذارد، ساختار سازمانی و مدیریتی آن است؛ به همین دلیل گاهی به دلیل تغییر مدیران و فقدان سیاست ثابت و نهادینه شده نمی‌تواند به تداوم یک فرآیند منطقی و موثر امیدوار بود. لذا به نظر من در تلویزیون به سیاست‌های نهادینه شده و باثباتی نیاز است تا یک ایده خوب بتواند به سرانجام برسد مثل همین اتاق فکری که قرار است در تلویزیون تشکیل شود و به سینمای کودک کمک کند. امیدوارم که این اتفاق بتواند به شکل ثابت ساماندهی شود تا تاثیرات مثبت آن را در عمل شاهد باشیم.

این بی‌ثباتی و متغیر بودن آیا به ماهیت خود مخاطب برنمی‌گردد؟ مثلا فردی مثل من که در دهه 60 به عنوان مخاطب کودک پای برنامه‌های تلویزیونی می‌نشستم و شاید نسبت به کودک امروز مخاطب پروپاقرص‌تری بودم با یک کودک دهه 80 تفاوت‌های عمده‌ای داشته باشم و مثلا کودک امروزی نیازها یا ذائقه متفاوتی از کودک نسل گذشته داشته باشد. این سیال بودن و تغییر کردن مدام مخاطب نیز ممکن است برنامه‌سازان تلویزیونی را در مخاطب‌شناسی با مانع روبه‌رو کند.

حتما همین طور است. اصلا مخاطب‌شناسی به همین دلیل باید صورت بگیرد. اگر مخاطب تغییر نمی‌کرد یا نیازها و خواسته‌های تازه‌ای پیدا نمی‌کرد که دیگر نیازی به شناخت مخاطب و نیازسنجی درباره آن نبود. نه فقط تفاوت نسلی که حتی تقارن نسلی نیز در اینجا مصداق دارد. به این معنی که مخاطب یک نسل نیز همه مثل هم نیستند و تفاوت‌های فردی موجب می‌شود که ما در یک نسل مشخص نیز با انواع و اقسام مخاطب همراه شویم. تلویزیون نسبت به سینما از این امتیاز برخوردار است که از زمان، موضوع و شبکه‌های متعددی برخوردار است که هر کدام می‌تواند برای بخشی از مخاطبان برنامه‌های مورد علاقه خود را پخش کند. به عبارت دیگر وجوه رسانه‌ای تلویزیون خیلی بیشتر از سینماست که با مخاطبان متعدد و البته متنوعی سروکار دارد که همین مساله نیز ضرورت مخاطب‌شناسی را برای این رسانه نسبت به سینما و حتی رسانه‌های دیگر بیشتر می‌کند.

مساله این است که کودک امروز برخلاف نسل گذشته از امکانات و تکنولوژی‌های رسانه‌ای دیگر مثل بازی‌های رایانه‌ای برخوردار است که ترجیح می‌دهد بیشتر با آنها ارتباط برقرار کند. در واقع دیگر تلویزیون مثل گذشته تنها ابزار سرگرمی و تفریح کودکان نیست.

کاملا درست است‌، اما این به این معنی نیست که تلویزیون یا سینما در برابر این تکنولوژی‌های نوین شکست خورده اند. مهم این است که چگونه بتوانیم از تلویزیون و قابلیت‌های چندبعدی آن استفاده کنیم و برنامه‌های جذابی بسازیم که وقتی مثلا برنامه کودک شروع شد بازی خود را رها کرده و به تماشای آن بنشیند نه بالعکس. رسانه‌های دیگر یا انواع سرگرمی‌هایی که می‌توانند جایگزین تلویزیون شوند زمانی به قدرت بلامنازع بدل می‌شوند که رسانه‌های دیگر کارایی خود را از دست داده یا عملکردشان ضعیف شده است. وقتی رسانه‌ای مثل تلویزیون بتواند برنامه‌های جذاب و استاندارد برای کودکان تولید کند قطعا فراموش یا خاموش نخواهد شد.

ضمن این که تلویزیون از طریق فیلمسازی برای کودک بتواند آنها را جلب کند.

مطمئن باشید که اگر فیلم خاص کودک تهیه و تولید شود حتما آنها استقبال کرده و به تماشای آن می‌نشینند. در همه جای دنیا فیلم‌های خوب کودک مخاطبان خود را دارد و در واقع کودکان فیلم‌های خوبی را که برای آنها ساخته شده تشخیص داده و تماشا می‌کنند، اما شرط این کار این است که تنوع سوژه و سلیقه به رسمیت شناخته شود. این گونه نباشد که تهیه و تولید فیلم یا برنامه‌های کودک به برخی اشخاص خاص محدود شود. برای این کار تلویزیون می‌تواند زمینه‌ای فراهم کند تا فیلمنامه‌نویسان در حوزه کودک به خلق اثر بپردازند و از میان آنها بهترین فیلمنامه‌ها را انتخاب کرده و حمایت کنند تا آنها به فیلم سینمایی تبدیل شوند. تلویزیون می‌تواند به کانون ایده‌پردازی و ساخت آثار ارزشمند در حوزه کودک بدل شود. تلویزیون می‌تواند در این زمینه به نقطه عطفی تبدیل شود که ثمرات آن را در سینما نیز ببینیم.

تشکیل اتاق فکر سینما در تلویزیون شاید درجهت همین هدف صورت گرفته باشد.

امیدوارم که همین طور باشد. ما هم منتظریم تا ببینیم چه ماموریت‌هایی به عنوان دستور کار این اتاق فکر تعریف می‌شود. شاید الان زود باشد که درباره آن قضاوت کنیم. باید کمی منتظر باشیم تا جلسات بعدی این اتاق فکر تشکیل شود و راهکارهای عملی آن تبیین گردد. واقعیت این است که این اتاق باید به کانون تبادل و تعامل انواع سلیقه‌ها و تفکرات بدل شود تا بتواند تلویزیون را به کانون ایده‌پردازی و خلاقیت و نوآوری در حوزه کودک و نوجوان تبدل کند. اگر تلویزیون بتواند به این کارایی برسد و مجالی فراهم کند تا همه کسانی که به کودک و سینمای کودک علاقه‌مند هستند در جهت رشد و اعتلای آن دیدگاه‌های خود را بیان کنند، می تواند با بهره‌گیری از آنها به پویایی و رشد خود کمک کند.

سید رضا صائمی
جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها