در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
باد سرد شیطونو راهی کوچهها کرد
با دستای جادوییش درختارو جادو کرد
همه برگهای باغو با حوصله جارو کرد
کلاغارو خبر کرد قارو قار و قار بخونن
اومدن سرمارو همه دیگه بدونن
ابرا رو زود فرستاد تا که بباره بارون
اونوقت صدای پاییز پیچید تو گوش ناودون
اسدالله شعبانی
رفتگر
غنچه صبح که وا میشه
هی گلها رو بو میکنه
رفتگر از خواب پا میشه
زمین رو جارو میکنه
با چهره خندون و شاد
از برگ خشک و گرد و خاک
از خونهاش بیرون میاد
کوچههارو می کنه پاک
گلها سلامش میکنند
میکنه جوها رو تمیز
و احترامش میکنند
از آشغال درشت و ریز
یک حلزون، تپل، مپل
کاج و چنار و نارون
سر میخوره از روی گل
درخت تو، درخت من
پشت سرش یه برگ لیز
با دست او آب مینوشن
تمیز میشه، خیلی تمیز
یه پیرهن نو میپوشن
میپوشه یک لباس کار
با زحمت رفتگرا
میخنده مانند انار
تمیز میشه دنیای ما
اسدالله شعبانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: