در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مراسم سوگواری عاشورا در ایران خیلی قدمت دارد. بعد از گذشت قرنها این مراسم توانسته خودش را حفظ و بازسازی کند. برخلاف خیلی آیینهای دیگر که محصول شرایط اجتماعی، اقتصادی و... است و ریشه در باورهایی ساختگی و نه اصیل دارد، آیین سوگواری عاشورا بهخاطر ریشههای عمیق فکری و معنایی خود توانسته با قوت بماند.
این آیین، ویژگیها و کارکردهایی عمومی دارد، اما در عین حال توانسته ویژگیهای منحصربهفرد خود را هم ایجاد کند. به نظر می رسد مراسم عاشورا در حال حاضر بیشتر سعی در حفظ پیوند با یک تفکر و ارزش مذهبی ـ تاریخی دارد. این آیین میخواهد پیوند خود را با گوشهای از تاریخ هویتساز خود محکم کند و در عین حال مثل بسیاری مراسم دیگر میکوشد وجوه حماسی و اسطورهای خود را هم حفظ کند.
قهرمانان عاشورا ویژگیهای اسطورهای خود را از مفاهیم متعالی وام میگیرند، اگرچه طی سالیان سعی شده به وجوه سلحشوری و تواناییهای فرازمینی قهرمانان عاشورا افزوده شود، اما یک ویژگی منحصر بهفرد این مراسم این است که امروز بیشتر سعی در واقعی کردن خود دارد. به قولی سعی میکند به یک روایت ناب، اصیل و متناسب با زمانه برسد.
یک ویژگی مهم دیگر این سوگ همرنگی و همگون شدن کسانی است که در این مراسم شرکت میکنند؛ همسو با یکی از ارزشهای بنیادی و فکری آن که برابری جویی است، بخوبی میتوان نمودهایی از این برابری و مساوات را در این مراسم دید. چنان که سوگواران و سینهزنان بدون توجه به منزلت اجتماعی و طبقاتی، مکنت مالی و شغل و جایگاه در کنار هم می نشینند، سینه میزنند و از یک غذا میخورند. حتی رنگ سیاه لباسها حکایت از نوعی یکرنگی دارد. برخلاف خیلی آیینها و کارناوالها افراد سعی در خودنمایی و جلوهنمایی ندارند.
گاهی تصاویر جالبی میبینیم که حتی چیزی بیشتر از ویژگیهای این مراسم را به ما میآموزد. سقایی با پای برهنه و مشک بر دوش، عزاداران و سوگواران را سیراب میکند. شاید شما این سقا را بشناسید. او آدم محترم و بامنزلتی است. حتی شاید یک عنوان «دکتر» یا «رئیس» داشته باشد. اما در این مراسم همه القاب و عناوین فراموش میشود. سادهترین کارها و امور در سوگواری محرم ارزشمند میشود. از جفت کردن کفش عزاداران تا جابهجایی سینیهای غذا. از سقایی با پای برهنه تا بیرق داری. حتی «نوکری» ـ که بیرون از مراسم بار منفی دارد ـ در اینجا مایه افتخار و سربلندی است.
پس یک مجموعه نقشهای تازه در این مراسم شکل میگیرد که هر کدام ویژگیهای خود را دارد، اما همه این نقشها در یک چیز مشترکند؛ برای آنها مرتبه و طبقهای وجود ندارد. یعنی هیچکدام از صاحبان این نقشها خود را بالاتر از دیگری نمیداند. نقش «میاندار» را معمولا کهنهسوارها و پیرغلامها به عهده دارند. آنها جماعت سوگوار را نظم میبخشند و هدایت میکنند. «واعظ» وجوه اخلاقی و معنوی و فکری سوگ را تشریح میکند. نقش او آگاهیدهنده است و شاید بشود گفت او متولی بخش تئوریک مراسم سوگواری محرم است. «مداح» نقشی است که ابعاد هنرمندانه مییابد. او از آوا و موسیقی بهره میبرد و نقل میکند. تصویرگری میکند و جایگزین خلف راویان پیش از خود یعنی پردهخوانها و مرشدها میشود. اما نقش اصلی را سوگواران دارند. آنها با حضور خود به شکلی نشانهوار و نمادین با قهرمان اصلی عاشورا بیعت میکنند. تمام نقشهای دیگر را وجود سوگواران معنا میدهد. میاندار در میان جمعیت هویت و نقش خود را معنا می کند و مداح برای جماعت سوگوار نغمهسرایی میکند.
ویژگی دیگر اینکه این مراسم تنها منحصر به پیروان یک مکتب یا مذهب نمیشود. چنان که به دلیل پشتوانههای اصیل فکری و وجوه انسانی آن شاهدیم که مثلا اقلیتهای دیگر هم جذب این سوگواری میشوند. قهرمانان عاشورا ویژگیهای انسانی قوی دارند در نتیجه صاحبان ادیان دیگر نیز در همذاتپنداری شیعیان شریک میشوند و برای طلب آرامش و معنویت در این مراسم حضور مییابند و همپای پیروان قهرمان عاشورا عزاداری میکنند. تاریخ این مراسم علاوه بر جنگیدن علیه ظلم معانی عمیقی هم از صلح و دوستی و انسانیت دارد که میتوان آن را هم از ویژگیهای ماندگار این آیین دانست.
پولکهگردانی
مراسم سنتی ـ مذهبی «پولکه» در واپسین روزهای دهه نخست ماه محرم با شکوهی هر چه تمام در بخشهایی از جنوب آذربایجان شرقی برگزار میشود. «پولکه» نام نوعی توپ آتشین ساخته شده از پارچه است که آن را با سیمی میبندند و بعد از نفت اندود کردن، آتش میزنند.
در شبهای نزدیک به تاسوعای حسینی و شب تاسوعا دهها پولکه آتشین در میان عزاداریهای دیگر و در فضای تاریک شب چرخانده میشود و این چنین بر ظلمت و تاریکی شبهایی چنین غمافزا غلبه میشود. پولکهها در تاریکی شب میچرخند و یاد ?? خورشید فروزان دشت کربلا را گرامی میدارند و اشک دلسوختگان اهل بیت را بر گونهها جاری میگردانند. گروه کثیری از مردم از سایر شهرها و روستاهای آذربایجان جهت مشاهده مراسم پولکه در ایام محرم به مناطق جنوب استان آذربایجان شرقی سفر میکنند. پولکه از منحصر به فردترین مراسم عزای حسینی در بخشی از مناطق آذربایجان است که نظیر آن در سایر مناطق شیعهنشین جهان برگزار نمیشود.
گلگیران
گلگیران آیینی است که عزاداران حسینی در منطقه بیجار برپا میکنند. این آیین در روز عاشورای حسینی از ساعت 9 صبح و با حضور مردم در خیابانهای شهر بیجار آغاز میشود. مقدمات برگزاری این مراسم 2 هفته قبل از روز عاشورا و با تهیه خاک رس از دشتهای اطراف شهر و الک کردن آن آغاز شده و در روز عاشورا گلمخصوص این مراسم در داخل ظرفهای مختلف تهیه و عزاداران با گلبهسرکردن به سوگ سرور و سالار شهیدان اباعبدالله حسین(ع) مینشینند. هر کدام از هیاتهای مذهبی شهر بیجار نیز به صورت جداگانه در خیابانهای شهر گلهای آماده شده را در مسیر قرار داده و اقشار مختلف مردم و زنجیرزنان با گل به سر و کردن بار دیگر اوج علاقه و عشق خود به امام حسین(ع) و یاران باوفایش را به نمایش میگذارد. سپس مردم حاضر در این مراسم با زنجیر زدن و سینهزنان و طی مسیر عزاداری در خیابانهای اصلی راهی حسینیه بیجار شده و نماز ظهر عاشورا را بهجای میآورند.
واحسین
در آذربایجان دستههای عزاداری شاهحسین ـ واحسین، از چند روز مانده به ماه محرم و روز عاشورا، شبها در حسینیهها و مساجد تشکیل شده و بعد از جمع شدن عزاداران، در صفهایی طویل، با دادن شعارهایی مذهبی در خیابانها و کوچهها راه افتاده و تا نصفههای شب به عزاداری سالار شهیدان امام حسین میپردازند.
عزاداران در میدانهای اصلی محلات حاضر شده و هر یک چوبدستی بلندی همراه آورده و به دستور رئیس محله صف میبندند و چوبدستی را مثل شمشیر در دست راست گرفته و دست خود را به کمر نفر سمت چپ گرفته و صف مرتبی به وجود میآورند. این عزاداران با حرکات چرخشی در جواب اشعار و ابیاتی که ریش سفید محله با آهنگ حزنانگیزی میخواند همه با هم کلمه «شاه حسین و وا حسین» را بر زبان میرانند و بر سینه میزنند.
شهریار در منظومه حیدربابا به این مراسم نیز اشاره کرده است.
تزیین اسبی به عنوان نماد ذوالجناح یکی از آیینهای ویژه عزاداری روز عاشورا در مناطق مختلف آذربایجان است. مردم این منطقه معمولا در این روز اسبی سفید رنگ را با پارچههای سفید و سبز و آغشته به رنگ سرخ تزیین میکنند و در کوچه و خیابانها میگردانند، گاه چندین کبوتر خونین بال نیز بر زین اسب نهاده میشود تا فضای حزنانگیز و معنوی مراسم را دوچندان کنند. در برخی مناطق آذربایجان در برابر ذوالجناح اشعار و مرثیههایی نیز خوانده میشود و عزاداران از او سراغ سرور و آقایشان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) را میگیرند. سر و گردن اسب را به آغوش میکشند و اشک حسرت و ماتم سر میدهند و همزمان بر سر و روی اسب کاه میپاشند.
چکچکو
برگزاری آیین چک چکو در استهبان از دیرباز در ایام محرم و عصر عاشورا مرسوم بوده و نوعی نمایش مذهبی است.
در این آیین، دسته عزاداران با لباسهای سیاه و شالهای سبز در یک دایره دور حوض حلقه میزنند و در فاصله یک قدمی میگردند، در حالی که در میان دستهایشان چوبهای کوچکی به نرمی میچرخد.
در میانه مرثیهخوان ایستاده و میخواند: «این دل تنگم عقدهها دارد/ گوئیا میل کربلا دارد» مردان سیاهپوش چوبها را به بالای سر میبرند و بر هم میسایند و با آهنگ مرثیهخوان تکرار میکنند: «کز لبش جاری صوت قرآن است».
و صدای چک چک چوبها با صدای مرثیهخوان در هم میپیچد.
در این آیین که در روز عاشورا انجام میگیرد، عزاداران از قبل دو قطعه سنگ یا چوب تهیه میکنند و به دور نوحهخوان گرد میآیند. به هنگام نوحهخوانی و با اشاره نوحهخوان، عزاداران به جای سینه زدن، سنگها را در دودست نگاه داشته و بالا میبرند و در بالای سر دو سنگ یا دو چوب را به هم میزنند و بعد همزمان با ریتم نوحه، خم شده و دوباره سنگها را میان دو پایشان به یکدیگر میزنند.
سپس به صورت هماهنگ یک گام به جلو و یک گام به عقب برمیدارند و بیت اول نوحه را تکرار میکنند. این آیین شکل سمبلیکی است از اتفاقاتی که پس از شهادت امام حسین(ع) روی میدهد.
طوقبندان
این آیین طبق آداب و سنتهای قدیمی همه ساله در عصر روز پنجم ماه محرم با به راه افتادن دستههای نوحهخوانی و سینهزنی با حضور انبوه عزاداران حسینی در محدوده بافت قدیمی شهر شاهرود برگزار میشود.
مردم شاهرود با برپایی این آیین نمادین نشان میدهند که اگر در هنگام شهادت علمدار کربلا نبودند که به یاریش بشتابند امروز، اما همه آمادهاند تا به یاد آن روز علم حضرت ابوالفضلالعباس(ع) را برافراشته نگاه دارند.
تکیه بازار شاهرود که به «تکیه زنجیری» معروف است و از بزرگترین تکایای این شهر به حساب میآید وظیفه جمعآوری طوقها و برگزاری دسته طوقبندان را بر عهده دارد.
وقتی دو سه ساعتی از بامداد روز پنجم محرم گذشت، معمران تکیه بازار راه میافتند و به چاوشخوانی پرداخته و با سوز و گداز میخوانند: «ای داد از این عزا، بیداد از این عزا، فریاد ما مصیب و دوصد داد از این عزا» و سپس دو بیت از اشعار محتشم کاشانی (باز این چه شورش است که در خلق عالم است و...) خوانده میشود. عاشقان ابوالفضلالعباس(ع) سپس در قالب هیاتی به سوی مساجد و تکایای دیگر به راه میافتند و در طول مسیر به چاوشی و خواندن مصیبت میپردازند.
سپس 3 قسمت طوق به ترتیب (زبانه، بدنه و چوب طوقها) را روی دو دست گرفته و به راه میافتند و به این ترتیب تمامی طوقها را از محلهای مربوطه جمعآوری کرده و به نزدیکترین تکیه یا مسجد محل میبرند.
نخلبرداری
نخلبرداری در یزد از آیینهای رایج در ایام عزاداری سالار شهیدان است. نخل که یک وسیله چوبی است و نشانگر پیکر مطهر حضرت اباعبداللهالحسین(ع) است در اغلب تکیهها و حسینیههای این استان وجود دارد.
«نخل» سازه چوبی عظیمی است که به عنوان تابوت امام حسین(ع) شناخته میشود. در ایام محرم نخل را با پارچهای سراسر سیاهپوش میکنند و از آن صدها شمشیر و خنجر برهنه آویزان میکنند. این نخل تزیینات دیگری نظیر آینه، میوه، پولکهای مختلف، منگولههای تزیینی، دستمالهای ابریشمی رنگی نیز دارد که در2طرف نخل بسته میشود. در دهه اول محرم یا در دهه آخر صفر، نخل توسط مردم عزادار مانند کشتی به حرکت درمیآید و 3دور گرد میدان نخل میچرخد و آنگاه آرام آرام به درون آشیانه خود بازمیگردد. مراسم نخلبرداری در بسیاری از شهرهای یزد مختص روز عاشوراست و در روزهای دیگر نخلبرداری انجام نمیشود. بزرگترین نخل استان یزد هماکنون در شهرستان تفت قرار دارد و هر سال در روز عاشورا جمعیتی میلیونی در این مراسم شرکت میکنند و صدها نفر از مردم قویهیکل این سمبل عظیم را بردوش میکشند و گرد میدان نخل به حرکت درمیآورند.
میثم خیرخواه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: