در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ماریو در خانوادهای هنرمند در ایالت توسکانی ایتالیا متولد شد. پدرش روزنامهنگار و برادرش مترجم و نویسنده بود، اما زندگی ماریو را نه هیچ کدام از آنها بلکه دوست نمایشنامهنویساش تغییر داد.
«جاکومو فورتزانو» دوست نمایشنامهنویس این فیلمساز بود که سینما را به «ماریو مونیچلی» معرفی کرد. مونیچلی شخصیتی شوخ، اهل استعاره و اشاره بود و طبع شوخش برای فیلمهای کمدی جان میداد. جالب این که بیشتر شوخیهایی که در فیلمهای مونیچلی مطرح شده، برگرفته از تجربههای شخصی اوست. تخصص دیگر او در سینما به تصویر کشیدن آدمهای متوسطی بود که پیوسته رویاهای بزرگ و خواب تبدیل شدن به آدمهای ثروتمند و بزرگ و کسب شهرت را میبینند.
2 بار نامزدی اسکار در سالهای 1963 و 1965 و همچنین کسب خرس نقرهای جشنواره برلین از جوایز مهم او به شمار میرفت؛ اما جایزهای که او به سینمای ایتالیا داد بیشتر از اینها میارزید، معرفی چهرههایی چون ویتوریو دسیکا، جان ماریا ولونته و نینو مانفردینی به سینمای نوپای ایتالیا. سال 91، زمانی که جشنواره فیلم ونیز جایزه یک عمر خدمت فرهنگی را به او داد، مونیچلی به جای تقدیر از خود گفت: « سینما چیزی است که متولد شده و هرگز نخواهد مرد. بنابراین برای من مهم نیست که بر سر دیگران و از جمله خودم چه خواهد آمد.»
میثم اسماعیلی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: