اغلب در هر انتخابات ملی ، اگر نتیجه انتخابات حاکی از تغییر نگرشی باشد ، جدا از دلایل و عوامل یا زمینه ها ، گاهی عناصری وجود دارد که شاهد و نشانه ای برای پذیرش رویکرد جدید در میان مردم به شمار می رود.
کد خبر: ۳۷۳۴۱
اگر روند انتخابات 25 ساله جمهوری اسلامی ایران را بررسی کنیم ، تا 2خرداد 76 تغییرات تدریجی سینوسی را می توان در آن دید که روال و روند طبیعی نتیجه فعالیت های طیف ها و گروههای سیاسی در جامعه را نشان می دهد و حاکی از این است که هیچ تغییر محسوسی حاصل نشده است ، حتی مجلس سوم که با اکثریت طیف چپ تشکیل شد ، همانند مجلسهای قبل و بعد ، موجب تغییرات بنیادی و حاد در جامعه نبود و یا حتی به دنبال چنین تغییراتی نیز نبود ، بلکه در صدد اصلاح برخی از حرکتهای سیاسی و اجتماعی برمبنای اندیشه های سیاسی و اجتماعی حاکم بر این مجلس بود و مجلس چهارم یا پنجم نیز همچنان به دنبال تغییرات و حرکتهای اصلاحی تدریجی در جهت اندیشه های خود بود.اما مجلس ششم تقریبا به دنبال تغییرات ساختاری گسترده در حوزه های گوناگون جامعه بود، جدا از این که این تغییرات عملی ، صحیح و موثر است یا خیر. زیرا مجلس ششم از توسعه ، آزادی ، دین ، حکومت دینی ، مردم و...استنباط دیگری داشت ؛ هر چند ناقص ، غیرعملی و فاقد پشتوانه معرفت وشناختی عمیق بود. بنابراین مجلس ششم را می توان ما حصل نوعی تغییر نگرش و رویکرد مردم در حل مسائل اجتماعی دانست . در کشاندن مردم به این مسیر و تقویت این نگرش ، کرباسچی شهردار وقت تهران نقش اساسی داشت . او یک تکنوکرات به ظاهر موفق بود، که مردم نتیجه عملی کار و فعالیتش را شاهد بودند. در واقع گرایش مردم از اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 به تکنوکرات ها برای حل مسائل اجتماعی و اقبال آنها به این تفکر سبب شد ، کرباسچی در تهران و در این فضای عمومی فکری سالهای اول دهه 70 به صورت مدیری موفق جلوه گر شود. در واقع دوم خرداد و انتخابات مجلس ششم ، اقبال و رویکرد مردم به تکنوکرات ها برای حل مسائل اجتماعی بود و کرباسچی در هدایت مردم به این مسیر، نقش تعیین کننده داشت و حقیقتا او را باید علمدار ناخواسته و یا پنهان این تغییر گرایش بدانیم . انتخابات دومین دوره شوراهای اسلامی ، حاکی از آن بود که در مردم تغییر شدید رویکردی و نگرشی درباره چگونگی حل مسائل اجتماعی ایجاد شده است . هر چند سیاسیون به جای تفسیر اجتماعی و تحلیل جامعه شناختی از این امر به تجزیه و تحلیل سیاسی و البته غلط و بی حاصل پرداختند؛ اما انتخابات مجلس هفتم در واقع بیانگر تعارض اصلی و اساسی میان نگرش تکنوکراسی عملگرا و کارا در مقابل نگرش آرمانگرا -عملگرای کارآمد بود. یعنی مردم از دوم خرداد 76 که به تخصص گرایی تکنوکرات ها امید بسته بودند ، در دومین انتخابات شوراهای اسلامی سال قبل تغییر نگرش و رویگردانی خود را از این رویکرد نشان دادند و به تخصص گرایان متدین روی آوردند. یعنی فضیلت های اخلاقی و دینی را به عنوان یک عنصر مهم و کلیدی در واگذاری مشاغل و مسوولیت های حکومتی در کنار تخصص گرایی مورد توجه قرار دادند. البته در این رقابت و معارضه فکری ، دکتر احمدی نژاد ، شهردار تهران باز همچون کرباسچی برای هدایت مردم به سوی این نگرش نقش کلیدی داشت . در واقع مردم که از نگرش یکسویه عملگرایان طرفی نبسته بودند ، به نگرش آرمانگرا -عملگرایان که ظرفیت ذاتی کارآمدی آن بالاست ، پناه آوردند و این دو شهردار در تاریخ تحلیلی دوره انقلاب ، دو نام ماندنی در دو جبهه متفاوت و دو نگرش مختلف برای حل مسائل اجتماعی از خود به یادگار گذاشتند.