ابهام زدایی از تفسیر های مختلف در باره یک سایت و افشای هزاران اسناد

سناریوهای احتمالی در پس ماجرای ویکی لیکس

آخرین مرحله از افشاگری‌های سایت ویکی لیکس که طی آن بیش از 250 هزار سند مربوط به مکاتبات دیپلماتیک بین نمایندگی‌های آمریکا در خارج و وزارت امور خارجه این کشور در واشنگتن منتشر شد، با واکنش‌های گوناگون و بعضا تردیدآمیز نسبت به ماهیت این افشاگری مواجه شده است.
کد خبر: ۳۷۴۱۶۶

ماهیت این پدیده به‌گونه‌ای است که هر گونه اظهارنظر پیرامون نقش‌آفرینان ماجرا و انگیزه‌های آنان ناگزیر تا حد زیادی قالب گمانه‌زنی به خود خواهد گرفت. با این حال می‌توان بدون پیشداوری و با ترسیم سناریو‌های احتمالی، مبنا قرار دادن دانسته‌های عینی و غیرقابل تردید و مرور تحلیل‌های ارائه شده از سوی هواداران روایت‌های مختلف از ماجرای اخیر ویکی لیکس از برخی جنبه‌های موضوع ابهام‌زدایی کرد یا لااقل با دست یافتن به تخمینی از وزن تحلیلی هر روایت، زمینه قضاوت آگاهانه‌تر نسبت به ابعاد ماجرا را فراهم کرد.

3 سناریوی احتمالی

با جمع‌بندی تمام تفسیر‌های ارائه شده در توضیح چگونگی و چرایی ماجرای افشای مکاتبات دیپلماتیک آمریکا توسط ویکی لیکس، 3 احتمال را می‌توان به عنوان جدی‌ترین سناریوها در پس این افشاگری به حساب آورد. نخست، روایت ارائه شده بر مبنای صورت ظاهری ماجرا و مورد تاکید رسانه‌های پرمخاطب غربی است که این جریان را محصول مدیریت یک تنه جولیان آسانژ موسس ویکی لیکس می‌داند. در دومین سناریو، ایفای نقش اصلی در افشای اسناد محرمانه برعهده مخالفان سیاست‌های جاری دولت ایالات متحده گذارده شده و نقش ویکی لیکس به مجرای صرف انتقال اسناد به افکار عمومی تقلیل می‌یابد و بالاخره سومین سناریو این که ویکی لیکس را پروژه‌ای با مدیریت دولت ایالات متحده و تامین‌کننده منافع این کشور در عرصه روابط بین‌الملل به شمار می‌آورد.

سناریوی اول

جولیان آسانژ، هکر سابق و نابغه‌ استرالیایی است که با داشتن باوری عمیق به لزوم شفافیت در تعاملات بین‌الملل، راه‌حلی ابتکاری برای مبارزه با سوءاستفاده دولت‌ها از قدرت طراحی کرده و با راه‌اندازی وب سایت ویکی لیکس، آن را به مرحله اجرا می‌گذارد. بیانیه ماموریت ویکی لیکس بسیار ساده و در عین حال بسیار موثر است: «ایجاد قابلیت افشا و به اشتراک گذاردن اسناد محرمانه به صورتی آسان، مطمئن و ناشناس برای بهبود نوع مناسبات در جامعه بین‌الملل.»طرفداران این سناریو معتقدند که استفاده کارآمد از تکنولوژی‌های نوین و مشخصا ترکیب اینترنت و کریپتوگرافی(رمزنگاری)، ایــده ساده آسانژ در سـاختن بانک اطلاعاتی از اسناد نشت کرده توسط افراد داوطلب‌ناشناس را بسیار قدرتمند و تاثیرگذار ساخته است. به اشتراک گذاردن اسناد در قالب دیجیتال نیز از پیچیدگی‌های لجستیک درز اسناد کم کرده و بر این مبنا، درز یک فایل و درز میلیون‌ها فایل چندان از یکدیگر متفاوت نخواهند بود. از دید طرفداران این سناریو، سوار شدن بر این موج تکنولوژی در کنار فکر بکر آسانژ، به ویکی لیکس قدرتی انفجاری بخشیده و شرمساری بی‌نظیری را برای بزرگ‌ترین قدرت نظامی جهان به بار آورده است.

جولیان آسانژ، مرد رسانه‌ای ویکی لیکس

اگرچه پیش از این با هم توافق کرده‌ایم که مبنای این گفتار را بر ارائه استدلال‌های موافقان هر سناریو قرار دهیم، اما این سوال را به سختی می‌توان از ذهن دور کرد که حتی با فرض صحت ادعاهای فوق، اساسا این افشاگری چه منافعی(مادی و معنوی) برای آسانژ داشته است؟ موج خبری ویکی لیکس ایجاد شد و کم‌کم در حال فرو نشستن است. شرکت اینترنتی عظیم آمازون از میزبانی وب سایت ویکی لیکس انصراف داده و پی پل مسیر اهدای کمک‌های مالی به این وب‌سایت را مسدود کرده است. مشکلات اخلاقی مورد ادعا در زندگی شخصی آسانژ، سبب صدور حکم جلب برای او در سوئد شد و با اضافه شدن نام وی به لیست افراد تحت تعقیب اینترپل، آسانژ چاره‌ای جز تسلیم به پلیس لندن در مقابل خود نیافت. آیا فردی با ضریب هوشی مورد ادعا برای وی، واقعا باور کرده بود که با افشای مکاتبات نه‌چندان محرمانه آمریکا می‌تواند تغییری موثر در نوع روابط آمریکا با سایر کشورها پدید آورد؟

سناریوی دوم

هواداران این روایت به دو دسته تقسیم می‌شوند: نخست گروهی هستند که معتقدند سیاست‌های خشن و اقدامات ضدانسانی آمریکایی‌ها مخالفان زیادی در سطح جهان دارد و لاجرم بخشی از این گروه مخالف درون ساختار سیاسی خود آمریکا قرار گرفته‌اند. این افراد ناراضی با استفاده از مزیت‌های تکنولوژی ذکر شده برای سناریوی اول، اسناد افشا شده را در اختیار ویکی لیکس قرار داده‌اند.

نکته: غیر ممکن است فردی به تنهایی قادر به انجام پروژه‌ای به بزرگی افشای 250 هزار سند، مذاکره با 5 نشریه خبری و مدیریت عملکرد تعداد نامعلومی منبع ناشناس و در عین حال داوطلب باشد

گروه دوم هواداران این سناریو که برخی مقامات و تحلیلگران روسی هم در میان آنها به چشم می‌خورند، معتقدند که جمهوریخواهان به عنوان مخالفان سیاست‌های جاری آمریکا در دولت اوباما و با هدف ضربه زدن به دولت وی، اسناد نه چندان ارزشمند افشا شده را در اختیار گروه آسانژ قرار داده‌اند. کمک به رژیم صهیونیستی در کسب حمایت هرچه بیشتر از دولت آمریکا با بزرگنمایی دروغین خطر ایران در شرایطی که ممکن است اوباما از عدم انعطاف صهیونیست‌ها در موضوع شهرک‌سازی در مذاکره با تشکیلات خودگردان عصبانی باشد را می‌توان از مهم‌ترین انگیزه‌های جمهوریخواهان از دید طرفداران این سناریو به شمار آورد. اخلال در مذاکرات کنترل تسلیحاتی دولت اوباما با روسیه و کسب حمایت کمپانی‌های اسلحه‌سازی در انتخابات آینده با زمینه‌سازی فروش بیشتر سلاح به برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس را می‌توان از دیگر دلایل جمهوریخواهان برای افشای این اسناد از دید طرفداران این سناریو دانست.

سناریوی سوم

البته طرفداران این سناریو لزوما به نقش مستقیم دولت آمریکا در انتقال اسناد به ویکی لیکس اصرار ندارند. از دید این افراد، مدیریت نامحسوس سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا نیز احتمالی جدی با انگیزه و نتایج یکسان با ایفای نقش مستقیم است. از دید هواداران این سناریو، غیر ممکن است فردی به تنهایی قادر به انجام پروژه‌ای به بزرگی افشای 250 هزار سند، مذاکره با 5 نشریه خبری و مدیریت عملکرد تعداد نامعلومی منبع ناشناس و در عین حال داوطلب باشد. از دید این افراد، وجود این اسناد در شبکه ارتباطی SIPRNet مورد استفاده وزارت خارجه آمریکا، باعث شده که جمع کثیری از کارشناسان و کادرهای دیپلماتیک، نظامی و اطلاعاتی از قبل به این اسناد دسترسی داشته باشند. از این رو،این اسناد چندان هم محرمانه نبوده و پروژه افشای این اسناد بیشتر با هدف معطوف ساختن توجه افکار عمومی به زمینه‌هایی خاص در سیاست خارجی آمریکا صورت گرفته است. انتخاب 5 نشریه معتبر و پرمخاطب برای عرضه اسناد نیز دقیقا با همین هدف عملی شده است. روزنامه نیویورک تایمز به منظور دسته‌بندی و انتشار اسناد ط ویکی لیکس ، یکی از معروفترین سردبیران خود به نام دیوید‌ ای. سنجر را به عنوان مدیر این پروژه برگزید. سنجر را نمی‌توان چندان از هیات حاکمه آمریکا دور دانست. وی عضو شورای روابط خارجی بوده و در گروه استراتژی موسسه اسپن، همکار افرادی نظیر کاندولیزا رایس وزیر خارجه سابق، ویلیام پری وزیر دفاع اسبق در دولت اول کلینتون و رابرت زولیک معاون پیشین وزارت خارجه و رئیس فعلی بانک جهانی می‌باشد.

هواداران این سناریو از شخصی به نام جان یانگ از همکاران سابق آسانژ و موسس وب سایت cryptome.org یاد می‌کنند که سال 2007، از ویکی لیکس جدا شده و علت این کار را ایفای نقش ویکی لیکس به عنوان یک شرکت صوری در اختیار سیا عنوان کرده بود.

از دید طرفداران این سناریو، نقاط برجسته شده این اسناد دقیقا منطبق با علایق ژئوپولیتیک آمریکا است. ایجاد حس مشترک میان اعراب و رژیم صهیونیستی نسبت به تهدیدات منطقه‌ای، ایجاد تنش در روابط کشورها مثلا بدبین ساختن ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس نسبت به هم و به راه‌انداختن جنگ روانی با انتشار شایعاتی نظیر درخواست عربستان برای استقرار هواپیماهای جاسوسی آواکس در خاک این کشور یا قول عربستان به تامین نیازهای انرژی چین در هر شرایط، مثال‌هایی از انطباق جریان رسانه‌ای ایجاد شده با اهداف غیرقابل انکار دستگاه دیپلماسی آمریکا می‌باشند. در این سناریو، انگشت‌شمار و بی‌اهمیت بودن موارد اشاره اسناد ویکی لیکس به رژیم صهیونیستی نیز بسیار مشکوک است.

سخن آخر

پشت پرده ویکی لیکس چه کسی بوده است؟ پاسخ این پرسش را ممکن است مانند بیشمار سوالات بی‌جواب دیگر هیچ‌گاه به قطعیت نیابیم. با این حال کوشش شد با بررسی بی‌طرفانه پاسخ‌های احتمالی به این پرسش، دست‌کم چارچوبی ذهنی برای آن فراهم گردد. علی‌رغم این‌که هنوز نمی‌دانیم پاسخ قطعی پرسش مطرح شده در این گفتار چیست، اکنون لااقل نوع ابهاماتی را که باید در قالب این پاسخ برطرف شوند، شناخته‌ایم.

ایمان وحدت / جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها