در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چرا معمولا وقتی میگوییم فیلم کوتاه، همه یاد جوانها میافتند؟
اینکه ما فیلمکوتاه را اصولا با واژه جوان و جوانهای فیلمساز یکی میدانیم،کمی به خاطر آن تعریفی است که انجمن سینمای جوان با این عنوان، فیلم کوتاه ایران را پایهگذاری کرد. درحالیکه به نظر میرسد در بقیه جاهای دنیا، فیلم کوتاه شبیه فیلم بلند و تئاتر خودش یک شاخه مستقل است. یعنی ممکن است یک آدم 50 ساله هم فیلم کوتاه بسازد. حتی فیلمسازی که فیلم بلند کار میکند یا خیلی از آدمها که به معنا و مفهوم عمومیتر آرتیست محسوب میشوند، یعنی کارهای تجسمی یا نقاشی انجام میدهند، در سابقه کاریشان فیلمهای کوتاه هم هست. فیلم کوتاه محدود به یک سن و سال خاص نمیشود، اما عنوان انجمن سینمای جوان باعث شده در ایران این تصور که شما میگویید بهوجود بیاید. گرچه واقعیت هم این است که در حال حاضر اینجا جوانها هستند که بیشتر در عرصه فیلم کوتاه فعالیت میکنند.
اگر فعالیت انجمن سینمای جوان را کنار بگذاریم، فکر میکنید دلیل این گرایش جوانان به ساختن فیلم کوتاه چیست؟ آیا به خاطر این نیست که فیلمسازی راحت شده و دوربین دیجیتال در دسترس همه هست؟
خب من این اتفاق را بد نمیدانم. اینکه فیلمسازی اتفاق راحتی شده و همه دوربین دارند، ما را دارد وارد جهانی میکند که دیگر صرفا جهان آدمها و ارتباط آنها با یکدیگر نیست، بلکه جهان پیچیدهتری است؛ جهانی که مفهوم تصویر با مثلا مفهوم دیجیتالیسم دارد یکی میشود. ما دیگر زندگی دیجیتال، علم دیجیتال و تلویزیون دیجیتال داریم. همه این روابط، دنیای مخصوص خودش را میسازد؛ دنیایی که تصویر در آن معنای دیگری پیدا میکند. فکر میکنم یکی از دلایلی که در ایران فیلمسازها در سنین جوانی فیلم کوتاه میسازند و بعد میروند سراغ سینمای بلند، این است که فیلم کوتاه شرایط حرفهای را برای ما فراهم نمیکند. نه شرایط اجتماعی و نه شرایط اقتصادی حرفهای را فراهم میکند و نه موقعیت کاری و زندگی. شما نمیتوانی به عنوان یک فیلمساز فیلم کوتاه امرار معاش کنی. به همین دلیل آدمها مجبورند از آن کوچ کنند و بروند به سمت سینمای بلند یا تلویزیون.
خب چگونه میشود فیلم کوتاه را وارد زندگی مردم کرد؟ یعنی فیلم کوتاه لزوما نه در سوپرمارکتها یا موسسههای رسانههای فرهنگی، ولی طوری عرضه شود که فیلمسازی که میآید با شور و عشق فیلم کوتاه میسازد و لابد حرفی هم دارد، نمایش فیلمش فقط همان سالی یک یا دو بار در جشنوارهها نباشد.
ببینید، ما احتیاج داریم برای فیلم کوتاه بازار تعریف کنیم. بازارهای عمده فیلم کوتاه در جاهای دیگر دنیا مثل بازارهایی شبیه تلویزیون یا شبکههای اینترنتی یا سالنهای سینما یا شبکههای ویدئویی است. خب ما از همه این بازارها محروم هستیم. وقتی نه تلویزیون ما فیلمهای کوتاه پخش میکند، نه شبکههای اینترنتی ما امکان دانلود فیلمهای کوتاه را دارند و نه حتی شبکه ویدئویی منظمی در کشور داریم، تنها جایی که میشود فیلمکوتاه را آنجا نشان داد و منتظر بازخورد آدمها در آن بود، سالنهای سینماست. ما ناخودآگاه به این سمت کشیده شدیم، چون بازارهای فیلم کوتاه را فراموش کردهایم.
میتوانید یک تعریف کلی از فیلمکوتاه ارائه کنید؟ این سوال را به این دلیل میپرسم که معمولا در قالب فیلم کوتاه چون دست فیلمساز باز است، ممکن است مسائلی را نشان بدهد که مناسب نمایش در تلویزیون نباشد.
فیلمهای کوتاه مدعی آوانگارد (پیشرو) بودن هستند، یعنی ساختارشکنترند چون حس جوانانهای در خود دارند. به نظر میرسد فیلمهای کوتاه دوست دارند صفشکن باشند و این که تلویزیون میتواند این فیلمها را نشان بدهد یا نه، نمیدانم. تعریف خاصی هم برای فیلم کوتاه ندارم. یکسری تعریف معمول و کلیشهای همیشه وجود دارد. فکر میکنم سینما و فیلم کوتاه و بلند و مستند و... ارتباط بین ظرف و آن چیزی است که در آن است. هر وقت و در هر زمان شما فکر کنید فرمی که دارید با آن روایت میکنید تکمیل میشود، به نظر میتوانید فیلمتان را تمام کنید. یعنی این فرم باید مسیر تکمیلی خودش را طی کند.
آیا نمیشود یک تلاش، آموزش یا فرهنگسازی ترتیب داد که فیلمسازان جوان یاد بگیرند فیلمهایشان را طوری بسازند تا امکان نمایش تلویزیونی هم داشته باشند؟
تلویزیون بزرگترین رسانهای است که میتواند حامی فیلم کوتاه و مستند باشد. در همهجای دنیا اینطوری است. شبکههای تلویزیونی خصوصی اگر راهاندازی شوند، میتوانند سلیقه خاص مخاطب خودشان را تشخیص دهند و براساس آن برنامه تهیه کنند. از جمله آن برنامهها میتواند پخش فیلمکوتاه باشد. فیلمسازان فیلم کوتاه اگر به این نتیجه برسند که میتوانند فرهنگ تماشای فیلم کوتاه را از طریق تلویزیون اشاعه دهند، یکی از کارهایی که حتما انجام میدهند این است که به سمت این بازار بروند. ولی فکر میکنم باید هر دو طرف گامهایی را به سمت این موفقیت بردارند. یعنی باید فیلمسازهای فیلم کوتاه کمی بیشتر مخاطب عام را در فیلمهایشان ببینند. از سوی دیگر، تلویزیون هم قبول کند که سینمای کوتاه، سینمایی است که مقداری صفشکن و جسارتآمیز است. این دو رسانه باید هر کدام یک قدم به سمت هم نزدیک شوند.
احمدرضا حجارزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: