در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ماموران با هماهنگی قضایی وارد این محل شدند و 7 مرد جوان را که در اتاقهای آنجا محبوس و بشدت شکنجه شده بودند، نجات دادند.
پس از منتقل شدن مردان جوان به کلانتری و تحقیقات از آنها معلوم شد که همگی هنگام تردد در محلههای غرب و شمال غرب تهران از سوی اعضای مخوف یک باند که ماموران قلابی بودند، ربوده شده و پس از انتقال به این کمپ شکنجه شده و پول و اموالشان به سرقت رفته و تعدادی از آنها آزار و اذیت شیطانی شدهاند.
با دستور ویژه بازپرس طوفانی، رئیس شعبه 12 دادسرای ناحیه 2 تهران، تحقیقات ماموران برای یافتن اعضای باند تبهکاری آغاز شد. در ادامه تحقیقات ماموران پی بردند که آنها برای آزادی گروگانها از خانوادههایشان مبالغی کلان اخاذی کردهاند.
انکار سرکرده باند
به این ترتیب روند رسیدگی به پرونده وارد مرحله جدیدی شد و مخفیگاه صاحب کمپ که مردی سالخورده و سرکرده باند بود در غرب تهران شناسایی و دستگیر شد. متهم در بازجوییهای پلیسی اظهارات شاکیان را نپذیرفت و از اعمال مجرمانه 3 پسرش و 4 همدست دیگر آنها اظهار بیاطلاعی کرد.
با تحقیق مقدماتی، سرکرده باند روانه زندان شد و با دستور قضایی بازپرس طوفانی پرونده در اختیار ماموران پایگاه یکم پلیس امنیت تهران قرار گرفت و جستجوها برای دستگیری اعضای فراری این باند مخوف ادامه پیدا کرد.
روز دوشنبه گذشته وقتی یکی دیگر از افراد به دامافتاده در این باند برای شکایت از آنها به دادسرای ناحیه 2 تهران رفته بود، ناگهان مقابل یکی از شعبات دادسرا متوجه 3 مرد جوان شد که به اتهام مظنونیت در سرقت موتورسیکلت، دستگیر شده بودند.
با نزدیک شدن این فرد به 3 متهم دستگیرشده، وی سراسیمه آن محل را ترک کرد و وارد شعبه 12 دادسرای ناحیه 2 تهران شد و به بازپرس طوفانی گفت : 3 نفر از اعضای باند مخوفی که 10 روز در اسارتگاه آنها بودم اکنون به اتهام سرقت دستگیر شدهاند.بازپرس طوفانی با ثبت اظهارت این شاکی، دستور قضایی را صادر کرد و متهمان برای ادامه تحقیقات به پایگاه یکم پلیس امنیت تهران منتقل شدند. آنها در مواجهه حضوری با دهها شاکی به همکاری با اعضای باند مخوف تحت تعقیب پلیس اعتراف کردند.
یکی از این متهمان که جمال نام دارد، در اظهاراتش به بازپرس طوفانی گفت: 2 ماه پیش به خاطر اعتیاد با خانوادهام مشاجره کرده و آنها مرا از خانه بیرون کردند. در خیابانهای شهر سرگردان بودم که 2 ماه پیش غضنفر ـ سرکرده باند ـ مرا در خیابان دید و به کمپ آورد تا سرپناهی داشته باشم.
متهم یادآور شد: چند روز اول نمیدانستم آنها افراد را میربایند تا از خانوادههایشان اخاذی کنند. با اطلاع از این موضوع، قصد فرار داشتم که پسران غضنفر مرا کتک زدند و با تهدید و ایجاد وحشت همکاریام با آنها را شروع کردم.
وی افزود: آنها در قالب گروههای 5 یا 6 نفره هر 2 روز در میان از کمپ که معروف به کمپ اجباری بود، خارج میشدند. بعد نیمههای شب 3 تا 5 مرد جوان را با دست و پای بسته به کمپ میآوردند و کتک میزدند.
متهم گفت: آنها از من نیز میخواستند تا در کتک زدن و شکنجه افراد ربوده شده به آنها کمک کنم که برای ماندن در آن محل و دریافت مبلغی پول، خواستهشان را قبول میکردم.بعد از چند روز شکنجه افراد جوان، آنها را از اتاقهای مخروبه خارج کرده و به اتاق بزرگتری که در انتهای کمپ متروکه بود، منتقل و در میان دیگر افراد ربوده شده که هر هفته 40 نفر میشدند، قرار میدادیم.
مرد شکنجهگر افزود: 2 روز بدون آب و غذا در این محل میماندند و بعد به محلهای قبلی بازمیگشتند. یک مرد غریبه به همراه غضنفر و 3 فرزندش، برخی از آنها را مورد آزار و اذیت شیطانی قرار میدادند تا از خانوادههایشان پول اخاذی کنند.
با اعتراف این مرد، 2 همدستش مورد بازجویی قرار گرفتند که معلوم شد هر دوی آنها نیز معتاد بوده و در کمپ اجباری مسوولیت تهیه غذا و نگهبانی از اتاقهای افراد ربوده شده را برعهده داشتهاند.
بنابراین گزارش، متهمان با قرار قانونی روانه زندان شدند. جستوجو برای دستگیری 4 عضو مخوف این باند تبهکاری و فاش شدن دیگر جرایم آنها ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: