نبض سیاسی اصلاح‌طلبان ضعیف می‌زند

با حوادثی که بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 رخ داد و سرنوشتی که دو حزب شاخص اصلاح‌طلب پیدا کردند و در حال حاضر جزو احزاب منحل شده به شمار می‌آیند، این سوال اساسی مطرح است که آینده سیاسی اصلاح‌طلبان کشور چگونه خواهد بود؟ آیا آنان قادر به بازآفرینی نقش خود در پهنه سیاست ایران هستند؟ اگر امکان حضور در انتخابات آتی کشور را داشته باشند، چگونه در انتخابات حضور خواهند یافت و از چه آرایشی برخوردار می‌شوند؟ این‌ها جزو سوالات متعددی است که درباره یکی از دو جریان مهم سیاسی ایران مطرح است.
کد خبر: ۳۶۷۱۸۵

اغراق نخواهد بود اگر دهمین انتخابات ریاست جمهوری کشورمان را اتفاقی نادر بنامیم که باعث شد تا حیات سیاسی دو طیف مهم یعنی اصلاح‌طلب و اصولگرا دستخوش تحولات غیرمنتظره‌ای شود. تاثیر‌گذاری این رویداد آنقدر زیاد بود که باعث شد تا دو حزب اصلاح‌طلب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب بنابر درخواست کمیسیون ماده ده احزاب و به حکم دادگاه، منحل شده و پروانه فعالیت‌شان لغو شود و از سوی دیگر برخی تشکل‌های اصولگرا دچار انشقاق شوند. اختلاف نظر درباره نحوه ارتباط با دولت و چگونگی مواجهه با برخی عملکر‌دهای دولت احمدی‌نژاد باعث بروز چنین شکافی درمیان برخی اصولگرایان شده است. با این حال آنچه با اما و اگرهای فراوانی مواجه شده، آینده و نحوه فعالیت احزابی است که عنوان اصلاح‌طلب را دارند. پاسخ به این سوال از آن جهت اهمیت دارد که می‌بینیم در حال حاضر برخی گروه‌های این طیف، فعالیت خاصی نداشته و در اخبار سیاسی کمتر خبری از آنان شنیده یا دیده می‌شود. برخی این وضعیت را نه سکون بلکه سکوت این تشکل‌ها می‌دانند که به عنوان یک تاکتیک اتخاذ شده است. به باور این افراد، اصلاح‌طلبان همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهند و هیچ تغییری در این خصوص به‌وجود نیامده است. حسین ابراهیمی عضو جامعه روحانیت مبارز این‌گونه فکر می‌کند و می‌گوید: حضور اصلاح‌طلبان در جامعه نسبت به قبل انتخابات تغییر پیدا نکرده و این جریان همچنان در عرصه‌های مختلف فعال است.

وی با تاکید بر این‌که هیچ محدودیتی برای اصلاح‌طلبان به وجود نیامده، فراکسیون اقلیت مجلس و همچنین احزاب اصلاح‌طلب دیگری بجز مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را مصداق گفته‌هایش می‌داند و تصریح میکند: اصلاح‌طلبان حتی در محیط‌های دانشگاهی هم فعالند و در عین حال رهبر معظم انقلاب نیز همواره اعلام کرده‌اند هر فردی که اصول را قبول دارد قابل جذب است. بنابراین نمی‌توان پذیرفت که اصلاح‌طلبان دچار محدودیت فعالیت شده‌اند.

اما برخی دیگر از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب نظری برخلاف این دیدگاه دارند. مجید انصاری عضو مجمع روحانیون مبارز که تشکلی اصلاح‌طلب محسوب می‌شود در تحلیل خود تصریح می‌کند به‌رغم تاکید رهبر انقلاب مبنی بر «جذب حداکثری و دفع حداقلی» همچنان از حضور چهره‌های اصلاح‌طلب در زمینه‌های مختلف ممانعت به عمل می‌آید. وی علت این امر را در عملکرد مسوولان مربوطه در دولت، قوه قضاییه و دستگاه‌های امنیتی می‌داند و معتقد است که باید از آنان در این زمینه توضیح خواست.

اما این باور که مورد اشاره برخی دیگر از چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب است، با برخی اظهارنظرها از سوی تعدادی از اعضای جریان اصولگرایی، تقویت می‌شود.

کاظم انبارلویی، رئیس دفتر سیاسی حزب مؤتلفه اسلامی از جمله این افراد است که در این خصوص به ایلنا گفت: هیچ یک از اصولگرایان راضی نیستند که اصلاح‌طلبان به مسوولیت‌های اجرایی برگردند.

وی در ادامه با بیان این‌که ‌این مهم‌ترین دلیلی است که گفت‌و‌گو میان اصولگرایان برای همگرایی را ضروری می‌سازد ‌، تصریح کرد: باید بین منافقین جدید و قدیم مرزبندی وجود داشته باشد.

طرح چنین مطالبی باعث شده تا این گمانه بیشتر از همیشه مورد اتفاق نظر قرار بگیرد که برخی جریان‌های اصولگرا درصدد حذف جریات اصلاح‌طلب هستند.

با این وجود وقتی محمد نبی‌حبیبی به عنوان دبیرکل یک حزب کهنه کار اصولگرا به صراحت می‌گوید که اصلاح‌طلبان نباید حذف شوند و وجود آنان برای ایجاد نشاط سیاسی در کشور ضروری است، در این دیدگاه تشکیک می‌شود.

نبی‌حبیبی خاطرنشان کرد‌: اصلاح‌طلبانی که نظام را قبول داشته و در عین حال خود را رقیب تشکل‌ها و جریان اصول‌گرایی می‌دانند، نباید از صحنه سیاسی حذف شوند، بلکه باید کاری کنیم که در صحنه حضور داشته باشند، چرا که وجود رقابت‌های سالم بین جریان اصول‌گرایی و آن قسمتی از جریان اصلاح‌طلبی که نظام را قبول دارند، برای پیشرفت کشور لازم است.

دبیرکل حزب موتلفه همچنین با بیان این‌که «در بین اصلاح‌طلبان افراد و تشکل‌هایی هستند که خودشان را از این نظام دانسته و فرمایشات رهبر معظم انقلاب را به عنوان فصل الخطاب قبول دارند»، می‌افزاید: بنابراین نباید اصرار به تکذیب اظهارات این اشخاص و تشکل‌های اصلاح‌طلبان داشته باشیم.

در کنار نبی‌حبیبی، عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان نیز تصریح دارد: نگاه ما این نیست که اصلاح‌طلبان در انتخابات آینده نباید حضور داشته باشند یا حضور نخواهند داشت،‌ بسیاری از دوستان اصلاح‌طلب وجود دارند که در چارچوب نظام عمل کردند و شورای نگهبان هم مشکلی با آنها نداشته و ندارد، کما این‌که در انتخابات هشتم مجلس نیز اقلیتی که در مجلس حضور دارد از همین شورای نگهبان تاییدیه گرفته و در همان مرحله اول هم تایید شده‌اند.

دیدگاه‌های سه‌گانه اصولگرایان

دبیرکل حزب مردم‌سالاری تحلیل دیگری دارد. او درخصوص فعالیت احزاب اصلاح‌طلب 5 نوع نگرش را مطرح می‌کند که 3 تای آنها مربوط به نگرش اصولگرایان به جریان اصلاحات است و 2 نگرش آخر نیز نگرش‌‌های درونی جریان اصلاحات را در بردارد.

وی در گفت‌وگو با «جام‌جم» خاطرنشان می‌کند: یک گروه اصولگرایان افراطی هستند که نگاه بشدت حذفی نسبت به اصلاح‌طلبان دارند و معتقدند که دوره اصلاح‌طلبان تمام شده است و چون هیچ ‌نوع نگاه مثبتی به فعالیت اصلاح‌طلبان ندارند، می‌گویند باید فاتحه‌ای برای همه آنها بخوانیم. در کنار این نگرش افراطی، اصولگرایان سنتی هستند که معتقدند حضور اصلاح‌طلبان در عرصه سیاست، حضور مثبتی است و باید وجود داشته باشد اما به هیچ عنوان نباید در عرصه قدرت حاضر شوند.

کواکبیان در تشریح بیشتر این دیدگاه می‌گوید: به اعتقاد این گروه، اصلاح‌طلبان برای این خوب هستند که فضا را گرم کنند و شرایط را برای برگزاری انتخابات باشکوه فراهم کنند، اما این که بخواهند به قدرت دست یابند، پذیرفتنی نیست. البته او چنین دیدگاهی را طبیعی می‌داند چرا که یک رفتار طبیعی در رقابت‌های سیاسی محسوب می‌شود.

دبیرکل حزب اصلاح‌طلب مردم سالاری یادآور می‌شود: نگاه سومی که در میان اصولگرایان وجود دارد، معتقد است با رعایت قواعد بازی قدرت، حضور اصلاح‌طلبان نه‌تنها ضرر ندارد، بلکه مفید هم هست و آنها می‌‌توانند هم در عرصه سیاست و هم در عرصه قدرت، حضور داشته باشند.

کواکبیان در ادامه به دیدگاه برخی اصلاح‌طلبان درباره فعالیت‌های سیاسی‌شان اشاره می‌کند که تاکید دارند با توجه به تجربه انتخابات اخیر، اصلاح‌طلبان دیگر نباید هیچ کاری انجام دهند و لازم است که سیاست صبر، انتظار و سکوت را دنبال کنند، چرا که فعالیت آنها هیچ فایده‌ای نخواهد داشت. به گفته کواکبیان این دیدگاه نیز افراطی است.

سکوت، تاکتیک اصلاح‌طلبان

در این میان برخی اصولگرایان معتقدند که اصلاح‌طلبان نه تنها از عرصه سیاست حذف نشده‌اند بلکه به‌طور خودخواسته سکوت کرده‌اند. آنچه را که این عده برای درستی این تحلیل مورد استناد قرار می‌دهند، برخی اظهارنظرها از سوی اصلاح‌طلبان در این باره است. از جمله مجید انصاری عضو مجمع روحانیون مبارز که تاکید دارد ترجیح می‌دهد درباره هجمه انتقادی چهره‌های اصولگرایی نسبت به برخی از دولتمردانی که مواضع مختلفی را مطرح می‌کنند، نظر خاصی نداشته و بیان نکند. وی در گفت‌وگو با ایلنا تصریح کرد: ترجیح می‌دهم وارد اختلافات مشاهده شده اصولگرایان با دولت نشوم زیرا این‌که نظرات خود را در این‌باره اعلام کنیم، نمی‌تواند نتیجه‌ای داشته باشد و به همین دلیل سیاست سکوت را روش منطقی‌تری نسبت به اعلام موضع می‌دانم. اما سیدفاضل موسوی عضو فراکسیون خط‌امام(ره) سکوت اصلاح‌طلبان را اگرچه نادرست می‌داند که در وضعیت فعلی جامعه به وقوع پیوسته اما خاطرنشان می‌کند: «غیرقابل پذیرش است که حرکات نادرستی را در جامعه مشاهده کنیم اما در مقابل آن سکوت پیشه کنیم، اما چاره‌ای جز سکوت نیست چراکه به ما اجازه صحبت و اظهارنظر داده نمی‌شود.»

وی در ادامه گفت‌وگویش با ایلنا می‌افزاید: کشور در شرایطی به سر می‌برد که هر فرد باید به بهبود و ارتقای آن کمک کند، اما اظهار نظر کردن اصلاح‌طلبان منجر به آتش زدن دفاتر آنان و تهدید شده است.

با این حال رسول منتجب‌نیا قائم مقام حزب اعتماد ملی می‌گوید اگر اصلاح‌‌طلبان سکوت کرده‌اند به این علت است که تریبونی برای گفتن ندارند.

وی با تاکید بر این‌که جریان اصلاح‌طلب در تنگناهای بسیار قرار دارد، می‌گوید: شرایط فعلی کشور غیرطبیعی و فضای سیاسی جامعه همچنان مسدود و بسته است.

منتجب‌نیا با اشاره به تنگناهای فعالیت اصلاح‌طلبان خاطرنشان می‌کند: هم‌اکنون احزاب و گروه‌های اصلاح‌طلب یا تعطیل شده‌اند یا به صورت غیرقانونی جلو حرکت‌شان گرفته شده است و یا این‌که اجازه فعالیت از آنها سلب شده است.نشریات و مطبوعات این جریان تقریبا به حداقل ممکن رسیده است که باقی مانده آن با کمال ترس و احتیاط بیش از حد به کارشان ادامه می‌دهند.

قائم مقام حزب اعتماد ملی در ادامه انتظار فعالیت و اظهارنظر از اصلاح‌طلبان را غیرمعقول دانسته و می‌گوید: مگر این‌که فضای جامعه تغییر پیدا کند.

اشاره منتجب‌نیا به خواسته‌ای است که از سوی تعدادی رقیبان اصلاح‌طلبان به زبان می‌آید. آنان خواهان فراهم شدن زمینه‌های بازگشت اصلاح‌طلبان هستند تا بدین طریق بنابر توصیه رهبر معظم انقلاب جذب حداکثری صورت گرفته و به این ترتیب اصلاح‌طلبان به حاشیه رانده شده مشمول جذب حداکثری شوند.

فقط اصلاح‌طلبان تندرو حذف شده‌اند

باوجود چنین تحلیل‌هایی از سوی اصلاح‌‌طلبان امیر محبیان، عضو شورای سردبیری روزنامه رسالت معتقد است در شرایط فعلی امکان بازگشت به قدرت و صحنه سیاسی کشور از منظر حکومتی برای اصلاح‌طلبانی که به مرزهای قرمز نظام نزدیک شده‌اند وجود ندارد. وی در عین حال پیش‌بینی جالبی هم دارد: «ممکن است در انتخاب‌های آینده طیف متعادل اصولگرایان با همان شعارهای اصلاح‌طلبان اما با رویکرد اصولگرایانه جایگزین اصلاح‌طلبان رادیکال شوند.»

ادامه اظهارات محبیان به عنوان یک تحلیلگر سیاسی متعلق به طیف اصولگرا، تاییدی بر اظهارات اصلاح‌طلبان مبنی بر حذف آنان است. وی به فرارو می‌گوید: درشرایط فعلی طیف شناخته شده و رادیکال و حتی نیمه رادیکال اصلاحات که پای آنها به نحوی در جریانات و قضایای پس از انتخابات‌‌گیر بود و خودشان را کنار نکشیده‌اند، از منظر حکومتی امکان حضور در صحنه‌های سیاسی کشور را نخواهد داشت. او در عین حال طیف اصلاح‌طلب مجلس را طیفی می‌داند که از مرزهای قرمز نظام عبور نکرده‌اند لذا می‌توانند نمایندگی بخشی از جریان اصلاحات را برعهده بگیرند.

حذف اصلاح‌طلبان، ساده‌اندیشی است

محمدرضا باهنر‌ دبیرکل جامعه مهندسین اما معتقد است حذف اصلاح‌طلبان از صحنه سیاسی کشور،‌ تحلیلی ساده‌اندیشانه و غیرممکن است.

این نماینده اصولگرای مجلس تصریح دارد گروه‌هایی که به جریان اصولگرایی و اصلاح‌طلبی وابسته هستند از ابتدای انقلاب تا به الان وجود داشته‌اند و همواره این دو جریان با یکدیگر کار کرده ‌و تعامل داشته‌اند لذا نمی‌‌توان گفت به علت آن‌که عده ‌قلیلی از یک جناح، تندروی‌هایی را انجام دادند و با آنان برخورد شد باید آن جناح را حذف کرد بلکه آن جریان فعالیت خود را ادامه می‌‌دهد و حتی شاید رئیس جدیدی پیدا کند.

حشمت‌الله فلاحت‌پیشه نیز همانند باهنر همتای خود در مجلس می‌گوید که اصولگرایان منطقی به دنبال حذف هیچ گروه و جریان سیاسی نیستند. وی معتقد است نظریه حذف جریان اصلاح‌طلبی شاید از سوی برخی افراطیون جناح اصولگرا مطرح شود اما طیف اصولگرایان منطقی به دنبال حذف هیچ جریانی نیستند چراکه حذف جریان‌های سیاسی وظیفه جریان‌های سیاسی رقیب نیست.

با مرور آنچه از سوی فعالان سیاسی درباره موضوع مورد بحث این گزارش مطرح شد می‌توان چنین برداشت کرد چه آنان که بر این باورند برخی احزاب اصلاح‌طلب حذف شده و چه آن گروه از فعالان سیاسی که معتقدند این جریان سیاسی حذف شدنی نیست، همگی متفق القول قبول دارند که تمام شاخه‌های یک جریان سیاسی قطع نمی‌شود چرا که بدنه تحزب در این ایران به‌رغم تمام کم و کاستی‌هایش تا حدودی نهادینه شده و ریشه دوانده است. ضمن آن‌که تحولات سیاسی شاید به‌طور مقطعی تاثیرگذار باشند اما به‌طور همیشگی از چنین قدرتی برخوردار نیستند. این موضوع در کشور ما که فعالیت احزاب در قانون اساسی‌اش لحاظ و برای آن حق حیات در نظر گرفته شده است، به‌طور یقین، محفوظ خواهد ماند.

مریم جمشیدی / گروه سیاسی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها