در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
متهمی که بارها جلوی دوربین خبرنگاران ظاهر گشت و با واکنشهای عجیب خود به تیتر اول بسیاری از روزنامهها و هفته نامهها تبدیل شده، از خنده در دادگاه و ابراز علاقه به ناصر محمدخانی مقابل دیدگان والدین مقتول گرفته تا گریه و بی تابی برای جلب رضایت اولیای دم، همه و همه از او شخصیتی ساخت تا خبر اعدامش کسی را شاد نکند.
شاید، باشند افرادی که شهلا را قاتل یا دست کم، مستحق مجازات مرگ ندانند، حتی قضات پرونده نیز 8 سال در گناهکار بودنش تشکیک کردند و بارها پروندهاش مرور شد تا شاید بارقهای از بیگناهی بیابند، اما نشد... .
شهلا میتوانست امروز اعدام نشود، اگر بنابر اعترافاتش آن روز در اوج نوجوانی آتش احساساتش را در برابر صفحه تلویزیون که ناصر ملیپوش را به نمایش میگذاشت، مهار میکرد، میتوانست اعدام نشود. اگر با دیدن ناصر محمدخانی، فقط به این فکر میکرد که او یک همسر و دو فرزند دارد، اعدام نمیشد. اگر ناصر محمدخانی به عنوان شخصیت محبوبی که از 8 سال قبل در انزوا مانده، برادرانه او را نصیحت میکرد و آتش عشق کور شهلا را با علاقهای مخفیانه پاسخ نمیداد.
شاید بسیاری از روابط پنهانی در نگاه اول راهی برای ارضای احساسات درونی باشد، اما در گامهای بعدی، تاوانی جزرانده شدن از تعهدات نخواهد داشت. مردان وزنانی که روابط پنهانی را بر تعهد به اخلاق ترجیح میدهند حتی اگر آیندهای به تلخی شهلا نداشته باشند در درون خود جوانمردی، انصاف و اخلاق را پیشاپیش اعدام کردهاند، شهلا مدتها قبل زمانی که از حضور لاله سحرخیزان در زندگی ناصر چشم پوشاند، اخلاق و انسانیت را درون خود اعدام کرد. او نه امروز بلکه مدتهاست اعدام شده است.
آوید طالبیان
گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: