در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ایرج رهبر رئیس هیات مدیره کانون سراسری انبوهسازان کشور معتقد است: اگر روند کنونی همکاری بین دولت و انبوهسازان ادامه یابد و پرداخت تسهیلات به تولید مسکن ادامه یابد میتوان عرضه و تقاضا را در سالهای آینده به هم نزدیک کرد.
وی معتقد است که بسته حمایتی دولت از بازار مسکن و جلوگیری از گران شدن مصالح ساختمانی مانع از افزایش قیمت مسکن با اجرای طرح هدفمندی یارانهها خواهد شد. مشروح گفتوگو را میخوانید:
اجرای طرح هدفمندی یارانهها چه تاثیری روی هزینه تمام شده مسکن و هزینه ساخت و ساز آن خواهد داشت؟
تمهیدات خوبی در این زمینه از طرف دولت در نظر گرفته شده. مسوولان ما راهکارهایی را اندیشیدهاند تا از افزایش قیمتها و تورم احتمالی که ممکن است در اثر اجرای این طرح به جامعه تحمیل شود جلوگیری کنند.تولید مصالح کلیدی ساختمان از جمله فولاد، سیمان و ... نیاز به انرژی زیادی دارد و اصل هدفمند کردن یارانهها بیشتر بر محوریت انرژی دور میزند، بنابراین مسوولان ما معتقدند اگر برای تولید این مصالح یارانه در نظر بگیریم و یارانه سهم کارخانهها را بسته به نیازشان و مصرف انرژیشان مشخص کنیم میتوان جلوی افزایش قیمت مصالح را گرفت.
اگر این اتفاق بیفتد ساخت و ساز روال عادی خودش را طی میکند چون عمده هزینه ساخت و ساز مسکن به این مصالح و نیروی انسانی بستگی دارد. اگر بخواهیم به جز نیروی انسانی و مصالح عامل دیگری را هم مطرح کنیم میتوانیم به حمل و نقل و مصرف سوخت اشاره کنیم و درواقع سوختی که برای حمل و نقل مصالح ساختمانی بین کارخانه و کارگاهها و محل احداث ساختمان مورد استفاده قرار میگیرد، میتواند هزینهها را افزایش دهد، اما برای حمل و نقل عمومی هم فکری کردند که یارانه به آن تزریق شود و افزایش قیمت نداشته باشد.
بنابراین با برنامههایی که دولتمردان پیشبینی کردهاند تصورمان این است که در قیمت مسکن تاثیری به وجود نیاید.
مگر تورمهای سالانه که قبلا هم داشتیم یا افزایش دستمزد کارگران و نیروی انسانی که هر سال از طرف وزارت کار اعلام میشود، سبب افزایش قیمت مسکن بشود.
مصالح چند درصد هزینه تمام شده ساخت مسکن را تشکیل میدهد؟
70 درصد را تشکیل میدهد که 25 تا 30 درصد آن هم دستمزد نیروی انسانی و ... است. پس به غیر از قیمت زمین، عمده قیمت مسکن را مصالح ساختمانی تشکیل میدهد.
چند سناریو مطرح شده که براساس آن پیشبینی شده با توجه به نحوه آزادسازی قیمت حاملهای انرژی قیمت مصالح 20، 25 و 30 درصد بالا برود. فکر میکنید با راههایی که پیشبینی شده این افزایش قیمتها قابل کنترل است؟
به نظر من دلیلی ندارد قیمت مصالح بالا برود. وقتی یک قیمت را بالا میبرند باید دلیلی پشت آن داشته باشند. یکی از دلایل کارخانهها گران شدن انرژی است و میگویند چون برای کارخانه قیمت انرژی بالا رفته بنابراین قیمت تولیدمان بالا میرود که دولت در این مورد گفته من برای افزایش قیمت انرژی به شما یارانه میدهم. مساله بعدی افزایش دستمزدهاست که هر سال یکبار اتفاق میافتد و طبق روال عادی خودش است. پس دلیلی ندارد که کارخانهها قیمت را افزایش دهند. اگر یارانهها به موقع پرداخت شود و افزایش قیمت به خاطر مصرف انرژی خنثی شود قیمت هم نباید بالا برود.
بعد از ملاحظه بسته پیشنهادی بازار مسکن در هدفمندی یارانهها، راهکارهایی که در این بسته پیشبینی شده جوابگو است؟
عمده مصالح مصرفی ما فولاد و سیمان است، الحمدلله بقیه مصالح به وفور در کشور ما تولید شدهاند. حتی انبار کارخانههای تولید کاشی و سرامیک و گچ و سفال از سالها قبل پر است. کار ساخت و ساز از سال گذشته یک مقدار رونق پیدا کرد و به خاطر رکودی که بود این مصالح به اندازه کافی وجود دارد حتی خیلیها تخفیف قیمت هم میدهند که ما یک جا از آنها خرید کنیم.برای سیمان هم کارخانه به اندازه کافی در کشور داریم و افزایش قیمتی در این سالها ندیدیم. فولاد محصولی است که قیمتش یک مقدار مرتبط با قیمت جهانی است و در این محصول ورود فولاد را از کشورهای خارجی داریم، چون تولید داخلیمان به اندازه کافی نیست. بنابراین اجرای طرح هدفمندی یارانهها در خارج از کشور تاثیری ندارد، اما در داخل این طرح بیشتر بر محوریت مصرف انرژی تاکید دارد که آن هم با تمهیداتی که برای حمایت از بخش تولید اتخاذ شده افزایش قیمت قابل جلوگیری است.
اشاره کردید به تورمهای سالانه، برای امسال هزینه تمام شده هر مترمربع آپارتمان با مصالح معمولی در استان تهران به طور متوسط چقدر است؟
در مسکن مهر قراردادهایی برای ساخت مسکن داریم. قیمتی که الان متداول است 310 ـ 300 هزار تومان برای هر متر مربع کل زیربناست چون کل زیربنا شامل مشاعات هم میشود برای زیربنای مفید شاید 10 درصد به این قیمت اضافه شود.
با توجه به پروژه مسکن مهر و همچنین ساخت و ساز در بافتهای فرسوده و ساختوسازهای معمولی که صورت میگیرد ما چقدر از این نیاز را بصورت سالانه پوشش میدهیم؟
خوشبختانه ما از سال گذشته تا الان برای مسکن مهر نزدیک به یک میلیون قرارداد بستیم که تا پایان سال هم به یک میلیون و دویست واحد میرسد. ما انتظار داریم قراردادهایمان تکمیل شود و در نوبت دوم هم قرارداد بسته شود نوبت اول به 930 ـ 920 هزار واحد رسید وزارت مسکن اخیرا برای نوبت دوم هم اعلام آمادگی و از انبوهسازان فراخوان کرده که بروند در کار ساخت و ساز ثبتنام کنند. ثبتنام از یک ماه پیش شروع شده و فکر میکنم تا یک ماه دیگر هم تکمیل شود و بقیه قراردادها برای نوبت دوم در سال 90 بسته شود.
منظور من از پوشش تقاضا تحویل کلید به متقاضیان است به چه تعداد از تقاضاها پاسخ دادهایم؟
ما در 30 سال گذشته این مساله را نداشتیم یعنی در اوج ساخت و ساز به 500 هزار واحد نرسیدیم. ولی خوشبختانه بین انبوهسازان و وزارت مسکن در دولت جدید با حضور آقای نیکزاد تعاملی ایجاد شد. این اعتماد باعث شد انبوهسازان به طرف ساخت و ساز مسکن مهر کشیده شوند و با پشتگرمیهایی که ایجاد شد و تعاملاتی که وجود داشت سبب شد 920 هزار واحد را از اواخر سال گذشته قرارداد ببندیم که 175 هزار واحد آن را باید اوایل بهمن تحویل دهیم تا شهریور سال آینده نیز یک میلیون واحد را پیشبینی کردیم. با توجه به این که اوایل سال آینده قرارداد دوباره بسته میشود. اینها همدیگر را پوشش میدهند اگر ما این پوشش را داشته باشیم اوایل سال یک میلیون و دویست هزار واحد بعدی را شروع به قرارداد بستن میکنیم.
شما اشاره به تعامل بین انبوهسازان و وزیر مسکن کردید اما یک جا هم وزیر مسکن به برخی از سوءاستفادهکنندگان انبوهساز هشدار داد با واسطهگری و فروش مجوزها به پیمانکاران سوءاستفاه نکنند؟
آقای وزیر اصلا این مطلب را نگفتهاند بلکه گفتهاند چنین چیزهایی پیش میآید انبوهسازان مراقب باشند که معنویتشان در این مساله از بین نرود. کسی آنها را دور نزند. یعنی کاری کند و بعد به اسم آنها تمام شود. انبوهسازانی که ما معرفی میکنیم همه دارای صلاحیت هستند که کار هم ندارند. کسی که صلاحیت دارد و کار هم ندارد دلیلی ندارد که خودش کار را انجام ندهد و به انبوهساز دیگری بدهد. مگر این که کسانی غیر از انبوهسازان وارد کار شوند و نفوذ کنند و این کار را بگیرند و به کس دیگری بدهند.
الان سود این پروژهها چقدر است؟ آیا انگیزهای برای سازندگان ایجاد میکند؟
سعی کردیم سیستم نوع اجرای کار را عوض کنیم قبلا روی انبوهسازی به صورت صنعتی اصلا فکر نمیکردیم، شاید امکانش هم نبود. فرصتی که الان به وجود آمده و بویژه مسکن مهر آن را فراهم کرده ساخت انبوه است که این فرصت را به ما میدهد که روی صنعتیسازی فکر کنیم. اگر مثل سابق بود که هر کسی 20 ـ 10 الی 50 واحد در یک جا میساخت نمیشد صنعتیسازی کند صنعتیسازی یک هزینه زیاد اولیه دارد باید تجهیز کارگاه شود روشها و قالبهایی که باید ساخته شود باید برای آن هزینه شود تا بتوان آن را اجرا کرد صنعتیسازی هم در مجموعههای کمتر از 300 واحد و 500 واحد اصلا توجیه اقتصادی ندارد.الان آخرین آماری که ما به روش تونلی داشتیم نشان میدهد که روزانه یک واحد بدون این که 2 شیفت و 3 شیفت کار کنند تحویل دادند و الان طرحهایی داریم که میتوان این رکورد را بالا برد. در صنعتیسازی راندمان کار بالا میرود و پرت مصالح پایین میآید. شاید سابق 5 تا 10 سال طول میکشید که هزار واحد را بسازیم اما الان در عرض یک سال ساخته میشود سپس خواب سرمایه کم میشود. هزینه ساخت و ساز از این طریق پایین میآید و بدون آن که کیفیت را پایین بیاوریم هزینه ساخت و ساز کاهش مییابد.
الان هر متری که ساخته میشود چقدر سود میماند؟
اگر به طور متوسط 10 درصد سود بماند انبوهسازان راضی هستند. چون راندمان کار بالا رفته به جای این که 50 واحد بسازند 500 واحد در یک سال میسازند.
در برنامه پنجم، مجلس مادهای را پیشبینی کرد که 50 درصد تسهیلات بخش مسکن به نوسازی بافتهای فرسوده اختصاص پیدا کند. این کار چه تحولی ایجاد میکند؟ چون اعتقاد بر این بود که همه توجهات و پرداخت تسهیلات به سمت مسکن مهر رفته است؟
این را تصحیح میکنم. در تسهیلاتی که مجلس تصویب کرده اسمی از مسکن مهر نبرده. گفته 50 درصد تسهیلاتی که به روال گذشته (قبل از مسکن مهر) برای مسکن در نظر گرفته بودند به بخش نوسازی بافتهای فرسوده برود.
اعتبار مسکن مهر ویژه است که ربطی به تسهیلات عرف سالانه که در بخش عمران تعلق میگیرد، ندارد. در بخش عمران 30 هزار میلیارد تومان بودجه تصویب شده مجلس را داریم. فکر کنید بخواهیم در سال یک میلیون واحد بسازیم. 20 میلیون تومان تسهیلات هم به هر واحد اختصاص دهیم که در مجموع 20 هزار میلیارد تومان میشود که این زیاد منطقی نیست که از 30 هزار میلیارد تومان بودجه عمرانی که برای سدسازی، راهسازی و... در نظر گرفته میشود، 20 هزار میلیارد تومانش را صرف مسکن کنیم. پس 20 هزار میلیارد تومان یک اعتبار جدا و ویژه است که جدا از 30 هزار میلیارد تومان مجلس است.
اگر بین دو بخش مقایسهای داشته باشید فکر میکنید اگر به بافتهای فرسوده به لحاظ آماده بودن زیربناهایی چون آب، برق و... توجه شود بهتر است یا به پروژه مسکن مهر در شهرکهای خارج از شهر که ما با مشکلاتی در تامین آب و برق مواجه هستیم؟
هر کدام از این دو بخش جایگاه خود را دارد، در بافتهای فرسوده یک سری مشکلات از لحاظ تملک املاک را داریم. دولت چند روش را پیشنهاد کرده است؛ یکی این که برای آنکه پولی صرف املاک نشود یا نیرویی صرف این مساله نشود با ساکنان یا مالکان بافتهای فرسوده برای مشارکت مذاکره کردهاند. گفتند ما ملکتان را میگیریم و 12 ـ 10 میلیون تومان در تهران به عنوان ودیعه مسکن بابت اجاره به شما میدهیم که نزدیک همین محل یا جای دیگر جایی را اجاره کنید. مدت اعتبار ودیعه مسکن نیز 2 سال است. تا در این زمان محل فعلی زندگیتان را خراب کنیم و بسازیم. بعد سهم شما را میدهیم. این یک روش است بعضیها قبول میکنند بعضیها هم ممکن است قبول نکنند. ممکن است مشکلاتی داشته باشند و بگویند ما زمینمان را میفروشیم یا بعضی بگویند ما نه میفروشیم و نه جایی را اجاره میکنیم. این مشکلات به وجود آمد. مجلس هم طرحی را به دولت ارائه داده بود که از ماده قانونی استفاده کنند و اجبار کنند که ملکشان را در اختیار احیای بافت فرسوده بگذارند. شورای نگهبان این قانون را رد کرد. گفت در شرع اسلام اجبار نداریم شخص باید راضی باشد و ملک را به ما بدهد. قانون برگشت و اصلاح شد. بنابراین مشکلات بافتهای فرسوده ما را وادار کرده که منتظر این مساله نشویم. چون نیاز یک میلیون و 500 هزار واحد یا یک میلیون و 200 هزار واحد هست و هر سال هم این رقم اضافهتر میشود. ما هم باید همزمان با آن یا جلوتر حرکت کنیم.
در نتیجه این مساله باعث شد که روی شهرهای جدید اطراف تهران و زمینهای دست نخورده و بکر کار کنیم و آنها را آمادهسازی کنیم. گرچه ممکن است هزینه زیادتری از لحاظ آمادهسازی امکانات زیربنایی و روبنایی داشته باشد.
در مورد بازار مسکن، الان ما در شرایط رکودی هستیم پیشبینی شما از بازار آینده مسکن چیست؟ کی از رکود خارج میشویم و وارد رونق میشویم؟
اگر ما بتوانیم عرضه و تقاضا را به هم نزدیک کنیم، هیچوقت رونق شدید به صورت بادکنکی یا کاذب ایجاد نمیشود که منجر به رکودی بشود که نتوانند کار کنند.
سابق هم همین طور بود هر چیزی کم میشد مردم برایش صف میبستند که بخرند وقتی بازار متعادل بود کسی حریص نمیشد.
مسکن هم چون کم داریم و از قبل هم تقاضای انباشته شده داریم باید سعیمان این باشد که تولید را افزایش دهیم همینطور که در سال گذشته اتفاق افتاده و یک میلیون واحد اضافه شد. این نشان میدهد که در بازار رونق و رکود اثر گذاشته است.
البته از طرفی هم تقاضا اضافه شده است؟
ما 10 سال وقت نیاز داریم تا تقاضا را به صفر برسانیم. تقاضای 850 هزار ازدواج هر ساله وجود داشته اما چون مسکن تولید نمیشد انباشت تقاضا به وجود آمد.
اگر با یک سود عادلانه 15 ـ 10 درصدی این روند ساخت و ساز ادامه پیدا کند همه چشمانداز روشنی برای برنامهریزی آینده خواهند داشت. به عبارتی شما که متقاضی خرید هستید میگویید اگر امسال نخرم سال دیگر قیمت مسکن 10 درصد و سال بعدش 10 درصد دیگر اضافه میشود. در نتیجه به گونهای برنامهریزی میکنید که 5 سال دیگر خانه خریداری کنید. قبلا این طور نبود سال به سال صددرصد گران میشد و متقاضی به عقب میرفت پس اگر مسکن روی تورم عادی و روال عادی خودش پیش برود و متقاضی بتواند حدس بزند هر سال مسکن چقدر گران میشود میتواند تخمین بزند که چه زمانی صاحب خانه میشود، اما اگر فرمول تورمها به هم بخورد رکود و افزایش قیمت صددرصدی پیش خواهد آمد.
اگر ما تولید را بالا ببریم و متقاضیان یعنی اقشار کم درآمد که بین دهک 3 تا 6 و متقاضی مسکن مهر هستند تسهیلات بانکی بدهیم و آنها را خانهدار کنیم دهکهای 6 به بالا میمانند که برای آنها طرح جدایی داریم.
مثلا کسی که میخواهد آپارتمان 200 میلیونی بخرد میگوید 50 میلیون پول من کم است ما به وزارت مسکن پیشنهاد دادیم که از طریق بانکها این 50 میلیون تومان را تسهیلات بدهند و چون فرد آمادگی و درآمد دارد آن را برمیگرداند تا این دهکها را هم به همین طریق خانهدار کنیم حتی برای دهکهای بالای 7 هم اگر متقاضی خانه لوکس هستند میتوانیم در زمینهای خوب و اعیاننشین ساختمان ساخته و سودی که از آنجا به دست میآوریم را صرف ساخت و ساز ساختمان برای دهکهای پایین درآمدی بکنیم چرا که این طرح خیلی خوب است و صنعت ساختمان میتواند از پول خودش گردش کند.
فکری برای این موضوع شده است؟
بله، ما طرحی را برای ارائه به وزارت مسکن تهیه کردیم که انشاءالله تصویب هم میشود چون مسوولان هم استقبال میکنند.
گفتیم در شهرکهای لوکس مثل لواسانات و شمیرانات ساختمانهای لوکس بسازیم کسانی که متمول هستند و توان خرید دارند خرید میکنند و از کنار این برای مسکن مهر هزینه کنیم تا نخواهیم از اعتبارات دولتی استفاده کنیم ممکن است زمینهای آنجا ملی باشد و دولت حساب کند و در اختیار ما قرار بدهد.
اگر با روند فعلی ساخت و ساز پیش برویم فکر میکنید سال آینده بازار مسکن به چه سمت و سویی خواهد رفت؟
تا وقتی ساخت و ساز و تولید مسکن مهر ادامه پیدا کند همین روند فعلی قیمتها وجود خواهد داشت و افزایش قیمت نخواهیم داشت مگر افزایش قیمت سالانه که این افزایش قیمت طبق تورم فعلی 10 درصد است.
به دنبال سیاستهای انقباضی که پیش گرفته شد وام خرید محدود شد فقط وام بانک مسکن تا سقف 18میلیون تومان ارائه میشود. به نظر شما در این شرایط از سرگیری وام خرید مسکن بر افزایش قدرت خرید میتواند مفید باشد؟
خیر، ما اعتقادی به وام خرید نداریم. چون باعث تورم میشود. معتقدیم به جای این که وام خرید بدهید وام تولید بدهید. همان وام 18 تومانی را به سازنده بدهید بگویید این وام برای آقای X است و ساختمانی که ساخته شد به او تحویل دهید یا لازم نیست نفرش را مشخص کند همین که بگویند برای ساخت هر واحد 20 میلیون اعتبار داریم شما بسازید. الان برای مسکن مهر شرایطی را مطرح میکنیم که حتما متقاضی، ازدواج کرده باشد، 5 سال ساکن باشد، از دولت چیزی نگرفته باشند و...
در آن حالت شرایطش را میتوانیم سبکتر کنیم و بگوییم مجرد هم باشد، مسکن میدهیم. این را میشود عملیاتی کرد اما وقتی وام خرید را دست مردم بدهید در بین مشاوران املاک میگردند و میگویند ما 18 میلیون وام داریم، بیست سی میلیون هم خودمان داریم یک واحد چهل پنجاه میلیونی میخواهیم. وقتی یک میلیون نفر در سطح کشور چنین تقاضایی را داشته باشند و تولید وجود نداشته باشد قیمت بالا میرود. تورمهای کاذب چند سال پیش نیز به خاطر همین مساله بود و چند سال پیش بانکهای خصوصی تا 70 درصد قیمت کارشناسی واحد را به شخص وام میدادند.
بنابراین اگر تعادل عرضه و تقاضا برقرار شود افراد حتی قدرت انتخاب پیدا میکنند و از بین 10 واحد، واحدی را که به نظرشان بهتر است میخرند.
یکی از انتقادات وارد شده بحث واحدهای خالی است. مسوولان میگویند انبوهسازان تعدادی واحد خالی را برای سود بیشتر نگه داشتند و دولت در حال پیاده کردن برنامهای است که ریسک نگهداری این خانهها را بالا ببرد؟ آماری دارید که چه تعداد واحد خالی داریم؟
در هر حرفهای درصد عرف طبیعیای وجود دارد. ساختمانهایی که ساخته میشود تا تکمیل شود یا پایان کار بگیرند ساختمانهای خالی محسوب میشوند. پس این رقم چهار پنج درصد ساختمانهای خالی امری طبیعی است. کار انبوهساز تولید ساختمان است و میخواهد از این راه به سود برسد پس به صرفه نیست که واحدی را نگه دارد و سرمایهای را بخواباند.
دیگر هم مثل قبل نخواهد بود که پس از رکود رونق صددرصدی به وجود بیاید. از طرفی هم برخی مسائل برای برخورد مطرح میشد که من هم با آن مخالف بودم. مثل افزایش مالیات بنابراین هر کاری که میخواهیم انجام دهیم باید همه جوانب را در نظر بگیریم که عواقب بدی نداشته باشد. بالا بردن مالیات یعنی جلوگیری از تولید، یعنی گرفتن انگیزه تولید.
یادم هست قبلا برای اجاره واحدهای بالای 120 متر اصلا مالیات نمیگرفتند. دلیلش این بود که طرف را تشویق کنند تا بسازد و اجاره بدهد. حالا اگر به افرادی که واحد خالی دارند بگوییم امسال 10 درصد سال بعد 20 درصد مالیات بده، خب دیگر ساخت و سازی نخواهد کرد. ما باید سیستمها را طوری برنامهریزی کنیم که افراد خود به خود کالایش را عرضه کنند. نگذاریم واحدی بماند و برای صاحبش صرف کند که آن را نگه دارد و 2 برابر بفروشد این هم با تولید زیاد و تسهیلات بانکی امکانپذیر است.
الان ساخت و ساز ما در رکود است؟
خوشبختانه از اوایل امسال از حال رکود درآمده و نسبت به پارسال پیشرفت و رشد خوبی داشته. غیر از مسکن مهر خود شهرداری آماری را ارائه داده است که البته در آن بافتهای فرسوده لحاظ نشده که نشان میدهد به هر صورت پروانهها رشد خوبی داشته است.
اما گرفتن پروانه دقیقا به معنای ساخت نیست؟
وقتی شخص پروانه را میگیرد دلیلی ندارد که آن را نگه دارد چون استفادهای برایش ندارد. پروانه 2 سال اعتبار دارد اگر اعتبارش بگذرد دوباره باید تمدید شود و میتوان گفت 90 تا 95درصد پروانهها منجر به ساخت شده است.
ساخت و ساز چند درصد افزایش یافته؟
تا یک ماه پیش بیشتر از 40 درصد رشد کرده بود.
دلیلش چیست؟
بعضی منتظر میمانند که ببینند رونق و رکودی که ممکن است اتفاق بیفتد هست یا نیست، اما کسی که از سال گذشته شروع به ساخت و ساز کرد تمام جوانب کار را در نظر گرفته است. وقتی زمینش را میخرد، میگوید قیمت ساخت و قیمت فروشم این است، اما کسی که از قبل از آن زمین گرانی خریده و رویش برنامهریزی کرده است با جهش قیمت در آن مقطع ضرر میکند. بیشتر کسانی که ورشکست میشوند یا کارشان به مشکل میخورد در این مقاطع هستند. معمولا انبوهسازان ساختمان را نزدیک اتمام پیشفروش میکردند در قبال آن پیشفروش زمین دیگری تدارک میدیدند که کار را شروع کنند. رونق مقطعی ساختمان بعضی را گول زد. زمین گران را خریدند درست در مقطعی که خواستند شروع کنند ساختمان رکود پیدا کرد. بقیه واحدهایی که نفروخته بودند را کسی نمیخرید و کسانی که خریدند به بهانه ارزان شدن قسط نمیدهند. اگر روال عادی و عرف تورم وجود داشته باشد هم متقاضی قدرت حساب دارد هم کسی که ساخت و ساز میکند میتواند حساب کند که یک واحد بیش از 10 درصد برایش سود نخواهد داشت. زمین بعدی هم که میخواهند بخرند به نسبت همین گران شده است. پس رشدهای 10 تا 15 درصدی خطرناک نیست و حساب شده است.
سیما رادمنش / گروه اقتصاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: