مکث

تفاخر به دیوانگی شرط عقل نیست

تاکنون برایتان اتفاق افتاده است که کسی به شما بگوید دیوانه و شما از شنیدن این کلمه برآشفته شوید. کلمه دیوانه در فرهنگ ما ایرانی‌ها چندان از بار معنایی مثبت برخوردار نیست. حتی کلمه دیوانه در مقابل کلمه مجنون که می‌تواند بار عاشقانه‌ای را نیز به دنبال بکشد باز در فرهنگ لغات عامیانه ما جایی ندارد. این امر متاسفانه در مورد کلمات روان‌شناس، روانپزشک و روان‌شناسی نیز صدق می‌کند. در کشور ما دیدگاه منفی در مورد مراجعه به کلینیک‌های روان‌شناسی وجود دارد.
کد خبر: ۳۷۵۰۵۷

بله خودمانی‌اش می‌شود این‌که براساس این فرضیه غلط تنها دیوانگان که چند سطر بالاتر از آنان یاد شد، پیش روان‌شناس می‌روند. از دیدگاه علمای علوم اجتماعی این یعنی فاجعه. این نوشتار شاید مجال خوبی برای ارائه آمار و ارقام در مورد نحوه رفتار اروپاییان و آمریکایی‌ها در مورد مراجعه به روان‌شناس نباشد. مثلا این‌که آنها مراجعه به روان‌شناس را آنقدر مهم می‌دانند که باید برای یک بیماری سخت عفونی نزد یک پزشک بالینی بروند یا آن‌که معتقدند جلسات ماهانه روان‌شناسی مهم‌تر از مراجعه به دندانپزشک است. اما این امر در جامعه ایرانی آنقدر فراموش شده به شمار می‌رود که این روزها معضلی به نام بیماری‌های روحی گریبان بسیاری از ما ایرانی‌ها را بی‌آن‌که بدانیم، گرفته است. این بیماری‌ها کودک، جوان، مسن یا جنسیت نمی‌شناسد، اما هر یک از این آدم‌ها به نوعی گرفتار آن هستند؛ هر یک به شیوه‌ای متفاوت با توجه به نوع زندگی و نگاهشان به چیستی زندگی.

مانند کودکی که ترجیح می‌دهد در تنهایی با یک اسباب بازی منحصر به فرد خود بازی کند و مادرش خوشحال از این‌که کودکش ساکت است. مردی که در محیط کار بارها و بارها در سخنان روزمره‌اش از مرگ، سیاهی یا تباهی حرف می‌زند و در نگاه خودش یا همکاران، مردی دانشمند جلوه می‌کند یا آن‌که زنی بی‌آن‌که بخواهد هر روز ساعت‌ها و ساعت‌ها در درونش گریه می‌کند و لبخند به لب در مقابل زنان دیگر به زندگی این روزهایش تفاخر می‌کند. همه اینها نمونه کوچکی از برخی بیماری‌های ماست که حتی به چشم نمی‌آیند. جامعه مدرن، مولد و منبع بیماری‌های مختلف جسمی و روحی است. این یک واقعیت است.

مهدی نورعلیشاهی / گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها