در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی از 2 زن در اظهارات خود در اداره آگاهی گفته: حدود 5 ماه پیش در محل کار خود با سعید آشنا شدم.
سعید گفته بود که نقشهکش ساختمان است و میخواهد زندگی جدیدی را با من شروع کند.
به او اعتماد کردم و پس از مدتی به پیشنهاد ازدواج او جواب مثبت دادم. از آن زمان بود که رابطه ما وارد مرحله جدیدی شد و بتدریج به سعید دلبستگی پیدا کردم.
زن جوان بعد از مدتی با رویای خانهدار شدن، به پیشنهاد سعید 5 میلیون تومان پول به او میدهد تا برایش خانهای پیشخرید کند.
اما از خانه خبری نمیشود. یک روز هم سعید ماشینش را از او قرض میگیرد. دختر مشکوک میشود و سعید را تعقیب میکند و متوجه میشود سعید برای سوار کردن دختر جوانی ماشین او را قرض گرفته است.
زن جوان به ملاقات زن دیگر میرود و به این ترتیب هر دو متوجه میشوند که قربانی فریبکاری سعید شدهاند.
روز دستگیری نیز یکی از دخترها سعید را در خیابان میبیند و سریع دختر دیگر را خبر میکند و هر دو با سعید درگیر میشوند.
بعد از دستگیری مشخص میشود که سعید قبلا به دلایل مشابه دستگیر شده و تصویر او با حکم قضایی منتشر میشود تا دختران دیگری که قربانی خواستگاری قلابی او شدهاند برای طرح شکایت اقدام کنند.
اما سعید نمونهای نادر از خواستگاران قلابی نیست. این ماجرا بارها تکرار شده و هر روز داستانی مشابه در صفحههای حوادث نوشته میشود.
یک متخصص علوم رفتاری، یک حقوقدان و یک روانشناس ما را در تحلیل این پرونده یاری کردهاند.
مجید ابهری، متخصص علوم رفتاری
دختران بر پلنگهای تیزدندان رحم نکنند
حدود 65 درصد از جرایم به علت غفلت افراد اتفاق میافتد؛ خوردن غذا یا شیرینی مسموم و خوابآور، سوار شدن به خودروهای خطرناک، ورود به شرکتهای هرمی و سرانجام فریب خوردن از کلاهبرداران و تحمل زیانهای مادی. ای کاش همیشه زیانها مادی بود.
اما در برخی موارد به شعور و عاطفه انسان لطمه و زخمی وارد میشود که مرمت آن تا سالها طول میکشد. یکی از این موارد که بهرغم تکرار به دفعات متعدد باز هم اتفاق میافتد، ماجرای دزدان عاطفه است.
این گروه حرفهای با چند دست لباس، ظاهری آراسته، چند کلمه خارجی و ادعاهای متعدد سر راه دختران قرار میگیرند.
با فریب، درخواست ازدواج، احساسات و عواطف آنها را به بازی گرفته و به بهانه سرمایهگذاری، خرید خارجی و واردات یا ساخت خانه اندوخته زنان و دختران را به یغما میبرند. به راستی چرا با وجود تکرار اینگونه حوادث و انعکاس آن در بسیاری از جراید باز هم بعضی دختران فریب این شیادان را میخورند؟ در آسیبشناسی رفتاری این گروه به چند نکته روشن برمیخوریم: استفاده از نقطه ضعف برخی دختران یعنی چربزبانی، پرحرفی درباره زیبایی، چشم و ابرو و قد و قامت اولین حربه دزدان عاطفه است.
در مرحله دوم دخترانی در دام اینگونه افراد میافتند که بیم ماندن در خانه آنها را به قبول اینگونه خواستگاران سوق میدهد.
زبان چرب، حرکات حرفهای این به ظاهر مردان، شکی نمیگذارد که آن شاهزاده زرینکمر بعد از سالها با پای خودش آمده و به همین دلیل بدون مشورت با والدین یا حتی تحقیق درباره ادعاهای آنها به طور کامل تسلیم میشوند.
بعضی از این دختران این دزدان را به عنوان نامزد به خانواده و دوستان معرفی کرده و حتی وسیله کلاهبرداری از دوستان و اقوام شدهاند.
اما ضعف آگاهی و اطلاعرسانی و کمبود آموزش به والدین در جهت دوست شدن با فرزندان از یک سو و ادعای بالغ و عاقل بودن بعضی از دختران و احساس بینیازی از مشاوره در آنها از سوی دیگر مزید بر علت شده است.
توصیه من به دختران عزیز این است که بهرغم مشکلات موجود در راه ازدواج در مقابل اینگونه افراد دچار خودباختگی نشده و اجازه ندهند عقل و شعور آنها به بازی گرفته شود.
نکته دیگر اینکه پیش از اعتماد به اینگونه افراد در مورد آنها با یاری دوستان و اقوام مورد اعتماد، تحقیق کنید. چرا که بعضی از این افراد با شناسنامه و اسامی جعلی اقدام به برقراری ارتباط میکنند. کسی که علاقه به ازدواج داشته باشد به جای اینکه بگوید والدین من در خارج هستند یا در زلزله مرحوم شدهاند، اقوام خود را نشان میدهد و از تحقیق هراسی ندارد.
دختران بدانند که ترحم بر پلنگ تیزدندان، ستمکاری بود بر گوسفندان. آنها باید بدون هیچ ترسی، موضوع را با خانواده و مراجع قضایی مطرح کنند.
فرشته اسدی، حقوقدان
متهم تحصیل مال نامشروع کرده است
فرشته اسدی، حقوقدان در گفتوگویی کوتاه به بررسی عنوان اتهامی این خواستگار قلابی پرداخته است:
با توجه به اینکه خواستگاری جرم نیست و مالباختگان هم با اختیار خودشان پول را به متهم دادهاند، این فرد مرتکب چه جرمی شده است؟
ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا، اختلاس و کلاهبرداری میگوید، مجرم باید در جرم خود یک عملیات فیزیکی فریبکارانه داشته باشد.
مثلا با کسی لابی کند و بعد بزهدیده را گول بزند.
یا سندی را جعل کند یا با جعل سندی خود را به عنوان شخص دیگری جا بزند یا با جعل اسناد، شخصی را امیدوار کند که دارای مالی است. اگر این حرکات را انجام بدهد، عملیات متقلبانه انجام داده است.
اما اگر صرفا دروغ گفته باشدکه من پولدار هستم، مشمول ماده یک نمیشود. در مورد این متهم میتوان به ماده 2 همین قانون استناد کرد. این ماده میگوید: «هر کس از هر طریقی مال دیگری را برخلاف رضایتش ببرد تحصیل مال از طریق نامشروع کرده و مجازات دارد.»
در این مورد تصویر متهم به دستور مراجع قضایی چاپ شده است. آیا معمولا این کار انجام میشود؟
قانونا ماده قانونی وجود دارد که تعزیر را به عهده قاضی میگذارد. اما از آنجا که این کار هتک حرمت و هتک حیثیت خود متهم و خانواده اوست، یعنی آبروی زن و بچه و پدر و مادرش هم میرود، بعضی از حقوقدانان با این رویه مخالف هستند.
اما در جرایمی که قربانیان زیادی دارد، مراجع قضایی اعمال جرم میکنند تا قربانیان پیدا شوند، چراکه بسیاری از این متهمان از اسامی جعلی استفاده میکنند و تا تصویر آنها چاپ نشود، قربانیان از ماجرا خبردار نمیشوند.
مجازات کلاهبرداری چیست؟
اینکه کلاهبرداری صورت گرفته اثباتش سخت است. اما از مصادیق کلاهبرداری است و در عرف گفته میشود «کلاهبرداری کرده».
عملی که این متهم انجام داده، تحصیل مال نامشروع است. مطابق ماده 2 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا، اختلاس و کلاهبرداری که میگوید «اگر کسی به طور کلی مالی یا وجهی تحصیل کند که طریق تحصیل آن فاقد مشروعیت قانونی باشد، مجرم است»، 3 ماه تا 2 سال حبس یا جریمه نقدی برابر با 2 برابر مالی که تحصیل کرده در انتظار متهم است.
مریم رامشت، روان شناس
اعتماد بیدلیل، مقدمه سوءاستفاده عاطفی
ماجرای خواستگارهای قلابی، تکراری است. آنها که میآیند و چربزبانی میکنند و هزار مدرک تحصیلی و اوراق بهادار در جیب خود دارند و یک روز در حالی که بار خود را از پولهای دختر فریب خورده بستهاند، غیب میشوند.
چگونه است که این دخترها فریب میخورند. مریم رامشت، روانشناس توضیح میدهد: «در مورد افراد 2 طیف مختلف وجود دارد.
اول افرادی که سختگیر هستند و کاملا بیاعتمادند و نگاه آنها به اطراف همواره توام با شک و تردید است. البته تعداد افرادی که بیاعتماد و شکاک هستند کم است. در مقابل افرادی هستند که به همه اعتماد میکنند مگر آنکه خلاف قابل اعتماد بودن آنها ثابت شود.» وی ادامه میدهد: «در میان خانمها احساسات و عواطف بیشتر است.
در یک رابطه نیز خانمها بیشتر درگیر روابط عاطفی میشوند. هر چه روابط احساسی قویتر باشد، شخص سرمایهگذاری اجتماعی و اقتصادی بیشتری خواهد داشت.»
این روانشناس با بیان اینکه این افراد قربانیان خود را از میان خانمهای دمبخت انتخاب میکنند، میگوید: «در جامعه ما سن ازدواج بالا رفته و همین مساله باعث شده کسانی که در سن ازدواج هستند، بیشتر از روی احساسات تصمیمگیری کنند و احساسات را در اولویت قرار دهند.»
رامشت در پاسخ به اینکه دایره اعتماد افراد باید به چه اندازهای باشد، میگوید: «تا قبل از ازدواج ما در مرحله آشنایی هستیم. در این مرحله هیچ لزومی ندارد که افراد سرمایهگذاری اقتصادی بکنند.
تا زمانی که عقد و ازدواج رسمی بین زوجین نیست، دلیلی بر اعتماد در زمینههای اقتصادی وجود ندارد. میخواهم بر این نکته تاکید کنم که خانمها نباید بیش از اندازه اعتماد داشته باشند، زیرا اعتماد بیدلیل آنها منجر به سوءاستفاده عاطفی میشود.»
وی با تاکید بر اینکه روشهای دوست داشتن زن و مرد با هم متفاوت است، اضافه میکند: «برخی افراد فکر میکنند برای اینکه یک رابطه را حفظ کنند، باید به تمام نیازهای مرد از جمله نیازهای مالی پاسخ دهند.
به هیچ وجه این طور نیست. بعضیها در نامزدی هدایای بزرگی برای هم میخرند، چون میخواهند رابطه خود را به شیوه غلط حفظ بکنند. اما بدون رودربایستی باید گفت که اینطور سرمایهگذاریهای اقتصادی رابطه را از حالت عادی خارج میکند.»
سارا لقایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: