در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
صاحب مغازه با درخواست مشتری، نمونههایی از طلاهای جدید را روی پیشخوان قرار داد.
مشتری، دزد مسلح بود
در همین موقع مرد مشتری سلاح را به سمت صاحب مغازه نشانه گرفت و با تهدید از او خواست طلاهای موجود در ویترین را درون کیسهای بریزد و به وی تحویل دهد.
صاحب مغازه که جان خود را در خطر میدید، به بهانه جمعآوری طلاها به سمت ویترین مغازه رفت و یکباره زنگ خطر را به صدا درآورد.
دستپاچه شدن دزد ناشی
با شنیده شدن صدای زنگ خطر، سارق مسلح وحشتزده مرد طلافروش را تهدید به مرگ کرد.
در همین موقع چند نفر از همسایهها با شنیدن صدای زنگ خطر طلافروشی، به مغازه نزدیک شدند و با دیدن سارق مسلح که صاحب مغازه را به گروگان گرفته بود، آن محل را محاصره کردند. سارق مسلح وقتی خود را در حلقه محاصره مغازهداران دید که هر کدام چوب و چماق در دست دارند، با انداختن سلاح خود را تسلیم کرد.
با دستگیری این متهم، یکی از مغازهداران با مرکز فوریتهای پلیسی 110 تهران تماس گرفت و ماجرا را خبر داد.دقایقی بعد ماموران انتظامی با حضور در محل حادثه، سارق مسلح را به مرکز پلیس منتقل کردند.
اعتراف دزد مسلح
سارق مسلح در بازجوییهای پلیسی گفت: مشکل مالی داشتم و در پی به دست آوردن پولی برای پرداخت بدهیهایم بودم. بنابراین ماجرا را با یکی از دوستانم در میان گذاشتم که او پیشنهاد کرد از یک طلافروشی سرقت کنیم.
متهم یادآور شد: یک هفته پیش از سرقت چند بار به عنوان مشتری وارد مغازه شدیم و محل را بررسی کردیم. تا این که روز حادثه به عنوان مشتری وارد مغازه طلافروشی شدم و دوستم بیرون منتظـر من ماند، ولــی هوشیاری همسایهها و مرد طلافروش، ما را در اجرای نقشهمان ناکام گذاشت.
بنابراین گزارش، متهم با قرار قانونی روانه زندان شد. جستجو برای دستگیری همدست فراریاش ادامه داد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: