آرزوهایم در افق‌های دور دست

وقتی دارید برای انتخاب رشته‌ای که مثلا قرار است در آن کنکور بدهید، تصمیم می‌گیرید برای لحظاتی با خودتان تنها شوید و یکی دو سوال اساسی را از خودتان بپرسید. مثلا این‌که آیا واقعا قصد دارید رشته ریاضی را در دانشگاه هم ادامه بدهید؟ آیا واقعا دلتان می‌خواهد همچنان با اندازه‌ها و عددها سر و کار داشته باشید؟ آیا وقتش نرسیده که تصمیم بگیرید برای ادامه تحصیل در دانشگاه رشته تربیت بدنی را انتخاب کنید؟ آن هم به عنوان کاپیتان اسبق تیم فوتبال دبیرستان‌های منطقه.
کد خبر: ۳۶۷۷۱۲

اگر دور و برتان پر است از آدم‌هایی که رشته تحصیلی‌شان با کاری که می‌کنند تطبیق ندارد و ‌هر ‌دوی اینها با رفتار و نگاهشان به زندگی فرق می‌کند، بدانید که آنها هیچ‌وقت برای برآورده کردن آرزوهایشان گامی بر نداشته‌اند، اگر هم برداشته باشند از این گام‌های اتفاقی بوده که خیلی زود از آن خسته شده و رهایش کرده‌اند. بر‌آورده‌کردن آرزوها گاو نر می‌خواهد و مرد کهن. ممکن است یکی از همین‌ها درست کنار شما نشسته باشد، در همان جایی که برایش کار می‌کنید و یک روز در فرصت کوتاه ناهار با یک درد دل دوستانه سفره دلش را برایتان باز کند و از آن آرزوهای دفن شده سخن بگوید. ممکن است بگوید همیشه عاشق این بوده‌ که دنیا را بگردد. بگوید با این حال آن روزها درس خواندن در رشته باستان‌شناسی یا مدیریت توریسم و... کار عجیب و غریبی بود و با عقل آدم جور در نمی‌آمد. مثلا بگوید که او هیچ راضی نیست از این‌که با مدرک حسابداری‌اش در نشریه‌‌ای ویراستاری می‌کند. و بعد با آهی اضافه کند که او حالا باید در جایی از دنیا بر عرشه کشتی که اقیانوس‌ها را در می‌نوردد، ایستاده باشد یا از میان ابرهای انبوه و فشرده بر فراز کوه‌های هیمالیا بگذرد نه این‌که نشسته باشد اینجا به ورق زدن این برگه‌ها و حرف زدن با شما. بعد هم نگاهش به افق‌های دور دست خیره بماند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها