در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از بیان این خاطره میخواستم این نتیجه را بگیرم که در طول سالهای گذشته هیچگاه فعالیتهای دولتی و صنفی با هم جمع نشدهاند و حتی زمانی هم که مسوولان سینمایی با سینماگران بشدت همدل و همراه بودهاند، بازهم سینماگران بهانههایی برای اعتراض به دولت داشتهاند. حتی با وجود تلاشهای طولانی مدتی که دولت برای نفوذ و رسوخ به بدنه سینما داشته، باز هم این بدنه در خیلی از مقاطع حساس و سرنوشتساز با دولت همراه نشده و حتی با دیدگاههای دولتی مقابله کردهاند. در موارد فراوانی شاهد بودهام که کارگردانها و بازیگرانی هم که با حمایتهای دولتی وارد این عرصه شدهاند، پس از مدت کوتاهی در این مسیر با دیگر سینماگران همراه شدهاند. ممکن است بسیاری از خوانندگان این مطلب به این صراحت اظهارنظر من را نپسندند، اما از نظر سینماگران، دولت و معاونت سینمایی خوب معاونتی است که از طرفی پول و امکانات به اندازه نیاز در اختیار فیلمسازان بگذارد و از طرف دیگر محدودیتهایش را نیز تا حد امکان کم کند تا فیلمساز بتواند هر فیلمی که میخواهد بسازد و محدودیتی هم در این زمینه نداشته باشد! با چنین رویکردی که در بین سینماگران بشدت رواج دارد، طبیعی است که برنامههای «جواد شمقدری» واکنشهای منفی در میان سینماگران ایجاد کند و زمانی که او به شکل غیررسمی از تلاش برای تغییر ترکیب هیاتمدیره خانه سینما سخن میگوید، این حرف باعث اتحاد بیشتر سینماگران و جبههگیری در مقابل معاونت سینمایی شود.
روز 21 آذر 1389 هیاتمدیره جدید خانه سینما با رای مستقیم 29 صنف خانه سینما برگزیده و انتخاب شدند. مریلا زارعی (25 رای)، فرهاد توحیدی (24 رای)، امیر اثباتی (22 رای)، ابراهیم مختاری (20 رای)، محمد سریر (19 رای)، محمدرضا موئینی (19 رای) و تورج منصوری (18 رای) اعضای انتخاب شده هستند. آنها «محمدمهدی عسگرپور» را به عنوان مدیرعامل در سمت خود ابقا کردهاند. انتخاب این افراد تفاوت چندانی با گروه قبلی که در این سمت حضور داشتند ندارد و نشان میدهد اصناف سینمایی برخلاف همه حرفها و شنیدههایی که از نارضایتی اهالی سینما از خانه سینما به گوش میرسید، بازهم ترکیبی نزدیک به ترکیب قبلی را انتخاب کردهاند که مهمترین ویژگی آنها «غیردولتی بودن» شان است.
با همه اینها باید به این مساله توجه کرد که فعالیتهای خانه سینما نیز مانند هر تشکل دیگری دارای نقاط ضعف و قوت فراوان است، اما فضای رسانهای ایجاد شده هیچ امکانی برای نقد فعالیتهای خانه سینما را به وجود نمیآورد. حتی جواد شمقدری هم که چند ماه قبل با صراحت کامل و در اعتراض به فعالیتهای خانه سینما اعلام کرده بود: «هیاتمدیره خانه سینما هم در حال حاضر روزهای پایانی کار خود را سپری میکنند و کارهای جدی ما با هیات مدیره بعدی خواهد بود»، در عقبنشینی تلویحی از مواضع تند و تیز گذشته خود در گفتوگوی جدیدی با سینما پرس اعلام کرده است: «امیدوارم هیاتمدیره جدید تلاش خود را بر این موضوع متمرکز کند که به کمک معاونت سینمایی بیاید تا با برنامههایی که داریم مشکلات سینما را یک به یک حل کنیم. سینمای ایران مشکلات زیادی دارد، اما هیچکدام غیرقابل حل نیست و با تجربیات به دست آمده، توانستیم برای همه آنها راهکارهای عملیاتی داشته باشیم».
البته شمقدری به این مساله هم اشاره کرده که «جایگاه خانه سینما نیاز به بازنگری دارد و آنچه در اساسنامه این خانه آمده با عملکرد آن در بعضی دورههای فعالیت فاصله گرفته است».
به نظر میرسد بخش عمدهای از درگیریهای اخیر میان این دو نهاد بر سر میزان حضور و نحوه اداره سینما باشد. خانه سینما برنامههای خود برای حضور در عرصه سینما را در قالب یک دفترچه به معاونت سینمایی ارائه کرده که حتی اگر بخشی از آن نیز در سینمای ایران اجرا شود، دیگر عرصه و مجالی برای حضور دولت در این عرصه باقی نمیماند.
بجز بحث تقسیم مدیریت سینمای ایران، مساله مهم دیگری که در این میان محل مناقشه شده و کار را به رویارویی کشانده، «پرداخت نشدن اعتبارهای خانه سینما» از سوی معاونت سینمایی است. حمایتهای معاونت سینمایی از جشنوارههای سینمایی که نگارنده از جزئیات آن باخبر است، شکلی ثابت و مشخص دارد: معاونت سینمایی طی تفاهمنامهای از برگزاری جشن حمایت میکند و مبلغ مورد نظر طی چند قسط پرداخت میشود. پرداخت یکی از اقساط هم که مبلغ قابل توجهی دارد، به پایان مراسم و ارزیابی کارشناسان از مراسم اختتامیه مربوط میشود. حال اگر همین فرمول در مورد جشن خانه سینما به کار گرفته میشد، هم مدیران سینمایی در ردیفهای اولیه تالار میلاد شاهد برگزاری این مراسم بودند و نه «اصغر فرهادی» هیجانزده میشد و با حرفهایش مسوولان خانه سینما را به دردسر میانداخت. دیگر لازم نبود وزیر ارشاد در میزگردی خبری بگوید «ما با هنرمندانی که در این مراسم خطا کردهاند کاری نداریم و مخاطب اصلی ما صحنهگردانان این مراسم هستند». در صورت تحقق تصور مطرح شده حتما «مهدی عسگرپور» در بخش پایانی سخنرانی خود صحبتهای فرهادی را اصلاح میکرد و حتی نسبت به رفتار افراد دیگر تذکر لازم را میداد و از این رفتارها به نمایندگی از خانه سینما «اعلام برائت» میکرد.در چنین فضایی هیچ کس دلش به حال فروش اندک فیلمها و سرمایههای مادی و معنوی که در این مسیر از بین میرود، نسوخته است. بحث اصلی این است که چه کسی از این دعوا پیروز بیرون میآید. البته فرقی هم نمیکند که معاونت سینمایی برنده این دعوا باشد یا خانه سینما. آنچه در این میان زیر دست و پا میماند، صنف 5300 نفره خانه سینماست که هیچگاه نام آنها جزو اسامی فهرستهای حمایت از مدیرعامل قرار نمیگیرد و اصلا در هیچ جای این دعوا قرار نمیگیرند. این 5 هزار نفر آدمهایی هستند که سینما برای آنها تنها یک «شغل» است برای گذران زندگی و سیر کردن شکم زن و بچه.
در این دعوا هر دو طرف مقصر و نسبت به عواقب آن مسوول هستند، اما باید به این مساله توجه کرد که معاونت سینمایی به عنوان نماینده دولت باید نقشی هدایتی و مدیریتی داشته باشد. صنف نیز میتواند در بسیاری از مواقع به کمک دولت بیاید، اما مشکل درست از جایی آغاز میشود که صنف به دنبال کسب قدرت حداکثری میافتد و دولت نیز به جای عمل کردن به وظیفه حمایتی و نظارتی خود، وارد دعوایی بی حاصل میشود. کاش از این پس هر دو بخش به مسوولیتهای خود عمل کنند.
رضا استادی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: