در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حالا این که آیا با پیک موتوری ارسال میشود یا با پست پیشتاز؛ این دیگر لابد جزو مسائل محرمانهای است.
و اما غرض!.... بنابر مواد و مفاد این لایحه پنجم توسعه کشورکه ذکر خیرش رفت، قانون ممنوعیت ورود کالاهای غیرضروری، طی برنامه پنجم برای سیگار لازمالاجرا نیست. در عین حال دولت مکلف است که توسط بخش خصوصی، اقدامات لازم را مشتمل بر کاهش مصرف، تولید سیگار خارجی معتبر با نشان تجاری اصلی در داخل کشور، مشروط بر تعهد شرکت مذکور به عدم واردات به عمل آورد؛ به نحوی که تا پایان برنامه، توازن تولید در داخل با مصرف برقرار شود.
نتیجه شاعرانه:
سیگار بی تقلب و ناز پری رخان
این هر دو در کشاکش دوران کشیدنی است!
نتایج علمی ــ عملی: ما از مفاد و مواد(!) موجود در لایحه پنجم توسعه کشور و ممنوعیت واردات کالاهای غیرضرور، به استثنای سیگار، به چند نتیجه کاربردی میرسیم که از خودمان و این لایحه در آوردیم:
1ـ فرق ضرور با ضرر:
هر چیز ضررداری به این معنا نیست که حتماً ضروری هم نباشد. درست است که در ضرر داشتن سیگار کسی شک ندارد و حتی بر روی بستههای آن هم قشنگ نوشته شده است که این سیگاری که میخواهید بکشید، برای شما ضرر دارد؛ اما این به آن معنا نیست که پس دیگر وجود آن غیر ضروری میباشد. ای بسا که ضرردار و غیر ضروری باشد، اما بنا به دلایلی چند، عجالتا غیرضروری نباشد.2ـ پیشرفت در صنعت سیگار:
شرکتهای داخلی دستاندرکار دخانیات غیرضروری باید به سمتی بروند که نیازی به واردات سیگار خارجی در بستهبندیهای خوشگل نباشد. سیگار خودمان باید آن قدر جذاب و قشنگ باشد که نسل جوان و جویای تنوّع ما به سمت سیگار خارجی کشیده نشود. مال خودمان را بکشد. سیگاری که به داخل رواست، به خارج حرام است.3ـ ضرورت حفظ توازن:
در پایان برنامه پنجم توسعه(!) باید وضعیت ما به لحاظ سیگار، به گونهای باشد که بین میزان تولید آن با مقداری که مصرف میشود، یک توازن عملی(!) برقرار شود. نباید طوری باشد که مثلا مصرف سیگار بالا باشد، اما بر اثر عدم برنامهریزی و مدیریت درست، تولیدات آن پایین باشد. این که نشد کار(یا سیگار!)داستان مینی ماستمالیسمی: آدم مریضی را حکایت کنند که برای مرض ترک سیگارش به نزد طبیب رفت و حکیم نیز نسخه او را پیچاند. پس آنگاه به داروخانه اندر شد و دواهای تجویز شده را گرفت. با این وجود، هیچ یک از آن دواها را مصرف نکرد که ضرر دارد. گفتند پس چرا به نزد طبیب رفتی؟ گفت: چون بالاخره طبیب هم باید زندگی کند. گفتند پس چرا دواهایش را گرفتی؟ گفت: چون داروخانه چی هم باید زندگی کند. گفتند پس چرا دواها را مصرف نمیکنی؟ خندید و گفت: چون خودم هم میخواهم زندگی کنم!
رضا رفیع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: