وی ادامه داد: حدود یک سال و نیم است زیر یک سقف با هم زندگی میکنیم؛ شغل شوهرم حسابداری است و کارش بیشتر با کامپیوتر است؛ با گذشت یک ماه از زندگی مشترکمان او بسیار خشن و عصبی شد و من طی این مدت او را بسیار تحمل کردم، ولی دیگر میخواهم از او جدا شوم و تنها و آسوده زندگی کنم.
مرد در دادگاه خانواده حاضر شد و گفت: وقتی که فشار کاری رویم وارد میشود، کمی عصبانی میشوم و برای آرامش دارو مصرف میکنم؛ اگر تا به حال همسرم به من قرص خوابآور میداد ، حالا من شکایت دارم و دیگر نمیتوانم به او اعتماد کنم و در کنارش به زندگی ادامه دهم.
وی ادامه داد: همسرم فقط به فکر خودش است و به من قرص و دارو میخوراند، تا خودش آرامش داشته باشد؛ من از او شاکی هستم و دیگر او را به همسری قبول ندارم.
قاضی این شعبه بعد از شنیدن اظهارات طرفین، زن و مرد را به مصالحه دعوت کرد و پرونده را برای رسیدگی بیشتر به کارشناسی ارجاع داد و حکمی صادر نشد.