کاندیدای عنوان مرد سال فوتبال جهان از خودش، بارسلونا و اسپانیا می‌گوید

ژاوی: معتاد پیروزی شده‌ام

ژاوی مدعی جدی تصاحب توپ طلای امسال فوتبال جهان شاید بهترین هافبک بازی‌ساز 5 سال اخیر دنیا باشد. وی که در فصل گذشته با بارسلونا برای دومین بار متوالی فاتح لیگ اسپانیا و تابستان امسال با تیم ملی این کشور برای نخستین مرتبه فاتح جام جهانی شد، در فصل جاری نیز از ارکان اصلی بارسا در رقابتی دشوارتر از همیشه با حریف بزرگ دیرین‌اش ـ رئال مادرید ـ است. او که با قهرمانی تیم ملی جوانان اسپانیا در جام جهانی این رده سنی در سال 1999 به دنیای فوتبال شناسانده شد و اضافه بر جام جهانی امسال در فتح یورو 2008 هم سهمی بارز داشت و اینک 31 ساله است، درباره خودش، آبی و اناری‌پوشان و همچنین آخرین وضعیت تیم ملی اسپانیا حرف‌های زیادی برای گفتن دارد.
کد خبر: ۳۷۰۶۱۳

شما به کسب هر افتخار ممکنی نایل شده‌اید. بنابراین چه چیزی به شما انگیزه و نیرو برای ادامه کار می‌دهد؟

وقتی دائما برنده شدید به آن عادت می‌کنید و جزو ثابت زندگی‌تان می‌شود و این البته نه یک عیب بلکه یک حسن است. طعم پیروزی چیزی است که هرگز از آن خسته و سیر نمی‌شوید و زمانی که در جام کنفدراسیون‌های 2009 ناکام شدیم از این که این حس را برای مدتی از دست دادیم، بسیار ناراحت بودیم. اینک و 3 ماه بعد از شروع فصل با بارسلونا به شرایط خوب گذشته بازگشته‌ایم، فضا برای پیشرفت بیشتر مهیاست و آنچه موجب ادامه تحرک و تلاش ما می‌شود همین پیشرفت فزون‌تر و اعتیاد شدید به پیروزی است!

ولی آیا هدف خاصی هم هست که به آن دست نیافته و در پی آن باشید؟

یکی از اهداف من و سایر مردان بارسا این است که رکورد 4 قهرمانی متوالی باشگاه‌مان در لالیگا را که در نیمه اول دهه 1990 و در دوران سرمربیگری یوهان کرویف هلندی به دست آمد، بشکنیم و از آن فراتر برویم و فتح مجدد جام قهرمانان باشگاه‌های اروپا نیز طبعا یک دستاورد بزرگ برای ما خواهد بود که هر تعداد آن را ببرید باز هم کافی نخواهد بود. انجام این کار، همواره یک امر الزامی است.

شما همیشه گفته‌اید که بارسا هر فصلی را با هدف فتح هر جام پیش روی خود شروع می‌کند. با این اوصاف آیا احتمال دارد که امسال هم مثل سال 2009 با این تیم فاتح لیگ و جام حذفی اسپانیا و جام قهرمانان اروپا به طور توامان شوید؟

این جام‌ها را یک بار دیگر هدف گرفته‌ایم، اما این که حاصل نهایی کار چه باشد غیرقابل پیش‌بینی است. فراموش نکنید ما تنها تیمی هستیم که در سال 2009 و در اواخر فصل 2009 ـ 2008 و اوایل 2010 ـ 2009 برنده 6 جام عمده شدیم و اینتر ایتالیا با از دست دادن سوپرجام اروپا در ابتدای فصل جاری به هیچ روی نمی‌تواند با آن برابری کند. اگر هم روزی تیمی این کار را انجام بدهد، فقط با کار ما برابری خواهد کرد و از آن فراتر نخواهد رفت.

از داوید ویا چقدر راضی هستید. به نظر می‌رسد که برابر با انتظارهای قبلی خریدی عالی بوده است.

همین طور است. زلاتان ابراهیموویچ نیز همین طور بود، اما «ویا» سبک و روشی متفاوت دارد، چیزهای دیگری را به تیم ما اضافه کرده است و مهم‌ترین آنها قابلیت او در بازی در گوش‌ها و نوک حمله در آن واحد است و اگر می‌گویم گوشی‌ها منظورم این است که می‌تواند به دو سمت برود و از آنجا هم موقعیت‌سازی کند. قدرت شوتزنی او هم در سطحی بالایی است و حتی از روی ضربات آزاد هم گلزنی کرده است. زلاتان از او ساکن‌تر بود و دلیل و قسمتی عمده از این قضیه، قد و وزن زیاد وی بود که امکان تحرک چشمگیر و سرعت عمل را از او می‌گرفت. او بیشتر از ویا یک مهاجم هدف سنتی بود و آنجا که بازی قدرتی مطرح می‌شد، می‌توانست روال کارها را به سود ما کند.

رئال مادرید را در این فصل چگونه دیده‌اید؟

عجیب است که چندان خوب بازی نمی‌کنند، اما دائما نتیجه می‌گیرند و در هر دو میدان لیگ اسپانیا و جام قهرمانان باشگاه‌های اروپا در صدر قرار دارند. شاید هم چاره‌ای جز این نداشته‌اند و در رقابت حاد با ما محکوم به کسب این نتایجند.

آیا حس نمی‌کنید که در پی این چند سال حضور موفق، تبدیل به یکی از نمادهای باشگاه بارسلونا شده‌اید؟

شاید این‌طور باشد اما بارسا در سال‌های اخیر پیوسته سرشارتر از مهره‌های بومی شده است. از کسانی که اغلب دست‌پرورده‌های خود باشگاه و بازیکنان سابق تیم‌های جوانان بارسلونا بوده‌اند و این پروسه بخصوص در دوره مربیگری پپ گواردیولا رواج بیشتری یافته است.

هم‌اینک نیز من، اینیستا، پویول، پیکه، والدز و البته «مسی» از تیم‌های جوانان باشگاه به تیم الف راه یافته‌ایم و نمونه آخر در این خصوص پدرو رودریگز است.

یوهان کرویف (سرمربی و کاپیتان اسبق بارسلونا)‌ این نفرات را «اصیل‌های باشگاه» می‌خواند. این‌طور نیست؟

او درست می‌گوید. حسن کار ما این است که با فرهنگ ویژه بارسلونا بزرگ شده‌ایم و فرهنگ حاکم بر باشگاه را به درستی می‌شناسیم و بر پایه آن رشد کرده‌ایم.

با این اوصاف باید پرسید که آیا فلسفه کاری بارسلونا واقعا همان قدر متفاوت است که به نظر می‌رسد و درباره آن تبلیغ می‌شود؟

بله، همان‌قدر متفاوت است و معتقدم ما باید حتما آن را حفظ کنیم و ایده‌آل‌های خود را از دست ندهیم. همین موارد و نکات است که ما را متفاوت با سایر تیم‌ها ساخته است.

این که در اکثر اوقات پیراهن‌هایی به رنگ آبی و اناری می‌پوشیم، مشخصه‌ای بسیار مهم و عامل سریع تشخیص ما از جانب ناظران و وجه تمییز و تفکیک ما از دیگر تیم‌هاست. بسیار مهم‌تر از آن و مواردی همچون آن، فلسفه بازی ماست و رنگ و روش تهاجمی‌ای است که دائما در بازی ما به چشم می‌خورد. اگر ما این روش را کنار بگذاریم و به گونه‌ای دیگر بازی کنیم، مردم نخواهند پذیرفت. از نظر آنها فقط خوب بازی کردن ما و نتیجه گرفتن در عین ارائه نمایش‌هایی تهاجمی، پذیرفتنی است و هر چیزی پایین‌تر از آن را تحمل نخواهند کرد. اجرای دائمی آنچه آنها می‌خواهند و ارائه بازی‌های تند، فنی و زیبا، کاری سخت است، اما چون مشخصه ما و برخاسته از فرهنگ اجتماعی و ورزشی بارسلونا است، گریزی از آن نداریم.

بارها از زبان شما شنیده شده که باید بسیار خوب و مثبت و با احترام با توپ برخورد کرد. منظورتان دقیقا چیست؟

منظورم احترامی است که باید به فوتبال زیبا گذاشت و تلاشی است که باید در این زمینه مبذول داشت. با روشی که ما داریم و آن را قبلا توضیح دادم حفظ و کنترل درست توپ، مهم شمردن آن و ارزش قایل شدن برای اصل حمل توپ و استمرار در انجام این کار اهمیت فراوانی دارد.

بیشترین تاثیر را بر شما و بازی‌تان کدام فوتبالیست و مربی و چهره‌ سرشناس این رشته گذاشته است؟

فکر می‌کنم فرانک رایکارد بیشترین تاثیر را بر من گذاشته باشد. وقتی «رادومیر» صربستانی مربی بارسلونا شد،‌ مرا قدری به جلو راند ولی کارلوس رکساش در دوره کوتاه سرمربیگری‌اش مرا مقداری به سمت عقب آورد و وظیفه بازی‌سازی را بیشتر به من سپرد، رایکارد مرا در آن بیشتر تثبیت کرد. او متذکر شد وقت‌ات را هدر نده و همین‌جا خواهی ماند. در ابتدا به اندازه امروز خوشبین نبودم و فکر می‌کردم نمی‌توانم به سطح مورد نظر برسم، اما رسیدم و این که سال‌ها از آن تاریخ می‌گذرد بیشتر به این باور رسیده‌ام که این مکان (هافبک وسط بازی ساز)‌ پستی ذاتی، طبیعی و مفیدترین جا برای من است.

آیا با این اوصاف نقش شما در راه‌‌اندازی بازی بارسا عمده‌تر و بزرگ‌تر از گذشته نشده است؟

البته به خاطر پست، من همیشه در بطن و مرکز حرکات تیم خود جای داشته و به طراحی بازی مشغول بوده‌ام.

این به واقع خصلت و ذات بازی من است، از گذشته همین طور بوده‌ام و ربطی به امروز و دیروز ندارد. تنها تفاوت عمده در کار من در قیاس با گذشته، فزونی گرفتن شهرت و اعتبارم بوده است.

سسک فابرگاس به رغم تمامی تلاش باشگاه‌‌تان امسال هم به نوکمپ نیامد و در آرسنال ماندنی شد،‌ در نتیجه زوج‌ کاری شما و وی هنوز در بارسا شکل نگرفته است. بنابراین به ما بگویید که در موقع بازی در کنار یکدیگر در تیم ملی اسپانیا چه حس و حالی دارید و این همکاری چه ثمراتی داشته است؟

این را بدایند که سک دست پرورده باشگاه بارسلونا بوده و از اینجا به لندن رفت. هنوز خون بارسا در رگ‌هایش جاری است. فابرگاس در لاماسیا (مجموعه تمرینی بارسلونا)‌ رشد کرد و من از قبل با او آشنا بوده‌ام و در نتیجه این که عده‌‌ای می‌گویند من و او نمی‌توانیم کنار هم بازی کنیم و وجود یکی، نفی‌‌کننده دیگری است،‌ حرفی کاملا غیرحرفه‌ای و نشات گرفته از ندانستن آنهاست. در نقطه مقابل ما می‌توانیم حتی با چشم‌های بسته یکدیگر را در زمین پیدا کنیم و برای تیم‌مان موقعیت‌سازی کنیم و دیر یا زود این پروسه در نوکمپ هم شکل خواهد گرفت. کل فوتبال اسپانیا می‌تواند به داشتن این هافبک فکور و بازی‌پرداز ببالد.

سایت فیفا / مترجم: وصال روحانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها