سیدرضا صائمی / جام جم

شب‌های دنباله‌دار

2 دهه پیش که تعداد شبکه‌های تلویزیونی از 2 کانال فراتر نمی‌رفت، تماشاگران تلویزیون باید یک هفته صبر می‌کردند تا بتوانند ادامه همان معدود سریال‌هایی را که از سیما پخش می‌شد، پیگیری کنند و بخشی به نام تکرار سریال هم نبود که اگر بینند‌‌ه‌ای موفق نشد در زمان اصلی پخش، سریال را ببیند فرصت تماشای مجدد آن را داشته باشد.
کد خبر: ۳۶۸۶۲۵

البته بخشی از لذت و نوستالژی سریال‌هایی مثل آیینه، سایه همسایه، اوشین و... شاید به همین محدودیت‌ها برمی‌گشت که تماشای بموقع این آثار را غنیمتی می‌شمرد که مخاطب بسختی به آن دسترسی پیدا می‌کرد؛ اما امروزه با گسترش شبکه‌های تلویزیونی و توسعه کمی و کیفی برنامه‌های صداوسیما این کمبودها جبران شده و حتی گاهی به تولید انبوه و مضاعفی می‌رسد که فراتر از نیاز مخاطب یا فروتر از سلیقه او بوده و روی دست تولیدکننده باد می‌کند.پیش از هر چیز این نشان می‌دهد که مخاطب‌شناسی باید با روح زمانه سنجیده شود و مخاطبان زاییده شرایط تاریخی زمان خودند. اگر تلویزیون را مهم‌ترین ابزار صنعت فرهنگی و سرگرمی‌ساز بدانیم، قطعا هیچ رسانه‌ای به اندازه این جعبه جادو نمی‌تواند مخاطب را سحر کند و به نیازهای اوقات فراغت او پاسخ بدهد. تجربه تاریخی و هنری دست‌کم در کشور ما نشان داده است که چه در ساحت سینما و چه در مدیوم تلویزیون، هیچ ژانر و آیتمی به اندازه طنز نمی‌تواند نظر مخاطب ایرانی را به خود جلب کند و او را به پای گیرنده‌ها بنشاند. پاسخ به نیاز مخاطب در ژانر طنز در ابتدا به شکل مناسبتی انجام می‌شد و از طریق تهیه ویژه‌برنامه‌هایی برای نوروز یا اعیاد مذهبی، سعی می‌کردند لحظات مفرحی را برای مخاطبان تلویزیون فراهم کنند؛ اما بتدریج تلویزیون دریافت که نیاز مخاطب به طنز، یک نیاز فصلی و مناسبتی نیست و رسانه ملی باید دارای برنامه‌ای ثابت برای این‌گونه آثار باشد.براساس این نیاز فراگیر، بتدریج سر و کله طنزهای نود شبی پیدا شد که البته خاستگاه پیدایش و ساختار فرمی آن به سریال‌های مناسبتی برمی‌گشت که در ماه رمضان باب شد و مورد استقبال جدی مردم قرار گرفت.

مهران مدیری با ساخت سریال‌ طنز «پلاک 14»، طنزهای آیتمی را به طنزهای داستانگو و کمدی موقعیت بدل کرد و نخستین گام جدی را در این عرصه برداشت. این مجموعه اگرچه به ‌لحاظ کیفی کار موفقی نبود، اما حرکت نویی در ساخت برنامه‌سازی به حساب آمد، چراکه پس از آن ساخت برنامه‌های روتین نودشبی الگوی مناسبی برای تلویزیون محسوب شد، به ‌طوری که در سال‌های بعد شاهد اجرای برنامه‌هایی با ساختار مشابه از شبکه‌های دیگر تلویزیون بودیم.

در ادامه همین مسیر، مهران غفوریان نیز در مقام کارگردان وارد شد و با ساخت مجموعه طنز «زیر آسمان شهر» توانست بینندگان زیادی را پای این مجموعه بنشاند و به همین علت سری دوم و سوم «زیر آسمان‌های شهر» نیز ساخته شد که بویژه سری سوم آن بشدت با شکست مواجه شد و حتی مهران غفوریان را نیز در زندگی شخصی و حرفه‌ایش با بحران‌های جدی مواجه کرد.

عدم خلاقیت و نوآوری در ساختار و فرم قصه و بازتولید موفقیت قبلی قطعا به شکست تازه‌ای منجر می‌شود که نصیب زیر آسمان‌های شهر شد.یکی از امتیازات مهران مدیری به همین مساله برمی‌گردد که او با هر مجموعه تازه‌ای که می‌سازد، زبان روایت و موقعیت کمیک قصه خود را تغییر می‌دهد و شخصیت‌های جدیدی خلق می‌کند تا در دام تکرار گرفتار نشود. مدیری همواره در اوج محبوبیت مجموعه‌هایش به سراغ داستان دیگری می‌رود و موفقیت خود را با یک نوع کار ادامه نمی‌دهد تا طعم لذت تماشای یک اثر در ذائقه مخاطب باقی بماند. ساخت سریال‌های طنز نود شبی بتدریج به یک مد تبدیل شد و افراد بیشتری به این مسیر پیوستند. مهدی مظلومی، رضا عطاران، رضا صفدری و جواد رضویان از جمله این افراد بودند. سریال‌های بدون شرح، کوچه اقاقیا، باغچه مینو و مجموعه کارهای رضا عطاران مثل متهم گریخت، ترش و شیرین، بزنگاه و... از جمله این کارها بودند. البته آثار عطاران، ساختار متفاوتی داشت و بیشتر یک طنز موقعیت و داستانی بود که در ژانر خانوادگی روایت می‌شد و مثل آثار مدیری و غفوریان دارای ویژگی‌های فانتزی نبود؛ اما همه این طنزها دارای یک ویژگی مشترک بودند و آن هم برجسته شدن عنصر بازیگر و خلق کاراکتری جذاب بود. اکثر مردم این سریال‌ها را با نام این شخصیت‌ها و بازیگران می‌شناختند؛ مثل خشایار مستوفی، بامشاد، فرهاد برره، آقا ماشالله و... از جمله مشهورترین آنها هستند. با گسترش شبکه‌های تلویزیونی انواع تله‌فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی ساخته شد و حتی به تولید انبوه رسید. این توسعه فقط در محتوا نبود؛ بلکه شیوه پخش آنها را نیز دستخوش تغییر کرد.

پیش از این سریال‌ها فقط به شکل هفتگی پخش می‌شد؛ اما بتدریج 2 شیوه تازه‌تر نیز به زمان نمایش سریال‌ها اضافه شد که یکی پخش یک شب در میان (3 شب در هفته)‌ است و دیگری شکل شبانه دارد و مثل طنزهای 90 شبی است. سریال «نرگس» ساخته سیروس مقدم، اولین سریال ملودرامی بود که به شکل شبانه پخش شد. اینک اما وقت آن است که بپرسیم آیا ساختار 90 شبی چه در مجموعه‌های طنز و چه در سریال‌های داستانی و خانوادگی باید همچنان ادامه یابد و آیا این روش به ریزش مخاطبان تلویزیون منتهی نخواهد شد؟ آیا تداوم این شیوه رضایت بیشتر تماشاگران را در پی خواهد داشت یا به یک فرم تکراری بدل شده است؟

واقعیت این است که اینجا نقطه‌ای است که فرم وابسته به مضمون و محتوا است و کیفیت اثر، شکل آن را معلوم می‌کند. به این معنی که اگر سریال واجد جذابیت‌های نمایشی بوده و قصه پرکشش و فراز و نشیبی داشته باشد، آنگاه الگوی پخش شبانه بخوبی جواب می‌دهد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها