در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فوتبال ایران در فرستادن مربی به کشورهای خارجی دچار ضعف مفرط است. هر قدر در این سالها مربیان خارجی درجه چندم را به ایران آوردهایم و پولهای بیحساب و کتاب به آنها دادهایم، در فرستادن مربیان ایرانی به خارج از کشور ناکام بودهایم.
بگذریم از حضور «ناصر حجازی» در بنگلادش و جلال طالبی در «سوریه» و یکی دو مربی دیگر که البته در سطح اول فوتبال آسیا مربیگری نکردهاند.
در سالهای اخیر سطح کیفی فوتبال ژاپن فراتر از ایران و آسیا رفته، بنابراین نمیتوان اهمیت حضور «افشین قطبی» را که با نام یک ایرانی راهی سرزمین ساموراییها و تیم شیمیزوی ژاپن شده نادیده گرفت.
وقتی دروازهها باز شد
مراجعه به تاریخ فوتبال ایران و یک بازبینی کلی نشان میدهد که پیشگامان نقل و انتقال به لیگهای معتبر فواید زیادی را در پی داشتهاند که در این زمینه میتوان به روزهای طلایی لژیونرهای ایرانی در باشگاههای آلمانی یا حتی ایتالیا اشاره کرد که با رفتن ستارههایی مانند علی دایی، کریم باقری، مهدی مهدویکیا و... دروازههای فوتبال اروپا به روی فوتبال ما گشوده شد.
اکنون زمان تمرین لژیونر شدن مربیان داخلی آغاز شده و انتقال قطبی میتواند گذرنامه ورود فوتبال ایران به شرق آسیا باشد تا چشم بادامیها علاوه بر اشرافی که به ساقهای طلایی بازیکنان ایرانی داشتهاند، این بار به مهارتهای فنی مربیان این سرزمین نیز پی ببرند.
خوب است یا بد؟
بازخورد مثبت یا منفی این اتفاق بستگی به نحوه عملکرد «امپراتور» در جی لیگ دارد و اگر قطبی بتواند در آغاز راه، شیمیزو را به جایگاه خوبی برساند، بیگمان نگاه چشم بادامیها به نیمکتهای داغ سرزمین آریاییها جدیتر خواهد شد و مربیان ایرانی میتوانند بار سفر خود را برای حضور در یک لیگ حرفهای و سطح بالا ببندند. بخصوص آن که صادرات بازیکنان ایرانی به خارج از کشور پس از جام ملتهای 1996 و جام جهانی 1998 آغاز شد و جام ملتهای 2011 آسیا که دی ماه در قطر برگزار میشود نیز همگام با حضور قطبی در ژاپن میتواند فتح باب دوبارهای برای کوچ بازیکنان جوان و البته مربیان ایرانی به خارج از کشور باشد.
موفقیت به نام من، به کام جوانها
افشین قطبی خودش میگوید: خوشحالم که به عنوان یک مربی ایرانی این افتخار را کسب کردهام که برای مربیگری به «جی لیگ» بروم و مسوولیت یک تیم مطرح ژاپنی را در اختیار داشته باشم. حضور در جی لیگ فقط به نام قطبی تمام نمیشود بلکه همه مربیان و حتی ستارههای جوان ایران از این موفقیت من بهره خواهند برد.
عدهای خرده میگیرند که بدون هماهنگی با مسوولان فدراسیون این مذاکره انجام شده و مرا متهم میکنند که برای اجرای بندهای قراردادم دچار تخلف شدهام، در حالی که چنین مسالهای صحت ندارد و من قبل از توافق نهایی با سران باشگاه «شیمیزو» با علی کفاشیان مسائل را در میان گذاشتم و رئیس فدراسیون در جریان این مذاکرات قرار داشت. ماه گذشته من و فدراسیون فوتبال ایران به جمعبندی رسیدیم و بیدلیل نبود که خبر کنارهگیریام از تیم ملی بعد از جام ملتهای 2011 آسیا را اعلام کردم.
این تصمیم من اصلا غیرحرفهای نیست چون من تا پایان جام ملتهای 2011 دلم با تیم ملی ایران است و هدفم هم قهرمانی در قاره کهن است. من به وظیفه اخلاقی و حرفهای خود با فدراسیون فوتبال ایران پایبندم و تا آخرین روز برای سربلندی نام ایران تلاش خواهم کرد.
امیدوارم در ژاپن طوری فعالیت کنم که نام ایران و ایرانی سرفراز شود. میدانم که خیلیها منتظرند ببیند عملکرد من در شیمیزو چگونه خواهد بود. تمام تلاشم را به کار میگیرم تا در جایی دور از ایران موفق شوم اگر چه همیشه قلبم با شما خواهد بود.
محسن اثیمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: