در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«آنچه شما خواستهاید...» این جمله سرسطر رفتارهای رسانهای روزنامهها از آن زمان شد تا به طور مستقیم یا غیرمستقیم روزنامه گردانان به این مفهوم روی آورند که ما برای شما کار میکنیم. مخاطبگرایی آنقدر برای صاحبان رسانه مهم جلوه میکرد که حتی برای صاحبان رسانههای مکتوب هم مهم شد تا دقیقا مانند مخاطبان خود فکر کنند، خود را جای آنان قرار دهند و خوشیها و ناخوشیها را با مخاطب خویش تقسیم کنند. این درست زمانی بود که میتوان از آن به عنوان عصر طلایی روزنامهنگاری در جهان یاد کرد.
دوم:
روزنامهنگاری در ایران سابقه طولانی ندارد. کودکی است که پیرانه فکر میکند. سختیها را طاقت میآورد و با مشکلاتش میسازد. در برابر محدودیتها صبر دارد و میخواهد همچنان جایی باشد تا مشکلات را بازتاب دهد، آینه باشد.درست است که مردم ما کتابخوان نیستند، اما روزنامهخوان هستند. اصلا شاید برای شما پیش آمده باشد که در ماشین نشستهاید و مسافر کنار دست شما بارها و بارها در روزنامه شما سرک میکشد. این بهترین دلیل برای تلاش برای آگاهی نیست؟
سوم:
امروز 3 هزارمین برگ از روزنامه جامجم در حالی ورق میخورد که از ابتدای شکلگیری این روزنامه، مخاطبگرایی مشی و سیاست اصلی برگ برگ صفحات این روزنامه شد. شاید در آن زمان خیلیها به این رسانه مکتوب خرده میگرفتند که چرا میخواهد خود را شبیه مردم کوچه و بازار کند. غربیها جملهای جالب در حوزه رسانههای مکتوب از جمله روزنامه دارند. آنان میگویند انتشار روزنامه کار سادهای است، اما تداوم آن کاری برعکس. تداوم کار یک روزنامه هم تنها به یک عامل بر میگردد؛ مخاطبگرایی که همان اندیشیدن برای مردم و مانند مردم است.مهدی نورعلیشاهی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: