نرجس امامقلینژاد، مهلقا جانبزرگ و الهه احمدی ملیپوشان ایران بودند که در بخش تیمی ماده تفنگ بادی 10 متر زنان تنها با اختلاف 2 امتیاز نسبت به تیم کشور میزبان به مدال نقره دست یافتند. گفتوگوی ما با نرجس امام قلینژاد را میخوانید.
سطح رقابتهای گوانگجو چطور بود ، پیش از بازیها انتظار کسب مدال در بخش تیمی زنان را داشتید؟
ما در تیراندازی از نظر سابقه حضور در تورنمنتهای بینالمللی، اعتماد به نفس بیشتری نسبت به سایر رشتهها داشتیم و همین باعث شد با قاطعیت و اعتماد به نفس بالا به رقابت بپردازیم. سطح مسابقات بالا بود و خوشبختانه توانستیم در این رشته برای نخستینبار در تاریخ صاحب مدال شویم که خیلی برای ما لذتبخش بود.
رفتن روی سکو چه حال و هوایی داشت؟
وقتی روی سکو رفتیم فقط تصور میکردم ای کاش سرود کشورمان به گوش میرسید، آنقدری که بالا رفتن پرچم ایران شادیآفرین بود و خوشحالم کرد، گرفتن مدال خوشحالم نکرد. آن لحظه به تمام کسانی فکر میکردم که همیشه در سختیهایی که این رشته داشت تشویقم کردند و من را تا رسیدن به این جایگاه هدایت کردند.
از نظر امکانات و شرایط اردویی در وضعیت مناسبی بودید؟
اردوهای بدون مرزی و برپایی اردوی مشترک با کشورهای صاحبنام تاثیر زیادی داشت. به نظر من با باورکردن ورزش بانوان در تیراندازی علاقهمندان زیادی جذب میشوند. حقیقت این است که ما استعدادهای زیادی در زمینه تیراندازی داریم، فقط باید با توجه و حمایت استعدادها کشف شوند و بعد با تمرین و اردوهای موثر استعدادها شکوفا شوند آن وقت آینده خوبی در انتظار تیراندازی بانوان خواهد بود.
در تیراندازی لازمه موفقیت یک ورزشکار چیست؟
در این رشته فکر راحت و بدون استرس شرط است، در واقع تیراندازی که دید قوی داشته باشد و تمرکز لازم را هم در کنار آن بتواند فراهم کند موفق است، البته حفظ این دو خصوصیت در یک تورنمنت حساس، با فشاری که برای کسب مدال هست کار راحتی نیست و تجربه در این مواقع تعیینکننده خواهد بود.
تیراندازی را از چه زمانی و چطور آغاز کردی؟
من از بچگی با اسلحه و تفنگ به نوعی آشنا بودم. داییام به تیراندازی علاقه داشت و گاهی که اسلحهها را میدیدم و نمیتوانستم بلند کنم پیش خودم میگفتم ای کاش بزرگ شوم و زورم به بلند کردن آنها برسد. برایم جالب بود، اما جرقه اصلی علاقهام در المپیک آتلانتا زده شد. وقتی تیراندازی بانوان را دیدم با خودم گفتم باید من هم در تیراندازی موفق شوم. وقتی به دانشگاه رفتم به طور تفریحی در کلاسهای تیراندازی ثبتنام کردم و به مرور زمان جذب باشگاه نیروی زمینی ارتش شدم و به تیم ملی راه پیدا کردم.
رشته تحصیلیات مرتبط با ورزش بود؟
نه. کشاورزی خواندم اما چون دنبال علاقهام بودم در کنار درس تیراندازی را شروع کردم.
به نظر میرسد موانعی که سالهای پیش وجود داشت برای بانوان دیگر حل شده و حتی آسیا هم ورزشکاران زن ما را باور کردهاست، این طور نیست؟
اگر دقت کرده باشید نوع پوشش ورزشکاران ما کاملا جا افتاده و ما با عملکردمان ثابت کردیم که پوشش تاثیری در رقابت پایاپای ما با حریفان ندارد و حتی میتوانیم برتر از آنها ظاهر شویم. خوشبختانه در کشور خودمان هم نوع نگاه تغییر کرده، بازیهای ما به طور زنده از تلویزیون پخش شد و همین پوشش خبری علاوه بر این که مردم را به این رشته علاقهمند میکند نشان میدهد که فرقی بین بانوان و آقایان نیست و همانطور که آقایان میتوانند در بهبود جایگاه کاروان ایران در جدول مدالها نقش داشته باشند بانوان هم میتوانند.
بزرگترین آرزوی ورزشیات چیست؟
برای هر ورزشکاری حضور در المپیک آرزوست که برای من هم بزرگترین آرزو همین است.
سارا احمدیان
جامجم