نقش‌های ماندگار

باشو در «باشو غریبه‌ کوچک»*

باشو یک کودک سیه‌چرده جنوبی است که پدر و مادرش را در جنگ از دست داده و وجودش سراسر هراس و وحشت از انفجار و آتش است. آنقدر که صدای انفجار تونل هم برای او تداعی‌کننده بمب و خمپاره است و در نظرش همه‌جای ایران از جنوب تا شمال، جنگ و ویرانی است. تنها و آواره و بی‌سرپناه است تا آن‌هنگام که در آغوش یک مادر شمالی به نام «نایی» پناه می‌گیرد.
کد خبر: ۳۷۱۳۹۶

نایی برای باشو یادآور مادر از دست رفته‌اش است؛ مادری که اگرچه کشته شده ولی گویی زنده‌تر از زندگان است و در سرنوشت آینده‌ بازمانده‌اش باشو نقش ایفا می‌کند. این بزرگمرد کوچک، این غریبه‌ جنوبی اگرچه با زبان تکلم نایی و خانواده‌اش ناآشناست اما با زبان دل ایشان به مراتب آشناتر است تا همسایگان به ظاهر همزبانی که جز زخم زبان چیزی برای نایی، این مادر تنها و بی‌پناه ندارند. باشو و نایی در این ویژگی با هم مشترکند که هر دو نیازمند سرپناهند. باشو مادری مهربان می‌خواهد و نایی پسری دلیر که تکیه‌گاهش باشد و مرد خانواده.

نایی در نامه‌ای که برای شوهرش می‌نویسد، باشوی کوچک را این‌گونه توصیف می‌کند: «این نامه را پسرم می‌نویسد که نامش باشو است. ایشان در همه‌ کارها به ما کمک می‌کند و نانی که می‌خورد از کاری که می‌کند، کمتر است و آن نان را من از لقمه‌ خودم می‌دهم. او مثل همه‌ بچه‌ها فرزند آفتاب و زمین است.»

باشو با ورودش زندگی نایی را عوض می‌کند. او اگرچه کم سن و سال است اما غیورمردی است بزرگ که هم مناعت طبع دارد و هم فهم و درک و سواد بالا. بعلاوه پرتلاش و زحمتکش هم است. باشو بی‌آزار است و مهربان، اگرچه همخون و همزبان مردمان شمال ایران نیست اما ریشه در همان آب و خاکی دارد که آنها دارند؛ «ایران سرزمین ماست، ما از یک آب و خاک هستیم، ما فرزندان ایران هستیم.»

باشو یتیم است ولی یتیم نمی‌ماند. چون ایرانی است و ایرانیان همه از یک خانواده‌اند. او غریبه‌ای است که به یمن احساس و عاطفه‌ سرشار مادری همچون نایی و به سبب شایستگی و بزرگی ذاتی خودش، از آشنا آشناتر شده و برای خانواده‌ نایی و نیز دیگر اهالی روستا از مهمانی ناشناس به میزبانی سرشناس مبدل گشته است. آنقدر که حتی شوهر نایی هم وقتی به خانه برمی‌گردد در نظر باشو غریبه است و او وظیفه‌ خود می‌داند که در مقابل این شوهر غریبه از نایی و فرزندان او دفاع کند.

و بالاخره باشو، این غریبه‌ آشنا و این بزرگمرد کوچک، همچون پدر و مادر شهیدش مدافع خانه و کاشانه است. توگویی مقاومت و مبارزه‌ پدر و مادرش در جنوب ایران را قرار است او در شمال ایران ادامه دهد؛ در برابر دشمن مشترکی که اگر آنجا حزب بعث عراق بود، اینجا گراز وحشی است. و این هر دو آشکارا دشمن امید و آزادی و آبادانی‌ هستند.

* محصول 1365 ایران، کارگردان: بهرام بیضایی بازیگران: عدنان عفراویان، سوسن تسلیمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها