گزارش ادبیات

در به در به دنبال مافیای ادبی

هرچندگاهی یک بار در مصاحبه‌ها و نوشته‌ها و اظهارنظرهای جسته وگریخته درباره ادبیات به موضوع وجود یا عدم وجود چیزی به نام «مافیای ادبی» در گستره ادبیات امروز برمی‌خوریم. این بحث، این روزها به داغ‌ترین جدل میان نویسندگان وبلاگ‌های ادبی تبدیل شده است و هر کسی در تایید یا رد این که بالاخره ادبیات ما، مافیامند است یا نه، چیزی می‌گوید.
کد خبر: ۳۷۳۲۷۵

لبه تیز حملات هم متوجه یکی از ناشران است که معمولا کتاب‌هایش در اغلب جوایز ادبی کاندیدا می‌شود و هر چه چاپ کند در تعدادی از نشریات و مطبوعات با به‌به و چه‌چه روبه‌رو می‌شود.

بیشترین واکنش‌ها هم به یادداشتی وبلاگی از محمدحسین شهسواری به نام «در ستایش مافیا و مذمت پخته‌خواری» ابراز شد که در آن او بیان کرد چیزی که در جامعه‌ ادبی ما مافیا نامیده می‌شود، در وضعیت معقول و در ممالک غربی «شبکه» نام دارد. او از ضرورت وجود این شبکه‌ها برای معرفی و مطرح‌ شدن نویسنده و اثرش دفاع کرده بود و خطاب به نویسندگانی که دوست دارند گوشه‌ای بنشینند تا کشف شوند نوشته بود: «اگر نویسنده‌ای بی‌دوست و تک‌افتاده هستید، از هر فرصتی برای ورود به یک جریان استفاده کنید. به کنفرانس‌ها بروید، با نویسنده‌های دیگر آشنا شوید... اگر بتوانید از نویسنده‌ای شناخته شده تاییدیه‌ای بگیرید».

او در این یادداشت از نشری که مورد هجوم منتقدان است دفاع کرده بود و عملکرد آن انتشاراتی را حرفه‌ای و قابل دفاع دانسته بود. حسین سناپور و پیمان خاکسار هم در نوشته‌هایی که در این خصوص نوشتند بر این نکته تاکید کردند که نویسنده خوب، لاجرم شناخته می‌شود و اگر کتابی بخواهد با دوست و رفیق بازی مطرح شود، خیلی زود از یاد‌ها فراموش می‌شود.

مریم حسینیان که به تازگی نخستین رمانش را منتشر کرده است، نیز در نوشته‌ای یادداشت شهسواری را برخاسته از نوعی مهندسی ذهنی دانست و نوشت: چند نفر تا به حال زویا پیرزاد را از نزدیک دیده‌اند؟ چند مصاحبه و نقد برای آثار ایشان خوانده‌ایم؟ چند نفر حسین سناپور را حتی بعد از نیمه‌غائب به درستی می‌شناختند؟ چند نفر در سال گذشته مطلب ویژه‌ای درباره سارا سالار نویسنده کتاب خوب «احتمالا گم شده‌ایم» شنیده‌اند؟ «کافه پیانو» که یک شبه ره صد ساله را طی کرد، الان کجاست؟ چند سال دیگر کجا خواهد بود؟ درباره مجموعه آخر مصطفی مستور چقدر شنیده‌ایم؟ چند نقد جاندار و یا گفت‌وگوی اختصاصی درباره کتاب تهران در بعدازظهر (شاید هم اسمش چیز دیگری باشد) خوانده‌ایم؟ می‌دانید که به فاصله کمتر از 6 ماه به چاپ پنجم رسیده است؟ تمام اینها حکایت از آن روی سکه هم دارد. مافیای کتاب باید وجود داشته باشد، چون حیات عده‌ای به همین شاخه‌بندی‌ها بستگی دارد، اما راه دیگری هم به گمانم در زیرزمین ادبیات وجود دارد که خودش آهسته و پیوسته پیش می‌رود.

آرش شفاعی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها