یاس‌های پشت‌پنجره

کد خبر: ۳۷۰۳۲۸

نگاه پدر و برادرها هم سنگین بود. پدر زیرچشمی نگاهش می‌کرد. دلش برای دختر ته‌تغاری‌اش از حالا تنگ بود.

یکی از برادرها هم که همیشه اذیتش می‌کرد و کارها و شیطنت‌هایش را گردنش می‌انداخت امروز بغض کرده و گوشه‌ای کز کرده بود.

او همه نگاه‌ها، حرف‌ها و مهربانی‌ها را می‌فهمید، ولی هیچ نمی‌گفت.

نگاهش را از همه دزدید و به سمت اتاقش رفت. در اتاق را آرام بست و از زیر فشارها خلاص شد.

آرام به سمت پنجره محبوبش رفت و گل‌های یاس را به تماشا نشست. با نزدیک شدن شب، عطر یاس‌ها بیشتر و بیشتر می‌شد، حتی متوجه نشده بود که ساعت‌های طولانی آنجا بدون حرکت نشسته بود. هم دلگیر بود و هم خوشحال.

امشب زندگی‌اش عوض می‌شد و ای‌کاش می‌توانست به همه نظراتش را بگوید و افکارش را با شریک زندگی‌اش در میان بگذارد، ولی...

صدای زنگ در از جا پراندش.

سبدهای گل و جعبه‌های شیرینی بود که با مهمان‌ها وارد می‌شد.

وقتی برای چای آوردن صدایش زدند با همان حجب و حیای همیشگی به میان مهمان‌ها آمد.

حرف‌ها همه زده شده بود و همه این‌ کارها فرمالیته بودند.

وقتی عروس و داماد آینده را کنار هم نشاندند،‌ باز هم حتی نتوانست سر بلند کند. همه فکر کردند رضایتش را با رنگ سرخ چهره‌اش نشان داده است. صدای هلهله و شادی مهمان‌ها به هوا برخاست.

*‌*‌*‌

پسر و دختر برای صرف شام به رستوران رفته بودند.

آهنگ ملایم انگار از دوردست‌ها به گوش می‌رسید و حس و حال شاعرانه‌ای به فضا داده بود. تمام قرار و مدارها را گذاشته بودند و فقط نوبت این بود که به پدر و مادرشان روز خواستگاری را که آن را نیز خودشان تعیین کرده بودند، بگویند و دیگر می‌ماند یک مراسم تشریفاتی که در اصل از همه چیزش خبر داشتند و خودشان آن را برنامه‌ریزی کرده بودند.

وقت خداحافظی باز هم کارهایی را که باید انجام می‌شد با هم زمزمه کردند و از هم جدا شدند.

پسر در خانه، مادرش را صدا کرد و به داخل اتاقش برد.

مادر ساکت و مبهوت به تمام حرف‌های پسرش گوش داد و از این‌که حتی اجازه اظهارنظر هم ندارد ته‌دلش از پسرش رنجید، ولی هیچ نگفت.

در آخر پسر عکس عروس آینده‌اش را در موبایلش به مادر نشان داد و مادر مثل همیشه سرش را پایین انداخت و گونه‌هایش گل انداخت.

پسر اما از رنگ سرخ چهره مادر که فکر می‌کرد نشان از رضایت اوست ته دلش غنج رفت و او را سخت در آغوش گرفت.

بهاره سدیری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها