در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ندا مقصودی، ایفاگر نقش شریفه و یکی از بازیگران سریال دیدنی و جذاب شمسالعماره بود. او در این سریال نقش دختر رحمت، سرایدار عمارت و دوست و همدم لیلای داستان را بازی میکرد که عاشق امید، همکلاسیاش بود.
ندا مقصودی، دارای تحصیلات کارشناسی نمایش با گرایش طراحی صحنه است و فعالیت تئاتری و هنری خود را از دوران دانشجویی با گروههای حرفهای تئاتر شروع کرده است.
او برای اولین بار در سال 1384 با فیلم سینمایی محکومین بهشت به کارگردانی حجتالله سیفی جلوی دوربین آمد و بعد در سریالهایی چون آخرین گناه، غیرمحرمانه و شمسالعماره به کار خود ادامه داد. حضور او در تئاتر بسیار پررنگتر از آن چیزی بوده که ما تا به امروز از او جلوی دوربین سینما و تلویزیون دیدهایم. ندا مقصودی که بتازگی بازی در فیلم «خنده در باران» به کارگردانی داریوش فرهنگ را به پایان رسانده است. درباره تلخترین حادثه زندگیاش میگوید: 2 سال پیش بود، تازه با امید ازدواج کرده بودم که پدرم را از دست دادم.
من عاشق پدرم بودم ولی شاید تا زمانی که او را از دست دادم شدت این وابستگی را حس نکرده بودم.پدرم سالها ناراحتی قلبی داشت، آنها اصفهان زندگی میکردند، آن زمان به خاطر ناراحتی قلبی پدرم مشکل روحی پیدا کرده بودم مثلا وقتی از اصفهان زنگ میزدند، من جواب نمیدادم که مبادا اتفاق بدی برای پدرم افتاده باشد.
یادم هست که آن شب خوابم نمیبرد تا نیمههای شب پشت کامپیوتر نشسته بودم و صبر و قرار نداشتم تا این که خسته شدم و رفتم روی تخت دراز کشیدم و همین طور منتظر اتفاقی بودم. حدود 4 صبح بود که تلفن منزل ما زنگ خورد و قطع شد تا این که 6 صبح خالهام زنگ زد و گفت که پدرم فوت شده است. علیرغم این که پیشبینی این روز را از مدتها قبل کرده بودم ولی تا 2 ساعت نمیتوانستم گریه کنم و مات و مبهوت بودم. با مادرشوهرم راه افتادیم به سمت اصفهان و وقتی رسیدم خانهمان و در را باز کردند انگار تمام دنیا روی سرم خراب شد. شاید باورتان نشود که هنوز چشم به راه او هستم و همیشه به نبود او فکر میکنم. پدر مثل یک ستون خانواده است که وقتی نیست آدم فکر میکند هیچکس نیست.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: